فیسبوک سیستم عامل اینترنت

مارک زوکربرگ بنیانگذار شبکه اجتماعی فیسبوک و منتخب مرد سال 2010 مجله ی تایمهفته ی پیش مجله ی تایم در یک اقدام پر سر و صدا و بحث برانگیز مارک زوکر برگ موسس  شبکه ی اجتماعی فیسبوک را به عنوان مرد سال 2010 انتخاب کرد. موضوع آنقدر داغ و جنجالی بود که خبر آن به سرعت، در سایر رسانه های جمعی، مطبوعات و سایت ها و بلاگ ها و شبکه های اجتماعی مثل خود فیسبوک و توئیتر و .. پخش شد. واکنش مردم دنیا به این خبر، آنچنان شدید بود که خود این واکنش نیز در بسیاری از سایت های خبری، تبدیل به خبر شد. با توجه به نظرسنجی هایی غیررسمی که پیش از اعلام نهایی مجله ی تایم انجام شده بود، بسیاری از صاحب نظران و حتی مردم عادی انتظار داشتند که (باید) جولیان آسانگ بنیان گذار سایت ویکیلیکس به عنوان مرد سال انتخاب و معرفی شود که چنین نشد. خیلی ها مجله تایم را متهم کردند به همراهی با دولت هایی که به نوعی  از افشاگری های اخیر ویکیلیس آزرده خاطر شده بودند. خیلی ها اما مارک زوکربرگ و فیس بوک را هدف قرار داده بودند که بخصوص در یک سال گذشته جز خدشه دار کردن حریم خصوصی کاربرانش کار دیگری انجام نداده و چطور شده که این شخص به عنوان مرد سال مجله ی تایم معرفی می شود؟ عده ای را عقیده بر این بود که شاید مجله ی تایم دارد به نوعی به بیل گیتس آینده نان قرض می دهد تا در آینده اگر نیاز شد برای حل برخی از مشکلات مالی و اقتصادی اش به کمک آن مجله آید. برخی معتقد بودند که این انتخاب حتی قرار است به فروش فیلم «شبکه ی اجتماعی» که داستان زندگی زوکربرگ است چه در اکران عمومی و چه در عرضه ی آن به صورت دی وی دی کمک کند. تصویر روی جلد مجله ی تایم خود حدیث مفصل خود را داشت و بسیاری از منتقدان آن را هم مورد تجزیه و تحلیل و تفسیر قرار داده بودند.

آنچه در این یادداشت می خواهم به آن بپردازم اما، این نیست که چرا مجله ی تایم زوکربرگ جوان را به عنوان مرد سال 2010 انتخاب کرد، چرا که مجله تایم، در آن شماره خود، در یادداشت سردبیر به تفصیل به این موضوع پرداخته است و دیگر نیازی به توضیحات من  و شرح بیشتر آن نیست. آنچه مسلم است این است که شبکه ی اجتماعی فیسبوک در حال حاضر بیش از 500 میلیون کاربر دارد یعنی  به عبارتی: 1.6 برابر جمعیت کنونی ایالات متحده امریکا. بدون شک این رقم، رقم قابل توجهی است. درست است که جولیان آسانگ بنیان گذار ویکی لیکس بسیاری از اسناد (که حرف و حدیث درباره آن نیز بسیار است) محرمانه دولت ها و از جمله امریکا را در سایتش افشا و منتشر ساخته است که در مناسبات سیاسی کشورها چه در داخل و چه در خارج تاثیرات فراوانی گذاشته است، اما فیسبوک زوکر برگ جوان هم در طی این سالها، علیرغم تمام موضوعات و حاشیه هایی که در مورد نقض حریم خصوصی کاربران این شبکه ی اجتماعی مطرح بوده بی تاثیر نبوده است. حتی معتقدم براستی تاثیر آن خیلی خیلی بیشتر بوده است و بار دیگر معتقدم که این تاثیر، اثرات بیشتر خود را بخصوص در سالهای آینده نشان خواهد داد.

ما در حال حاضر فقط با یک شبکه ی اجتماعی با بیش از 500 میلیون کاربر سر و کار نداریم. فیسبوک در نوع خودش یک پدیده است و بسیاری از کارشناسان پلتفرم آن را سیستم عامل اینترنت می دانند. شما توجه کنید به این قابلیت هیجان انگیز تبدیل این شبکه ی اجتماعی از یک شبکه ی ساده ی دوست یابی و ارتباطات جوانان کم سن و سال، به شبکه ای برای توسعه نرم افزارها و نیز شبکه ای برای کاربردهای  تجاری و بازرگانی و بازاریابی کالا و خدمات. اتفاقی که در فاصله ی سه سال گذشته روی داده است و اینکه بسیاری از شرکت ها و موسسات و کسب و کارها برای تبلیغ و بازاریابی کالاها و خدمات خود به آن روی آورده اند – که به آن «بازاریابی رسانه های اجتماعی» می گویند. بسیاری از برنامه های کاربردی جدیدی که برای این پلتفرم نوشته شده است، هریک به نوعی می توانند در حال حاضر و حتی در آینده ی نزدیک  انقلابی در چگونگی کارکرد ما با اینترنت ایجاد کنند. شرکت و موسسات بدون شک دیگر نمی توانند حضور بر روی فیسبوک را نادیده بگیرند چرا که جمعیت فوق العاده زیادی که می توانند مشتریان بالقوه یا بالفعل آنان باشند در این فضا به سر می برند. برنامه های کاربردی متعددی برای این پلتفرم نوشته شده است که به مرور دارند تخصصی تر و کاملتر می شوند و برخی از آنها در همین زمان، به کار آمده اند تا حضور کسب و کارها بر روی فیسبوک را قدرت بیشتری دهند. اینها از جمله مواردی است که بسیاری از مردم عادی با آن آشنا نیستند و از آن مطلع نیستند و نمی دانند که در حال حاضر و نیز آینده، این پلتفرم و این ابزار و برنامه های کاربردی تا چه حد می تواند روی موفقیت کسب و کار آنها تاثیر فراوانی بگذارد. اما آنها که دستی در کار و مطالعه این پلتفرم دارند، به خوبی می دانند که موسس جوان این شبکه ی اجتماعی به راستی چه کرده است.

