بایگانی

Posts Tagged ‘کالا’

رشد و گسترش بازاریابی اینترنتی – هم خبر خوب، هم خبر بد

بازاریابی اینترنتیبازاریابی اینترنتی از بازاریابی جستجو گرفته تا انواع و اقسام روش های تبلیغ بر روی اینترنت، صنعتی است که روز به روز در حال توسعه و پیشرفت است. در حال حاضر شرکت ها، موسسات و افراد بسیاری در دنیا به این صنعت جدید و رو به گسترش روی آورده اند. برخی از صاحب نظران بر این عقیده اند که بازاریابی اینترنتی در عین حال که یک صنعت است، هنر هم هست و برخی دیگر آن را اصلا یک هنر می دانند – چرا که ما در این زمینه با اموری خلاقانه سر و کار داریم و در این صنعت یا هنر، خلاقیت حرف اول را می زند.

در فضای وب و اینترنت مدل های کسب و کار متعددی وجود دارد که بازاریابان اینترنتی باید با این مدل ها آشنا باشند. در سمینار جدیدی که اطلاعات بیشتر مربوط به آن به زودی در صفحه ی سمینارهای سایتاینجا اعلام می شود علاقمندان را با برخی از مهمترین و متداول ترین مدل های کسب و کار آنلاین و چالش های پیش رو آشنا می سازم.

باید بپذیریم که اینترنت در حال حاضر و تاکنون بزرگترین و گسترده ترین بازار منحصربفرد برای فروش کالا و خدمات بر روی کره زمین بوده است. در یک دهه ی گذشته، بخصوص، این بازار در فضای مجازی، رشد بی نظیر و غیر قابل تصوری داشته است و علائم و نشانه های متعددی حاکی از این واقعیت است که این رشد و توسعه ی روزافزون تا سالها بعد کماکان ادامه خواهد داشت.

بسیاری از فعالان، محققین و نویسندگان اینترنت معتقدند که این رشد و توسعه ی روزافزون، هم خبری خوب است و هم خبری بد. خبری خوب است از آن جهت که رشد و توسعه و گسترش عجیب اینترنت نشان دهنده آن است که فرصت های بیشتری (برای تولید، توزیع، بازاریابی  و فروش کالا و خدمات) ایجاد خواهد شد. اما، همین، خبری بد است از آن روی که این رشد، بدان معنی است که اینترنت هر روز جمعیت بیشتری را برای استفاده از فرصت ها به سمت و سوی خود جذب می کند. همانطور که در طی دهه ی گذشته این اتفاق افتاده است و این یعنی رقابت ها، بیشتر و شدیدتر می شود. در این بازی بزرگ، هر کسی می خواهد دست خودش را امتحان کند. صندلی را کنار می زند و پشت میزی می نشیند که بسیاری با دست بازنده، بهترین اوقات زندگی و سرمایه های خود را  باخته اند و تنها عده ی قلیلی از خیل مشتاقان، پیروز میز و میدان بوده اند. این فضای رقابتی شدید، در همین ده سال گذشته، بازندگان و برندگانی به خود دیده است. مهره های بزرگی که به مرور، تحلیل رفته اند و به کلی کنار رفته اند – نمونه اش موتور جستجوی ask.com که زمانی یکی از موثرین بود و همین چند روز پیش اعلام کرد که فن آوری جستجو را به کلی کنار می ذارد.

Advertisements

مقاله ی جدید: چگونه می‌توانيم بهترين راهبردها را در بازاريابی و فروش بيابيم؟

يکی از سوالات متداولی که در هفته های اخير از طرف مخاطين، بازديد کنندگان و اعضای خبرنامه هايم به دستم رسيده است اين بوده که از کجا و چگونه می‌توانيم بفهميم که چه استراتژيي در بازاريابی و فروش کالا و خدمات بهترين و کاراترين استراتژی ما می‌تواند باشد. فرزانه ف. از کيش، از من پرسيده است: برای يافتن بهترين راهبرد در فروش کالا چه بايد انجام بدهيم؟ – کوروش ن. از مشهد پرسيده است: برای فروش بيشتر يا بالا بردن فروش کالاهايمان چه کار می‌توانيم بکنيم؟ – اينها برخی از سوالات دوستان است که سعي می‌کنم هرچند به اختصار تا آنجايي که در حد اين خبرنامه ها اجازه می‌دهد به آنها پاسخ بگويم. مطلب را می توانید اینجا بخوانید: چگونه می‌توانيم بهترين راهبردها را در بازاريابی و فروش بيابيم؟