تفاوت بین فروش مستقیم و بازاریابی چندسطحی یا بازاریابی شبکه ای

چندی پیش، در یکی از شبکه های اجتماعی، امیر، یکی از دوستان، نوشته بود که «پیش بینی میشود که در فاصله ی کوتاهی پس از پایان قرن ، در کشورهای غربی یک سوم کالاها و خدمات به وسیله بازاریابی چندسطحی عرضه خواهند شد و در کشورهای در حال توسعه تا سال 2110 این آمار 50 درصد افزایش می یابد. … از کتاب دوام آوردن تنها راز موفقیت – مارک و رنه رید یارنل …….. نظرتون چیه؟ و من نوشتم : چنین چیزی دیگر نیست و نمی تواند باشد – در غرب هم الان صحبت از مرگ (زودرس) بازاریابی شبکه ای است – جایگزین بازاریابی شبکه ای شیوه ای است که به آن بازاریابی رسانه های اجتماعی می گویند. البته بازاریابی شبکه ای همیشه به عنوان یک مدل کسب و کار مطرح خواهد بود اما به مرور در حال زوال است چرا که بازگشت سرمایه گذاری در آن دیگر تضمین شده نیست بخصوص در کشورهایی مثل ایران که این مدل از همان ابتدا با مخالفت شدید دولت و مقابله با آن رو به رو شد.

از من پرسیده شد که : آیا این نظر شخصی شماست یا با استناد به چیری این رو گفتین؟ صحت آمار بالا رو میشه از با مراجعه به این آدرس فهمید :

فروش مستقیمنوشتم: این را با استناد به بیش از ده سال تحقیق و مطالعه می گویم. متاسفانه ما در ایران در زمینه روند تحولات یکی دو فاز عقب هستیم – این را من نه فقط امروز که 5 شش سال پیش در مصاحبه ای با تلویزیون ایران هم گفتم که تلویزیون آن را هیچگاه پخ…ش نکرد تا مردم مطلع شوند گفتند مردم هنوز کشش این حرف ها را ندارند – حالا هم همینطور است تمام رسانه های اجتماعی را به بهانه سیاسی بودن فضایشان محدود کرده اند چون فکر می کنند که مردم ما کشش این حرف ها را ندارند. این را به استاد به این می گویم که امروز در فضای مجازی همه روی آورده اند به رسانه های اجتماعی و نه بازاریابی شبکه ای و اگر عده ای هم مانده اند همان ها هستند که در مورد تغییر مقاومت می کنند. شخصا هیچ ایرادی به آماری که ارائه داده ای ندارم. یک زمانی بازاریابی شبکه ای در ایران ورد زبان شد که گلد کویست و امثال آن شروع به فعالیت گسترده کردند. بعد دولت مخالفت کرد، کوئستی ها به بازاریابی شبکه ای گفتند تجارت الکترونیک و با تغییر نام دادن آن به کارشان ادامه دادند – این چیزی است که در خارج از کشور و امریکا هم افتاده است که اصطلاحا به آن می گویند زیر چتر عنوان یا چیزی دیگر رفتن -، برخی از افراد مثل من این طرف و آنطرف نشستیم و صحبت کردیم که بابا جان این با آن فرق دارد، اینها هیچ ربطی به هم ندارند، دو موضوع کاملا جدا هستند، بعد آنها آمدند و فروش مستقیم را با ام ال ام و بازاریابی شبکه ای یکی دانستند. بابا جان اینها با هم فرق می کنند شما به همین سایت که آمارش را اعلام کردید بروید و تاریخچه ی فروش مستقیم را بخوانید – کجا آنجا گفته است که این همان ام ال ام یا بازاریابی شبکه ای است؟ فروشنده های دوره گرد هم دارند فروش مستقیم انجام می دهند – در همین متروی خودمان در تهران این ها همان فروشنده ها هستند که کار فروش مستقیم را دارند انجام می دهند – تولید کننده ها در مقطعی در امریکا در اوایل قرن بیشتم (1900) روی آوردند به استخدام افرادی که به عنوان فروشنده کالاها را زیر بغلشان می زدند و می بردند دم خانه ها می فروختند – این روش، به نام فروش مستقیم – معروف شد. این چه ربطی دارد به ام ال ام؟ الان هم که من دارم می گویم بحث، بحث همان فروش مستقیم است ولی نه بازاریابی شبکه ای یا ام ال ام – کمپانی ها روی وب در سطح شبکه های اجتماعی و رسانه های اجتماعی مثل فیس بوک و توئیتر و … کالاهایشان را به صورت مستقیم می فروشند. همه چیز دست خودشان است و حتی کالا ها بر اساس درخواست ساخته می شوند و پس دریافت درخواست خرید درب منزل به مردم تحویل می شوند. این هیچ ربطی به بازاریابی شبکه ای و بازاریابی چند سطحی یا ام ال ام ندارد – فروش کالا و خدمات است به صورت مستقیم از تولید به مصرف. اگر به تاریخچه ی فروش مستقیم در همان سایت مراجعه کنید نیز این متن زیر را خواهید یافت. شما دراین متن که از همان منبع است چه اشاره ای به شرکت ها و طرح های ام ال ام و بازاریابی چند سطحی و بازاریابی شبکه ای می بینید؟ این درست مثل همان زمانی است که در ایران – یا برخی دیگر از نقاط دنیا – عده ای به بازاریابی شبکه ای گفتند تجارت الکترونیک و بعد حالا فروش مستقیم !!!

شرکت ها ممکن است برای فروش کالا و خدماتشان چند نوع استراتژی یا مدل کسب و کار را در پیش بگیرند مثلا هم فروش مستقیم داشته باشند، هم بازاریابی شبکه ای سالم یا ام ال ام و هم بازاریابی سنتی از طریق واسطه های عمده فروش و توزیع کننده ها و دلال ها و … ولی این به آن معنی نیست که فروش مستقیم همان ام ال ام است یا ام ال ام همان تجارت الکترونیک است – حرف من این است – اینها با هم تفاوت دارد

از من پرسیده شد که وضعیت نتورک مارکتینگ را چگونه می بینم در ظرف 5 سال گذشته در ایران – نوشتم: در مورد این سوال که آیا وضعیت نتورک ایران در شرایط فعلی نسبت به 5 سال گذشته بهتر شده یا بدتر؟ به نظرم، بهتر شده است، چون 5 سال پیش دولت ایران به کل منکر وجود یک همچین مدلی برای کسب و کار بود اما سال پیش که وزارت بازارگانی اعلام کرد که چیزی به عنوان بازاریابی شبکه ای واقعی وجود دارد به نظرم یک قدم به جلو بود – اما وقتی که بعد از آن، هیچ شرکتی را نپذیرفت – یا هنوز نپذیرفته – و آن شرط بیست میلیون تومانی را گذاشت دو قدم به عقب رفت. وضع بهتر شده چون مردم با این موضوع بیشتر از 5 سال پیش آشنا شده اند و تجربه ی بیشتری در مورد آن دارند. اما در کل ما درجا زده ایم درست در جایی که تغییرات شدیدی در این زمینه در دنیا بوقوع پیوست و ما از آن دور ماندیم. در ایران را می گویم.