دیده بانی رسانه های اجتماعی چیست؟

پیش از پرداختن به موضوع بازاریابی رسانه های اجتماعی یا به عبارت دیگر بازاریابی از طریق رسانه های اجتماعی باید با موضوع دیگری تحت عنوان دیده بانی رسانه های اجتماعی یا همان Social Media Monitoring بپردازیم و با آن بیشتر آشنا شویم. دیده بانی رسانه های اجتماعی از شنیدن و دیدن، از مطالعه و بررسی آغاز می شود. به این مفهوم که ما باید ابتدا ببینیم و بشنویم که دیگران در مورد ما و برند ما چه می گویند. ابتدا زیر نظر می گیریم و دیده بانی می کنیم و بعد وراد گفتگو ها می شویم. باید ببینیم که چه سایت ها و وبلاگ هایی در مورد ما صحبت می کنند، در کدام شبکه های اجتماعی چون فیس بوک، توئیتر و یوتوب یا فیلکر و … از ما، کالا و خدماتمان صحبت می شود. چه می گویند و چه نظری درباره ما و فعالیت های ما دارند. فال گوش نشستن در فضای رسانه های اجتماعی یکی از فعالیت های شرکت های ارائه کننده کالا و خدمات است. این موضوع نه فقط در مورد تولید کنندگان و یا عرضه کنندگان کالا و خدمات صحت دارد که حتی در مورد وبلاگنویسان و فعالان عرصه ی شبکه های اجتماعی نیز صدق می کند. دیده بانی رسانه های اجتماعی به این مفهوم است که شما باید از آنچه در سایر رسانه ها، وبلاگ ها، ویکی ها، انجمن ها و شبکه های اجتماعی می گذرد به صورتی هوشمندانه مطلع باشید. آیا صحبتی از شما به عنوان وبلاگنویس هست؟ آیا جایی از شما به عنوان یک نویسنده صحبتی به میان آمده است ؟ آیا به عنوان تولید کننده کالا یا عرضه کننده خدمات ( مثل بیمه، خدمات مسافرتی و …) ذکری به میان آمده است؟ آیا مردم از کالا و خدمات شما راضی بوده اند؟ شما ابتدا از طریق ابزارهای آنلاینی که در اختیار دارید (بسیاری از این ابزارها به صورت رایگان از طریق سرویس دهنده هایی چون یاهو و گوگل یا تکنوراتی و … در دسترس است) می توانید استفاده کنید و در شرایطی نیز ممکن است از شرکت های تخصصی دیگری که در این زمینه فعالیت دارند با پرداخت حق الزحمه ها و یا حق اشتراک هایی ماهانه یا سالانه یا موردی استفاده کنید. آنچه مسلم است این است که دیده بانی یا نظارت هوشمندانه می تواند کسب و کار شما را بسازد و محافظت کند. با دیده بانی رسانه های اجتماعی شما می توانید همچنین فعالیت رقبایتان را نیز تحت نظر داشته باشید. دقت کنید ببینید مردم در مورد رقبای شما چه می گویند.

ابزارهای رسانه های اجتماعی حقیقتا شیوه ها و روش های ارتباطی ما را تغییر داده اند و به همین ترتیب است که این ابزارها شیوه ها و روش های بازاریابی مان را تغییر دهند که آن را نیز متحول ساخته اند.

برای موفقیت در شبکه های اجتماعی باید اعتماد مخاطبین را به خود و به کالا و خدماتی که ارائه می دهیم جلب کنیم. برای همین است که باید به جای تبلیغ صرف& به ایجا د محتوا روی بیاوریم. شبکه ها و رسانه های اجتماعی باعث می شوند تا شما معتبر باشید. باعث می شوند تا مخاطبین بیشتری داشته باشید& بیشتر در موردتان صحبت شود& باعث می شود تا حضورتان در فضای وب حس  شود و آشنایی ها خیلی راحت تر صورت گیرد.