اما دوستان بازهم از من منابع بیشتری خواستند:نوشتم : این بحث فقط بحث من و شما نیست و این موضوعی است که سالهاست که بر سر آن بحث است. اما در حقیقت، بحث، بحثی جالب و در عین حال خواندنی هم هست. در این زمینه ها، هر نویسنده ای و هر محققی نظر خاص خود را دارد و آنها در کتاب های خود این را آورده اند. به عنوان مثال، پاتریک دان و رابرت اف لاش در کتاب خرده فروشی خود آورده اند که فروش مستقیم با بازاریابی چند سطحی دو چیز کاملا متفاوت هستند. فروش مستقیم روش توزیع است در حالی که بازاریابیی چند سطحی یکی از چندین و چند طرح پاداشی یا همان Compensation Plan در فروش مستقیم است. متاسفانه تعداد منابعی که این دو را با هم قاطی کرده اند و کار را به اینجا رسانده اند از منابعی که این اشتباه و سوء تفاهم را حل و برطرف ساخته اند بیشتر است. فروش مستقیم یک کانال فروش است (یعنی یک جور شیوه ی توزیع کالاست) …که می توان آن را با فروشگاه های خرده فروشی سنتی و یا فروشگاه های اینترنتی و امثالهم مقایسه کرد و از آنها مثال آورد. بازاریابی چند سطحی یک سیستم پاداش دهی است مثل کمیسیون دادن ها، پورسانت دادن ها، جایزه دادن ها و در سود شریک کردن. فقط و فقط نکته ای که این وسط هست این است که بسیاری از شرکت هایی که در کار فروش مستقیم هستند و البته نه همه از سیستم پاداش دهی پند سطحی یا همان بازاریابی شبکه ای یا بازاریابی چند سطحی هم استفاده می کنند و به همین جهت این دو اصطلاح از دید بسیاری از محققین مترادف یکدیگر نیستند. بگذار من با یک مثالی این را روشن کنم. یک فروشنده ی جارو برقی یا کتاب یا هر چیز دیگر که خانه به خانه می رود و کالایش را می فروشد برای فروش خود درآمدی دارد و این فروش را، فروش مستقیم می گویند. مثال دیگر یک فروشگاه اینترنتی مثلا آمازون یا کامپیوتر دل از طریق فروشگاه اینترنی خود کتاب، سی دی یا در مورد شرکت دل ، کامپیوتر می فروشد و این را بدون آن سیستم پاداش دهی چندسطحی یا بازاریابی چندسطحی، یا ام ال ام یا بازاریابی شبکه ای انجام می دهد. این را می گویند فروش مستقیم. منابع این موضوع در اینترنت هست.

یک نکته ی دیگر ار هم اینجا بگویم و آن این است که فروش مستقیم با بازاریابی مستقیم هم فرق دارد و دوستان علاقمند به این مباحث باید تفاوت های اینها را بدانند. فروش مستقیم در رابطه با نمایندگان فروش منفردی است که به صورت مستقیم با مشتریان ارتباط برقرار می کنند و با آنها وارد معامله می شوند. اما بازاریابی مستقیم در مورد سازمان ها یا شرکت ها و کسب و کارهایی است که بدون کمک یا مداخله ی مشاورین یا نمایندگان و پایانه های فروش (مثلا فروشگاه ها) می خواهند خودشان با مشتریان ارتباط برقرار کنند. مثال این موضوع : مثلا شرکت انتشاراتی است که من بیش از ده سال است دارم با آنها کار می کنم، نماینده ی فروش ندارد، خودش بازار فروش اش را پیدا می کند، خودش آگهی می زند، خودش نامه های تبلیغاتی یا اصطلاحا نامه های فروشش را تهیه می کند و ارسال می کند.

این مبحث هم خیلی مهم است و هم اینکه خیلی در مورد آن ضد و نقیض نوشته و شنیده شده است. اما یک تفاوت اساسی که فروش مستقیم با بازاریابی چند سطحی دارد در این است که در فروش مستقیم، کالا ها، کالاهایی هستند که بادوام تر یا عمردار هستند مثل کامپیوتر، مثل اتومبیل ولی در مورد بازاریای شبکه ای کالاها مصرفی هستند، یعنی خیلی زود تمام می شوند، مثل لوازم آرایش، مواد خوراکی، یا کاغذ چاپ، تونر یا جوهر پرینتر، مواد دارویی. درآمد کسانی که در فروش مستقیم کار می کنند حاصل از پورسانت یا کمیسیونی که دریافت می کنند معمولا بیشتر است و اینها نیازی ندارند که زنجیره ای از خریداران را در زیر مجموعه ی خود داشته باشند.

برای منبع: من فکر می کنم اینجا هم منبع خوبی است که می بینید در قسمت پاسخ به سوالات متداول همین تفاوت را قایل شده است در زیر قسمت که در مورد تفاوت بین فروش مستقیم و بازاریابی چند سطحی داده شده است.

با شناخت بازار هدف فروش را افزایش دهید

به صفحه ی سمینارهای فروش - تابان خواجه نصیری بر روی فیس بوک بپیوندیددربخش «یادداشت ها» ی  صفحه ی «سمینارهای فروش – تابان خواجه نصیری» بر روی فیس بوک یادداشتی دارم تحت عنوان «با شناخت بازار هدف فروش را افزایش دهید» که بخش های مهم آن مطلب را هفته پیشتر از آن، در همان صفحه و نیز توئیترم برای ایجاد امکان بحث و تبادل نظر در مورد آن ارسال کرده بودم. برای مشاهده و مطالعه این نوشته، لازم است تا به صفحه ی سمینارهای فروش بپیوندید و به بخش یادداشتها بروید. توجه : مشاهده و مطالعه این مقااله تنها برای هواداران این صفحه امکان پذیر است.