ارتباط و تماس با مشتری برای فروش بيشتر

به این سوالات توجه کنید چون قرار است در ادامه مطلب به آنها پاسخ دهم تا آنجا که امکانش باشد و فرصت کنم: مجید ا. از من پرسیده است «چگونه مي توانم براي خريد اجناس فروشگاه خودم ، با شركتهاي وارد كننده معتبر ارتباط برقرار كنم ؟» مهدی آ. پرسیده است «شيو ه هاي ارتباط با مشتري در بازار يابي خدمات چگونه است ؟» و یا بسیاری از دوستان عزیز دیگر که خواستار اطلاعات بیشتر در خصوص «ارتباط با مشتری» هستند مثل محمد خ. – رومینا ع. و سیامک ف. و علی و نرجس از شیراز که فکر می کنند در ارتباط اجتماعی ضعف دارند و … عده ای از دوستان هم از من خواسته بودند که در خصوص فروش کالا و خدمات در زمانی که اوضاع و احوالات اقتصاد رو به کسادی می گذارد بیشتر بنویسم، همینطور برخی از دوستانی چون فرشته عزیز که برایم نوشته است که فروشگاه پوشاک زنانه دارد و از من راهنمایی خواسته است . يا مسعود آ. عزیز که از من در مورد روش های فروش قطعات كامپيوتر (سخت افزار ) به عمده فروشان كشور پرسیده بود و با تشکر از دوستان دیگر س. موسوی و فریا م..

اجازه دهید مطلبی را که می خواهم بنویسم را اینگونه آغاز کنم که اساسا کسی که کسب و کاری را راه می اندازد باید دائما به فکر و به دنبال کسی باشد تا با او صحبت یا ملاقات کند. او باید به دنبال برقراری ارتباط و تماس باشد. بدون تماس و ارتباط درست مثل این است که کسب و کارمان را برایش فاتحه ای خوانده باشیم و مجلس ختمش را گرفته باشیم و برایش حلوا را هم پخش کرده باشیم. صاحبان کسب و کار ها، صاحبان مشاغل آزاد، کارآفرين ها و فروشگاه ها و فروشنده ها و امثال این به هر طریق ممکن به دنبال یافتن کسی هستند تا بتوانند کالا یا خدمات خود را به او بفروشند. بدون فروش کالا و خدمات، چرخ کسب و کار نمی چرخد، شما باید گردش پول نقد در سیستم خود داشته باشید تا بتواند از عهده قبض ها و بدهی هايتان بر بیایید. اگر در مغازه یا دفتر کار خود بنشینید و با کسی تماس و ارتباط نداشته باشید درست مثل این است که در مغازه را قفل کرده و بسته باشید و چراغ ها را هم خاموش کرده باشید و سیم تلفن را هم از وسط بریده باشید و … بدون ارتباط فروش کالا یا خدمات ممکن نیست. در عین حال بدون ارتباط شما نمی توانید کالا های مورد نظر و مورد نیاز مشتریان را تهیه کنید. پس شما نیازمند ایجاد و برقراری تماس هم با تولید کننده ها و عرضه کنندگان کالاو خدمات دارید و هم نیاز دارید با مشتریان احتمالی خود تماس برقرار کنید و هر چه بیشتر و بهتر نیازهای واقعی آنان را بشناسید. باید اطلاعات تان به روز باشد: چه کسی تولید کننده است؟ به چه قیمتی؟ بازار چه خبر است؟ بازارهای جدید کجا هستند؟ به غیر از این شما لازم است با کارمندان و کارگران و همکاران و مشتریان قدیم و … هم ارتباط و تماس خود را حفظ کنید.

در پروسه و عملکرد فروش و بازاریابی کالا و خدمات یک گرایش مهم و واقعی هم وجود دارد و آن این است که ما با دل و جان بپذیریم که نیازهایی داریم. نیاز داریم به کالا و خدمات جدیدی برای ارائه، نیاز داریم به ایجاد، خلق، حفظ و نگهداری ارتباطات کاری. برای فروش، نیاز داریم به مشتری، برای بقا نیاز داریم به گردش و جریانی از پول نقد و نیاز داریم به انعطاف پذیری بیشتر. ما باید قبول کنیم که نیازمند برنامه های باز آموزی هستیم، باید قبول کنیم که ناچاریم مهارت های جدید بیشتری بیاموزیم و این را نیز باید بپذیریم که خوب انجام دادن کارها، فردا همانند خوب کار کردن و انجام دادن کارها در امروز نیست و نخواهد بود.

برای همین ایجاد و تداوم همین ارتباطات است که صاحبان کالا و خدمات می روند و فروشگاه باز می کنند – برای همین می روند و در نمایشگاه ها شرکت می کنند برای همین تبلیغ و بازاریابی می کنند. برای همین رو به الگوهای مختلف از جدید گرفته تا قدیم دست می زنند. برای همین بهم ایمیل می زنند و از هم سوال می کنند و هدیه می دهند. کالا و خدمات و مزایای استفاده از آنها مهم هستند اما برقراری ارتباط و تماس از آن هم مهم تر است. انسانها تمایل دارند به ایجاد و برقراری ارتباط و حفظ و تداوم آن ارتباط. برای همین است که برنامه های CRM (مدیریت ارتباط با مشتری) خریداری می کنند و از جدید ترین فن آوری های نوین استفاده می کنند تا ارتباط برقرار شود و به درستی تداوم یابد. می پرسید چگونه ارتباط برقرار کنم؟ من به شما توصیه نمی کنم که از طریق ایمیل، ایمیل برای ارسال اطلاعات خوب است اما راه مناسبی برای ارتباط نیست. اما می توانید لیستی از تولیدکننده ها و یا مشتریان خود فراهم کنید و به آنها تلفن بزنید، با آنها در دفتر خود قرار ملاقات بگذارید. درست است. همین حالا گوشی تلفن را بردارید حال و احوالی بپرسید از مشتریان سابق تان و اگر کارکنانین دارید از آنها بخواهید که این ارتباط را حفظ کنند و برقرار نگاه دارند.

ببینید، در بازاریابی خدمات کار از بازاریابی کالا بسیار سخت تر است خصوصا وقتی قرار باشد خدماتی را از روی اینترنت بازاریابی کنید. شیوه های مختلفی هست ولی آنچه مهم تر است این است که کیفیت و تعداد آن به نظرم باید بیشتر باشد. همانطور که می دانید خدمات چندنوع است، چون فروشنده های کالا هم به نوعی درگیر هستند با فروش خدمات : خدمات قبل از فروش، خدمات در حین فروش، خدمات بعد از فروش و خدمات حتی بدون فروش. شما باید همه این ها را درنظر بگیرید. شما باید به نظرم ارتباطات را در نظر بگیرید. ارتباطات قبل از فروش، ارتباطات در حین فروش، ارتباطات، ارتباطات بعد از فروش و حتی ارتباطات بدون فروش. نظرتان چیست؟ آیا در این باره فکر کرده اید. شاید امروز وقت آن باشد که یک بازنگری انجام دهید در یک یا پنج یا ده سال گذشته خود. از لحاظ کاری یا غیر کاری. محض رضای خدا هم که شده ارتباطات خود را با خودتان، با خانواده تان، با همکارانتان، با دوستانتان، با مشتریان‌تان، حتی با رقبا و دشمنان‌تان خوب کنید، مطمئن باشید که وضعیت و فضای کار و زندگی تان تغییر می کند. یادتان باشد اگر از کاری که می کنید لذت ببرید، پول خودش راه را به سوی شما پیدا خواهد کرد.

مجید ا. از من پرسیده است «چگونه مي توانم براي خريد اجناس فروشگاه خودم ، با شركتهاي وارد كننده معتبر ارتباط برقرار كنم ؟» مهدی آ. پرسیده است «شيو ه هاي ارتباط با مشتري در بازار يابي خدمات چگونه است ؟» و یا بسیاری از دوستان عزیز دیگر که خواستار اطلاعات بیشتر در خصوص «ارتباط با مشتری» هستند مثل محمد خ. – رومینا ع. و سیامک ف. و علی و نرجس از شیراز که فکر می کنند در ارتباط اجتماعی ضعف دارند و … فکر کردم این شماره را برای شما هم ارسال کنم که از من پرسیده بودید در خصوص فروش کالا و خدمات در زمانی که اوضاع و احوالات اقتصاد رو به کسادی می گذارد و یا برای آن دسته از دوستانی چون فرشته عزیز که برایم نوشته است که فروشگاه پوشاک زنانه دارد و از من راهنمایی خواسته است. يا مسعود آ. عزیز که از من در مورد روش های فروش قطعات كامپيوتر (سخت افزار ) به عمده فروشان كشور پرسیده بود و با تشکر از دوستان دیگر س. موسوی و فریا م..