«می خواهم ایده ی تازه ای را با شما مطرح کنم، ایده ای که بدون شک می تواند وضعیت کسب و کار شما را بهتر کند. ایده ای که سالهاست در سمینارهایم به نوعی به آن اشاره کرده ام و از اهمیت آن گفته ام. این ایده یا فکر جدید این است که بیایید با خودتان رو راست باشید، از خودتان بپرسید که آیا واقعا در کسب و کار خود آنقدر موفق بوده اید که فروش داشته باشید؟ آیا حقیقتا مشتری برای کسب و کار خود داشته اید؟ آیا اصلا کسب و کاری که در خور شما باشد داشته اید؟ ادامه در بخش یادداشت های صفحه ی سمینارهای فروش اینترنتی – تابان خواجه نصیری بر روی فیس بوک…

چرا بازاریابی اینترنتی مهم است؟

به صفحه ی سمینارهای بازاریابی اینترنتی - تابان خواجه نصیری بپیوندیددربخش «یادداشت ها» ی  صفحه ی «سمینارهای بازاریابی اینترنتی – تابان خواجه نصیری» بر روی فیس بوک یادداشتی دارم تحت عنوان «چرا بازاریابی اینترنتی مهم است؟» که بخش های مهم آن مطلب را هفته پیشتر از آن، در همان صفحه و نیز توئیترم برای ایجاد امکان بحث و تبادل نظر در مورد آن ارسال کرده بودم. برای مشاهده و مطالعه این نوشته، لازم است تا به صفحه ی سمینارهای بازاریابی اینترنتی بپیوندید و به بخش یادداشتها بروید. توجه : مشاهده و مطالعه این مقااله تنها برای هواداران این صفحه امکان پذیر است.

«یکی از سوالات مهمی که ممکن است در ذهن شما مطرح شود این سوال مهم و اساسی است که اساسا چرا بازاریابی اینترنتی مهم است؟ در این یادداشت کوتاه قصد دارم به نوعی به این سوال مهم پاسخ دهم و شما را با دنیای سراسر شور و شوق جدیدی تحت عنوان بازاریابی اینترنتی آشنا سازم. بسیار خوب، اولین گام در شروع یک کسب و کار اینترنتی چه می تواند باشد؟ بر این عقیده ایم که اولین گام می تواند این باشد که شما ابتدا یک کالا یا خدمات مورد نیاز و مطلوب داشته باشید. کالایی که برای تولید آن وقت، سرمایه و نیروی کاری قابل توجهی اختصاص داده اید. خدماتی که برای عرضه ی آن به بازار خدمات، بسیار روی آن فکر و مطالعه کرده اید و بعد از بررسی های بسیار در بازار هدف به این نتیجه رسیده اید که اگر آن خدمات را عرضه کنید، پاسخی درخور و مناسب به نیاز بازار فراهم آورده اید. ادامه در بخش یادداشت های صفحه ی سمینارهای بازاریابی اینترنتی – تابان خواجه نصیری بر روی فیس بوک…

چگونه در بازاریابی رسانه های اجتماعی موفق شویم؟

صفحه ی بازاریابی رسانه های اجتماعی - تابان خواجه نصیری بر روی فیس بوکدیروز یادداشت تازه ای نوشتم دربخش «یادداشت ها» ی  صفحه ی «بازاریابی رسانه های اجتماعی – تابان خواجه نصیری» بر روی فیس بوک تحت عنوان «چگونه در بازاریابی رسانه های اجتماعی موفق شویم؟» که بخش های مهم آن مطلب را روز قبل تر از آن، در همان صفحه و نیز توئیترم برای ایجاد امکان بحث و تبادل نظر در مورد آن ارسال کرده بودم. برای مشاهده و مطالعه این نوشته، لازم است تا به صفحه ی بازاریابی رسانه های اجتماعی بپیوندید و به بخش یادداشتها بروید. توجه : مشاهده و مطالعه این مقااله تنها برای هواداران این صفحه امکان پذیر است.

«یک سری سوالات مهم و اساسی در خصوص بازاریابی رسانه های اجتماعی مطرح است که سعی می کنم در این نوشتار کوتاه حداقل به یکی از این سوالات پاسخ دهم. قطعا یکی از این سوالات این است که اساسا ما چطور می توانیم در بکارگیری این شیوه ی نوین بازاریابی موفق شویم؟ آیا بازگشت سرمایه گذاری در این نوع بازاریابی تضمین شده است؟ در استفاده از بازاریابی رسانه های اجتماعی ما با چه چالش هایی رو به رو خواهیم شد؟ وقتی که خواستم پاسخ این سوالات را بدهم فکر کردم بهتر است این مبحث را به صورت پست های مجزا در صفحه ی «بازاریابی رسانه های اجتماعی – تابان خواجه نصیری» در فیس بوک قرار دهم تا به این ترتیب امکان بحث و موشکافی در آن برای تک تک جملاتم با اعضاء فراهم شود. ادامه در بخش یادداشت های صفحه ی بازاریابی رسانه های اجتماعی – تابان خواجه نصیری بر روی فیس بوک…

رشد و گسترش بازاریابی اینترنتی – هم خبر خوب، هم خبر بد

بازاریابی اینترنتیبازاریابی اینترنتی از بازاریابی جستجو گرفته تا انواع و اقسام روش های تبلیغ بر روی اینترنت، صنعتی است که روز به روز در حال توسعه و پیشرفت است. در حال حاضر شرکت ها، موسسات و افراد بسیاری در دنیا به این صنعت جدید و رو به گسترش روی آورده اند. برخی از صاحب نظران بر این عقیده اند که بازاریابی اینترنتی در عین حال که یک صنعت است، هنر هم هست و برخی دیگر آن را اصلا یک هنر می دانند – چرا که ما در این زمینه با اموری خلاقانه سر و کار داریم و در این صنعت یا هنر، خلاقیت حرف اول را می زند.

در فضای وب و اینترنت مدل های کسب و کار متعددی وجود دارد که بازاریابان اینترنتی باید با این مدل ها آشنا باشند. در سمینار جدیدی که اطلاعات بیشتر مربوط به آن به زودی در صفحه ی سمینارهای سایتاینجا اعلام می شود علاقمندان را با برخی از مهمترین و متداول ترین مدل های کسب و کار آنلاین و چالش های پیش رو آشنا می سازم.

باید بپذیریم که اینترنت در حال حاضر و تاکنون بزرگترین و گسترده ترین بازار منحصربفرد برای فروش کالا و خدمات بر روی کره زمین بوده است. در یک دهه ی گذشته، بخصوص، این بازار در فضای مجازی، رشد بی نظیر و غیر قابل تصوری داشته است و علائم و نشانه های متعددی حاکی از این واقعیت است که این رشد و توسعه ی روزافزون تا سالها بعد کماکان ادامه خواهد داشت.