اجازه دهید مطلبی را که می خواهم بنویسم را اینگونه آغاز کنم که اساسا کسی که کسب و کاری را راه می اندازد باید دائما به فکر و به دنبال کسی باشد تا با او صحبت یا ملاقات کند. او باید به دنبال برقراری ارتباط و تماس باشد. بدون تماس و ارتباط درست مثل این است که کسب و کارمان را برایش فاتحه ای خوانده باشیم و مجلس ختمش را گرفته باشیم و برایش حلوا را هم پخش کرده باشیم. صاحبان کسب و کار ها، صاحبان مشاغل آزاد، کارآفرين ها و فروشگاه ها و فروشنده ها و امثال این به هر طریق ممکن به دنبال یافتن کسی هستند تا بتوانند کالا یا خدمات خود را به او بفروشند. بدون فروش کالا و خدمات، چرخ کسب و کار نمی چرخد، شما باید گردش پول نقد در سیستم خود داشته باشید تا بتواند از عهده قبض ها و بدهی هايتان بر بیایید. اگر در مغازه یا دفتر کار خود بنشینید و با کسی تماس و ارتباط نداشته باشید درست مثل این است که در مغازه را قفل کرده و بسته باشید و چراغ ها را هم خاموش کرده باشید و سیم تلفن را هم از وسط بریده باشید و … بدون ارتباط فروش کالا یا خدمات ممکن نیست. در عین حال بدون ارتباط شما نمی توانید کالا های مورد نظر و مورد نیاز مشتریان را تهیه کنید. پس شما نیازمند ایجاد و برقراری تماس هم با تولید کننده ها و عرضه کنندگان کالاو خدمات دارید و هم نیاز دارید با مشتریان احتمالی خود تماس برقرار کنید و هر چه بیشتر و بهتر نیازهای واقعی آنان را بشناسید. باید اطلاعات تان به روز باشد: چه کسی تولید کننده است؟ به چه قیمتی؟ بازار چه خبر است؟ بازارهای جدید کجا هستند؟ به غیر از این شما لازم است با کارمندان و کارگران و همکاران و مشتریان قدیم و … هم ارتباط و تماس خود را حفظ کنید.

در پروسه و عملکرد فروش و بازاریابی کالا و خدمات یک گرایش مهم و واقعی هم وجود دارد و آن این است که ما با دل و جان بپذیریم که نیازهایی داریم. نیاز داریم به کالا و خدمات جدیدی برای ارائه، نیاز داریم به ایجاد، خلق، حفظ و نگهداری ارتباطات کاری. برای فروش، نیاز داریم به مشتری، برای بقا نیاز داریم به گردش و جریانی از پول نقد و نیاز داریم به انعطاف پذیری بیشتر. ما باید قبول کنیم که نیازمند برنامه های باز آموزی هستیم، باید قبول کنیم که ناچاریم مهارت های جدید بیشتری بیاموزیم و این را نیز باید بپذیریم که خوب انجام دادن کارها، فردا همانند خوب کار کردن و انجام دادن کارها در امروز نیست و نخواهد بود.