بسیاری از فعالان، محققین و نویسندگان اینترنت معتقدند که این رشد و توسعه ی روزافزون، هم خبری خوب است و هم خبری بد. خبری خوب است از آن جهت که رشد و توسعه و گسترش عجیب اینترنت نشان دهنده آن است که فرصت های بیشتری (برای تولید، توزیع، بازاریابی  و فروش کالا و خدمات) ایجاد خواهد شد. اما، همین، خبری بد است از آن روی که این رشد، بدان معنی است که اینترنت هر روز جمعیت بیشتری را برای استفاده از فرصت ها به سمت و سوی خود جذب می کند. همانطور که در طی دهه ی گذشته این اتفاق افتاده است و این یعنی رقابت ها، بیشتر و شدیدتر می شود. در این بازی بزرگ، هر کسی می خواهد دست خودش را امتحان کند. صندلی را کنار می زند و پشت میزی می نشیند که بسیاری با دست بازنده، بهترین اوقات زندگی و سرمایه های خود را  باخته اند و تنها عده ی قلیلی از خیل مشتاقان، پیروز میز و میدان بوده اند. این فضای رقابتی شدید، در همین ده سال گذشته، بازندگان و برندگانی به خود دیده است. مهره های بزرگی که به مرور، تحلیل رفته اند و به کلی کنار رفته اند – نمونه اش موتور جستجوی ask.com که زمانی یکی از موثرین بود و همین چند روز پیش اعلام کرد که فن آوری جستجو را به کلی کنار می ذارد.

ما در پیاله «رخ نامه»ی یار دیده ایم

چندی پیش سایت فرارو در خبری نوشته بود که دکتر میرجلال‌الدین کزازی که ساعتی را میهمان «کافه خبر» بوده اند گفته اند که: «من واژه «ر‌خ‌نامه» را به جای «فیس بوک» به کار می‌برم.» از خواندن این مطلب کمی تا حدودی شگفت زده شدم و فکر کردم بد نیست که با اشاره به این بیان، یادداشت هایی بنویسم برای نوآمدگان عرصه ی فرهنگ و ادب به دنیای تجارت و کسب و کار مجازی و رسانه های اجتماعی. جایی در فضای مجازی، نوشتم: «ظاهرا کسی آنجا نبوده که به آقای دکتر یادآوری کند که فیس بوک یک نام یا علامت تجاری است» – اگر «رخ نامه» را برای «فیس بوک» انتخاب کرده اند پس لابد به مایکروسافت هم می گویند «نرم ریز» ! شما اگر قوانین کپی رایت فیس بوک را خوانده باشید حتما دیده اید که حتی گفته است و تاکید کرده است که شما حتی به عنوان کاربر حق ندارید بگویید صفحه ی فیس بوکی من، بلکه باید بگویید صفحه من روی فیس بوک. یک نکته ی جالب دیگر اینکه آقای دکتر فکر می کنند که مطالب به اشتراک گذاشته شده از طرف دوستانشان صرفا برای «ایشان» گردآوری شده است روی رخ نامه شان !! این یک نکته، اما نکته ی دیگری که در روزهای گذشته در فضای مجازی مرا به فکر فرو برد قضیه ی این سریال جدید آقای مهران مدیری است. شاید اطلاع داشته باشید که سریال «قهوه تلخ» روی فیس بوک صفحه ای دارد و به این ترتیب، به نوعی در حال بازاریابی / تبلیغ این محصول از طریق رسانه های اجتماعی است. چند نکته به نظرم رسید که در ادامه آنها را می آورم:

ما در حال حاضر، – در سطح فضای مجازی فارسی زبانان – شاهد تحول و تکامل رسانه های اجتماعی از سطح کنجکاوی و تجربه های ابتدایی و صرف، به سطحی کلیدی در ارتباطات، بازاریابی و کانال های خدماتی در کسب و کار ها هستیم. در بازاریابی اینترنتی، اگر تا پنج شش سال پیش داشتن یک یا چند وب سایت و بازاریابی از طریق پست الکترونیک کفایت می کرد امروز استفاده از بازاریابی رسانه های اجتماعی و حضور فعال در آنها نیز به آن دو، اضافه شده است و چالش اصلی در ایجاد یک سیاست یکپارچه و فراگیر (ترکیبی) از این سه عنصر است در بازاریابی کالا و خدمات، توسعه و حفظ کسب و کارها.  بسیاری از محققین بر این عقیده اند که بازاریابی رسانه های اجتماعی اگرچه ارزان و کم هزینه و استفاده از آن راحت است، اما فوق العاده سخت و انجام و اجرای آن بسیار سخت تر از آن چیزی است که فکرش را می کنید و در عین حال زمان بر است. ایران نبوده اند این محققین که ببینند سختی کار در این فضا یعنی چه – از سرعت کم دسترسی به اینترنت بگیرید تا نبود کتب و کلاس ها و سمینارهای تخصصی و فیلترینگ گسترده سایت ها و وبلاگ ها و ویکی ها و … ممنوعیت سایر رسانه های اجتماعی و شبکه های اجتماعی. عده ای معتقدند که برخی رویدادهای سال گذشته در ایران در اثر وجود و استفاده از رسانه های اجتماعی – مثل توئیتر یا فیس بوک بوده است – عده ای هم با این تفکر مخالفند – این مقاله – اگر کسی به شما گفت که از طریق رسانه های اجتماعی نمی شود بازاریابی کرد و فروش داشت، فقط کافی است که اینجا را به او نشان دهید. کمپانی دل، فقط از طریق توئیتر، با بیش از یک و نیم میلیون دنبالگر، یک میلیون دلار در سال فروش مستقیم دارد. استفاده از رسانه های اجتماعی مثل وبلاگ ها، شبکه های اجتماعی مثل توئیتر، فیس بوک و …، ویکی ها و انجمن های آنلاین برای بازاریابی و فروش سریعترین راه برای رسیدن به مردم و بازار هدف شماست. این، باور بسیاری از محققین حال حاضر رسانه های اجتماعی است. مارک زوکربرگ از فیس بوک می گوید چون موتور جستجوی بینگ در مقابل گوگل یک (سگ) تو سری خورده است با آن قصد گسترش همکاری دارد ! اینجا و من چند نکته جالب دیدم: یکی اینکه تاکید می شود که گوگل در زمینه جستجو کماکان قدرت را در دست دارد و در راس است. دوم اینکه بحث ارتباط جستجو با رسانه های اجتماعی تا چه حد اهمیت دارد، نکته ی دیگر این است که فیس بوک در حالی که می خواهد با بینگ مایکروسافت در مقابل گوگل و شبکه ی اجتماعی که وعده اش را داده یعنی گوگل می – همکاری هایش را گسترش دهد، در عین حال بینگ و مایکروسافت را به شدت تحقیر می کند. همین است دیگر … دنیا و فضای مجازی هم آداب خودش را  دارد. جایی خواندم که بر اساس یک تحقیق در بریتانیا، بیش از 50 درصد از شرکت ها و کسب و کارهای کوچک استفاده از شبکه های اجتماعی را بی فایده خوانده اند – این هم نگرش دیگری است. اما یادمان نرود که ماهیت اصلی و اساسی رسانه های اجتماعی که از آن می توان به عنوان ستون اصلی نیز یاد کرد «به اشتراک گذاشتن» است. شما وقتی موضوعی را یافتید که ارزش مطرح شدن داشت، آن را با دیگران به «اشتراک» می گذارید و درباره آن می نویسید و این می شود فعالیت در فضای رسانه های اجتماعی. بر اساس یک پژوهش در سال 2009 ، 64 درصد از بازاریابان (اینترنتی) 5 ساعت یا بیشتر در هفته از رسانه های اجتماعی برای بازاریابی کالا و خدمات خود استفاده می کنند. 39 درصد از بازاریابان 10 ساعت یا بیشتر در هفته را اختصاص می دهند به بازاریابی از طریق رسانه های اجتماعی و 9.6 درصد بیش از 20 ساعت در هفته را برای بازاریابی رسانه های اجتماعی اختصاص داده اند. در این پژوهش، ارتباط مستقیمی وجود دارد بین دانش و تجربه ی بازاریابان از مفاهیم و ابزارهای مورد استفاده در بازاریابی از طریق رسانه های اجتماعی و زمانی که در هفته به این کار اختصاص می دهند – هر چقدر تجربه و دانش در این مورد کمتر باشد طبیعتا زمان کمتری در هفته به این امر اختصاص داده شده است. حالا چرا اینها را گفتم ؟ بخاطر این که یادآوری کنم که باید توجه داشت که مهترین مزیت استفاده از رسانه های اجتماعی در بازاریابی کالا و خدمات این است که این نوع بازاریابی باعث می شود تا کسب و کار ما بیشتر در معرض دید عمومی قرار گیرد و یا به عبارت دیگر باعث می شود تا کسب و کار ما در فضای آنلاین جلوه و نمایش بیشتری داشته باشد. برگردم به قهوه ی تلخ یا نه؟ نه حالا زود است. اجازه دهید که ادامه دهم به بیان این که : از دیگر مزایای استفاده از بازاریابی رسانه های اجتماعی بالا رفتن ترافیک سایت، افزایش مشترکین و خبرنامه ها است – بنابر این می بینید که این شیوه نوین بازاریابی به سایر اقدامات ما در زمینه بازاریابی اینترنتی کمک شایان توجهی می کند. بازاریابی رسانه های اجتماعی باعث می شود تا رتبه بندی سایت (/کسب و کار) ما در موتورهای جستجو بالا رود. اینجا هم ارتباط تنگاتنگ آن با بازاریابی اینترنتی و بازاریابی از طریق موتورهای جستجو – (بخصوص جستجوی آنی – سرویس جدید گوگل) کاملا مشهود است. و همینطور جستجوی در لحظه و در زمان واقعی– سرویس دیگری از گوگل که مختص رسانه های اجتماعی است –  در بازاریابی، برای رساندن پیام خود به مشتریان و مصرف کنندگان، از تبلیغ استفاده می کنیم، جای دیگر می گوییم وقتی که ارتباط خودمان را با مخاطبین افزیش می دهیم، در واقع داریم کالا و خدماتمان را تبلیغ می کنیم و با بازاریابی رسانه های اجتماعی، ما روی ارتباطات اجتماعی تاکید خاص داریم پس با آن هم داریم به شیوه ای بسیار ارزان تبلیغ می کنیم و ااین هم یکی دیگر از مزایای استفاده از بازاریابی رسانه های اجتماعی است. همین جا اعلام کنم که کلسترول و چربی خون من هم رفته بالا و این هم یکی دیگر از مزایای بازاریابی رسانه های اجتماعی است🙂

بر اساس نظرسنجی یک شرکت سرمایه گذاری در امریکا ، 70 درصد از میلیونرها روی فیس بوک و سایر رسانه های اجتماعی حضور دارند – اینجا. نمی دانم چرا هی سریال قهوه ی تلخ یادم می آید؟! اگرچه بسیاری از رسانه های اجتماعی و شبکه های اجتماعی با قصد تفریح و سرگرمی شکل گرفتند اما به مرور زمان بسیاری از مردم برای توسعه کسب و کارهایشان روی آورده اند به این شبکه ها – بنابر این بد نیست اگر بگوییم وب باعث شده است که مردم دنیا هوشمندتر شوند و. من این را قبلا در مطلبی که به انگلیسی نوشته بودم و در آرشیو سایتم موجود است آنجا گفته بودم که ماهیت مکتوب وب باعث شده مردم بیشتر فکر کنند. پس ما ایرانی ها چرا کمتر فکر می کنیم؟ از طرف دیگر رسانه های اجتماعی، بخصوص وبلاگ ها و فروم ها فضای ویژه ای برای یادگیری پدید آورده اند، دانش آموزان و دانشجویان از این فضای جدید می توانند برای تمرین آموخته هایشان استفاده کنند – آنها به دست و قلم حرفه ای ها نگاه می کنند و آنچه آنان انجام می دهند را به دقت زیر نظر می گیرند و به سرعت آن آموخته را در وبلاگ / سایت یا پروژه شان تمرین می کنند. پس حرفه ای ها باید خیلی مراقب عملکرد خودشان باشند. به عنوان مثال اجازه دهید از رسانه های رسمی در ایران بگویم:

رسانه های ایران در انعکاس اخبار مربوط به آنچه در سطح رسانه های اجتماعی دنیا در جریان است فوق العاده ضعیف عمل می کنند و به کل از جریان اصلی اخبار و خیلی چیزهای دیگر عقب مانده اند. مثال می آورم: شما در هیچیک از رسانه های ایران نخوانده اید که در حال حاضر 70 درصد از حرفه ای های تامین منابع انسانی از فیس بوک برای تامین نیروهای خود استفاده می کنند. چرا این خبر مهم است؟ مثال می آورم البته برای یک کمی تفریح و سرگرمی هم بد نیست: در هیچ رسانه ایرانی نخوانده اید که بیشترین هواداران در فیس بوک متعلق به کدام شخصیت است، خب… اولیش که مایکل جاکسون است – اما دومی اش چیست؟ دومی اش از همه جالب تر است: هومر سیمپسون (: – حالا البته از شوخی گذشته – فکر می کنم که دومین شخصیت پرطرفدار در فیس بوک لیدی گاگا باشد – مایکل جاکسون با بیش از 22 میلیون هوادار و لیدی گاگا با کمی بیش از 21 میلیون – خب شک نباید کرد که رسانه های ایران این موضوعات را پوشش نمی دهند! اما حرف من چیز دیگری است: شما در کدام رسانه ایرانی خوانده اید که در حال حاضر در فیس بوک فروش برنامه های کاربردی به یکی از کسب و کارهای پر رونق و موفق تبدیل شده است؟ این یکی را که می توانستند پوشش بدهند! بگذارید تا باز هم مثالی ذکر کنم : و این خبر دیروز – زمان نگارش مطلب –  است – در کدام رسانه ی آنلاین و غیر آنلاین درباره اش خوانده اید که – بر اساس یک تحقیق ثروتمندان فیس بوک را دوست ندارند … یعنی می شود؟ یعنی عوامل تهیه کننده ی سریال قهوه ی تلخ فیس بوک را دوست ندارند؟ پس چرا رفته اند روی فیس بوک، صفحه ای راه اندازی کرده اند؟مثال می آورم: شما در کدام رسانه ایرانی خوانده اید که در حال حاضر تعداد دنبالگر های روزنامه نیویورک تایمز در توئیتر از تیراژ چاپی اش هم بالاتر رفته است منبع
به این نکته دقت کنید که خبر، خبر  دو روز پیش  – 21 اکتبر 2010 – است. خبری که لینک آن در بالا آمد لینک به گزارشی خواندنی از موسسه پیو هست که فکر کنم قبلا هم به آن اشاره کرده بودم.

یکی از علل عقب ماندگی ما ایرانی ها بخصوص ایرانی های داخل کشور در زمینه رسانه های اجتماعی، فیلترینگ گسترده سایت ها و شبکه های اجتماعی است – دنیا در این زمینه بیش از 99 درصد جلوتر از ماست. علت دیگر عدم استفاده صحیح از این ابزارهای فوق العاده سریع و حرفه ای است در جهت فرهنگ سازی، در جهت بسط و گسترش و انتقال اطلاعات، دانش و مفاهیم مربوط به رسانه های اجتماعی. علت دیگر عقب ماندگی ما متکی بودن بسیاری از دانشجویان و حتی متخصصین ما به متون، اخبار و مقالات ترجمه شده است و دلیل دیگر این است که اصلا در فضای مجازی آنطور که باید و شاید فعال نیستیم.

اما وضعیت کسب و کار در امریکا و استفاده از رسانه های اجتماعی

یک موسسه امریکایی به نام امریکن اکسپرس اپن از 726 شرکت و کسب و کار کوچک در امریکا نظرسنجی و تحقیق به عمل آورده است که نتایج جالبی نسبت به تحقیق مشابه در سال گذشته نشان داده است. بر اساس این تحقیق این موسسه متوجه شده است که کسب و کارهای کوچک در امریکا با استفاده از بازاریابی از طریق رسانه های اجتماعی، اجتماعی تر شده اند. از هر ده نفر صاحبان کسب و کار در امریکا 4 نفر گفته اند که در حال حاضر از رسانه های اجتماعی مثل فیس بوک و توئیتر به عنوان بخشی از برنامه بازاریابی کالا و خدمات خود استفاده می کنند.

نکته ی جالب در این تحقیق این بوده است که بررسی سال گذشته ی این موسسه حاکی از آن بوده که تنها یک به ده نفر از صاحبان مشاغل از رسانه های اجتماعی استفاده می کردند. این موسسه متوجه شده است که دلیل اصلی این رویکرد سریع و گرایش بیشتر به فن آوری این بوده است که رسانه های اجتماعی ابزاری رایگان برای بازاریابی کالا و خدمات و برای کسب و کار ها بوده است.

از دیگر دلایل استفاده از رسانه های اجتماعی برای بازاریابی مساله ارائه خدمات دو سویه به مشتریان و بیشتر درگیر کردن مشتریان با کالا و خدمات و مزایای استفاده از آنها و همینطور بازاریابی ویروسی بوده است.

بخصوص در شرایط کنونی اقتصاد جهانی که شرایط فوق العاده سختی برای کسب و کارها بوده است: هزینه های تبلیغات سنتی (چاپی و رادیو-تلویزیونی) بسیار بالاست و بودجه های بازاریابی و تبلیغاتی شرکت ها به شدت کاهش یافته است.

نکته ی قابل توجه دیگر در این تحقیق آن بوده است که شرکت ها به نمایش آدرس کسب و کارهایشان بر روی فیس بوک روی کارت های ویزیت شان تمایل نشان داده اند و این خیلی جالب است.

نتیجه: رسانه های اجتماعی برای تان جایگاه و سکویی فراهم می آورد تا با بازارایابی از طریق آن با مشتریان بالقوه و بالفعل تان ارتباطی دوسویه برقرار کنید – این سکو یا جایگاه الزاما برای فروش کالا یا خدماتتان نیست بلکه بیشتر ابزاری است برای ایجاد، حفظ و گسترش ارتباط با مشتری.

کارکرد رسانه های اجتماعی با رسانه های مورد استفاده در بازاریابی سنتی – روزنامه ها، مجلات، رادیو، تلویزیون و … – متفاوت است. در رسانه های قدیمی شما به سمت و سوی مخاطبین و مشتریان سخن پراکنی می کنید و در رسانه های اجتماعی با ارائه کمک، اطلاعات رایگان و سعی در حل مشکلات و ارائه خدمات حتی پیش از فروش با آنها سخن می گویید.

بازاریابی از طریق رسانه های اجتماعی کار ساده ای نیست: سختی کار در شنیدن – مانیتور کردن – بیشتر و ایجاد فضایی برای دیالوگ و مکالمات بیشتر (با مشتری) است.

در فاصله ی شش سال گذشته رسانه های اجتماعی بسیاری از قوانین بازی در سطح وب و دنیای مجازی و حتی در سطح دنیای واقعی پیرامون را تغییر داده اند – به عنوان مثال رسانه های اجتماعی حتی دارند شیوه روایت داستان را تغییر می دهند – ما در سطح وب شاهد آن هستیم که بین مردم، بین شرکت ها و کسب و کارها با خودشان و با مردم دیالوگ های واقعی ایجاد می شود. به عنوان مثال:»وال استریت ژورنال از طریق توئیتر خود به مخاطبینش پاسخ می دهد و آنها را راهنمایی می کند و پاسخ سوالاتشان را می دهد، پرسش و پاسخ ها آنقدر جالب و جذاب است که از آنها در روایت داستان های آنلاین استفاده می شود و حتی کتاب هایی دیجیتالی بین مخاطبین تهیه و توزیع شده است – سایت های دیگر هم همین تجربیات را داشته اند …

اما سریال قهوه ی تلخ و حضورش بر روی فیس بوک

صفحه قهوه تلخ مورد بحث روی فیس بوک: اینجا است – به آدرس زیر هم  توجه کنید:
http://www.facebook.com/pages/Ghahve-Talkh-qhwh-tlkh/147069211980389?v=inf

سوالات متعددی در رابطه با این صفحه در ذهنم مطرح شد که می خواهم در اینجا با شما درمیان بگذارم: یک موضوع مهم این است که : آیا این صفحه، صفحه ی رسمی قهوه تلخ است؟ کاربران از کجا متوجه می شوند؟ تمام محتوای پست های این صفحه در مورد این است که از کاربران خواسته شده است که از سریال کپی نکنند و استفاده کنندگان کپی رایت را محترم بشمارند. پس کپی رایت یکی از دغدغه های مهم این صفحه است و همانطور که می دانیم به خصوص شخص آقای مهران مدیری و تهیه کنندگان روی موضوع کپی رایت و رعایت آن تاکید دارند. این خیلی خوب است اما کافی نیست. در فاصله ی سه هفته ای که این سریال به بازار عرضه شده است در اخبار برخی خبرگزاری ها و سایت های خبری و همچنین وبلاگ ها و انجمن های آنلاین این بحث مطرح شده است که خود طرح این سریال، کپی برداری از داستان ماشاالله خان در بارگاه هارون الرشید – نوشته ی ایرج پزشکزاد است که هیچ اشاره ای و پاسخی به آن داده نشده است، همینطور تصنیف استفاده شده در تیتراژ سریال هم کاری قدیمی از خواننده : سیما مافیها. آهنگساز و شاعر : علی اکبر شیدا است که هیچ اشاره ای هم به آنان نشده است. در کار بازاریابی رسانه های اجتماعی / کار ما – به عنوان بازاریاب های اجتماعی – این است که ابتدا به حرف و سخن و گلایه های مردم گوش کنیم و پاسخی قانع کننده داشته باشیم که صفحه ی «قهوه تلخ» بر روی فیس بوک تاکنون چنین کاری انجام نداده است و بکلی در این موارد سکوت اختیار کرده است. چرا؟

یکی از کارکردهای حضور در سطح رسانه های اجتماعی، روابط عمومی است و این وظیفه / جنبه روابط عمومی صفحه محصول بر روی شبکه ی اجتماعی است که در مقابل افکار عمومی در زمان مقتضی و مناسب پاسخگو باشد / عدم پاسخگویی قطعا به اعتبار مجموعه لطمه خواهد زد. در رابطه با قرعه کشی های مربوط به جوایز این سریال اطلاع رسانی فوق العاده ضعیفی در سطح رسانه ها انجام شد در همین حد که همان هفته ی اول یک قرعه کشی انجام شده است / اما در این صفحه هیچ اطلاع رسانی در این زمینه صورت نگرفته است – چرا؟ اخبار متعددی در خصوص این سریال در رسانه های خبری منعکس شده است اما به ندرت می توان به آن اخبار و آرشیو در این صفحه دسترسی داشت یعنی من که ندیدم – و این هم از نظر من یک کاستی و نقصان است. یک نکته تا یادم نرفته همان آدرس صفحه است که نشان می دهد ایجاد کننده ی صفحه فرد آشنا و واردی در زمینه بازاریابی رسانه های اجتماعی نیست به علت های متعددد از جمله عملکرد و … در قسمت اینفوی (اطلاعات) صفحه اشاره شده است به سایت رسمی قهوه تلخ  http://www.ghahvetalkh.net   … بنابر این انتظار می رود که این صفحه، صفحه ی رسمی سریال باشد که نگران کپی رایت هم هست. (در تاریخ نگارش)  این صفحه بیش از 2400 هوادار دارد که برخی از هواداران نظراتشان را درباره سریال گفته اند و حتی انتقاداتی هم به آن داشته اند – تقریبا می توانم بگویم که به هیچیک از یادداشت های کاربران و هواداران پاسخی داده نشده است و فقط یک بار یک عذرخواهی از طرف کارگردان داشته است برای تاخیر در توزیع یکی از بسته ها – به همین دلیل و به دلایل دیگر که ذکر شد می گویم که این صفحه بازاریابی رسانه های اجتماعی انجام نمی دهد و فقط یک حضور ساده است در صورتی که می توانست خیلی فعال تر و حرفه ای تر عمل کند و از این پلتفرم (جایگاه / سکو) استفاده بهتری ببرد. اما با توجه به برخی از مطالب و اظهار نظر هایی که مدیریت صفحه انجام داده است به نظر می رسد که این صفحه یک صفحه ی رسمی نیست که در این صورت باز هم روابط عمومی سریال باید هر چه سریعتر نسبت به روشن شدن این موضوع اقدام کند.
تا زمان نگارش – به این مورد هم پاسخی داده نشده است: انتقاد گرافیستها از پوستر قهوه تلخ

سخن آخر:
مشابه این صفحه – هواداران سریال قهوه ی تلخ – بر روی فیس بوک بسیار است. شرکت های متعددی از ناشر، تولید کننده و افراد مشاهری چون نویسندگان، هنرمناند و بازیگران و موزیسین ها و … روی فیس بوک صفحه ی خود را ایجاد کرده اند و با توجه به شهرتی که در رسانه هایی چون رادیو، سینما و تلویزیون و مطبوعات و … دارند هواداران بسیاری را به دور خود گردآورده اند. حرف من و پیام من به این شرکت ها و دوستان عزیز و محترم این است که رسانه های اجتماعی – مثل فیس بوک، توئیتر، یوتوب و … ابزار و مدیوم پیچیده و در عین حال ساده، ارزان و تازه ای هستند که (به لطف موسسین و برنامه نویسان وب) برای موفقیت های بیشتر شما در اختیارتان قرار گرفته اند. اگر حرفه اش را ندانید و درباره اش مطالعه نداشته باشید … دست تان را خواهند برید و به آنی می توانند بر علیه شما در ایجاد تبلیغ افواهی منفی عمل کنند.  هوشمندانه و حرفه ای از آنها استفاده کنید.