برای همین ایجاد و تداوم همین ارتباطات است که صاحبان کالا و خدمات می روند و فروشگاه باز می کنند – برای همین می روند و در نمایشگاه ها شرکت می کنند برای همین تبلیغ و بازاریابی می کنند. برای همین رو به الگوهای مختلف از جدید گرفته تا قدیم دست می زنند. برای همین بهم ایمیل می زنند و از هم سوال می کنند و هدیه می دهند. کالا و خدمات و مزایای استفاده از آنها مهم هستند اما برقراری ارتباط و تماس از آن هم مهم تر است. انسانها تمایل دارند به ایجاد و برقراری ارتباط و حفظ و تداوم آن ارتباط. برای همین است که برنامه های CRM (مدیریت ارتباط با مشتری) خریداری می کنند و از جدید ترین فن آوری های نوین استفاده می کنند تا ارتباط برقرار شود و به درستی تداوم یابد. می پرسید چگونه ارتباط برقرار کنم؟ من به شما توصیه نمی کنم که از طریق ایمیل، ایمیل برای ارسال اطلاعات خوب است اما راه مناسبی برای ارتباط نیست. اما می توانید لیستی از تولیدکننده ها و یا مشتریان خود فراهم کنید و به آنها تلفن بزنید، با آنها در دفتر خود قرار ملاقات بگذارید. درست است. همین حالا گوشی تلفن را بردارید حال و احوالی بپرسید از مشتریان سابق تان و اگر کارکنانین دارید از آنها بخواهید که این ارتباط را حفظ کنند و برقرار نگاه دارند.

ببینید، در بازاریابی خدمات کار از بازاریابی کالا بسیار سخت تر است خصوصا وقتی قرار باشد خدماتی را از روی اینترنت بازاریابی کنید. شیوه های مختلفی هست ولی آنچه مهم تر است این است که کیفیت و تعداد آن به نظرم باید بیشتر باشد. همانطور که می دانید خدمات چندنوع است، چون فروشنده های کالا هم به نوعی درگیر هستند با فروش خدمات : خدمات قبل از فروش، خدمات در حین فروش، خدمات بعد از فروش و خدمات حتی بدون فروش. شما باید همه این ها را درنظر بگیرید. شما باید به نظرم ارتباطات را در نظر بگیرید. ارتباطات قبل از فروش، ارتباطات در حین فروش، ارتباطات، ارتباطات بعد از فروش و حتی ارتباطات بدون فروش. نظرتان چیست؟ آیا در این باره فکر کرده اید. شاید امروز وقت آن باشد که یک بازنگری انجام دهید در یک یا پنج یا ده سال گذشته خود. از لحاظ کاری یا غیر کاری. محض رضای خدا هم که شده ارتباطات خود را با خودتان، با خانواده تان، با همکارانتان، با دوستانتان، با مشتریان‌تان، حتی با رقبا و دشمنان‌تان خوب کنید، مطمئن باشید که وضعیت و فضای کار و زندگی تان تغییر می کند. یادتان باشد اگر از کاری که می کنید لذت ببرید، پول خودش راه را به سوی شما پیدا خواهد کرد.

بازاريابی و بهره وری

اين مطلب را می خواهم به موضوع مهم بهره‌وری اختصاص دهم. موضوعی که بسیاری از دوستانم در مورد آن سوال می کنند و از من خواسته اند که در رابطه با این موضوع و بازاریابی اشاراتی داشته باشم. به عنوان مثال خانم منصوره عزیز برایم نوشته است «می خواستم بدانم چطور می توان یک بازار یاب خوب بود من دوست دارم این کار را یاد بگیرم چون فکر می کنم با راهنمایی های بیشتر در این کار می توانم موفقیت بیشتری کسب کنم تا در کارهای دیگر. من در یک شرکت سیستم های امنیتی کار می کنم و در این شرکت من هم حسابدارم، هم منشی ، بازاریاب ، طراح عکس ، فروشنده و خلاصه همه کار می کنم و بدتر از همه (این است که) از حسابداری بدم می آید هیچوقت هم حسابهایم درست از آب در نمی آید این آخری یک درد دل کوچک بود ببخشید که این مطلب اینقدر زیاد شد با تشکر … »

اما پاسخ من: برایشان نوشتم که «شرایط شما را کاملا درک می کنم و تا حدودی با مشکلات و دردسرهایی که دارید آشنا هستم. این تقریبا در ایران موضوعی عادی شده است که شرکت ها و سازمانها برای کاستن از هزینه هایشان – جا و مکان، حقوق و دستمزد و پاداش و بیمه و … – به نوعی از پرسنل خود یک جور «آچار فرانسه» می سازند و البته شاید این شرکت ها نمی دانند که با این روش کارایی و علاقه و بازده افراد به مرور زمان کم می شود.

توصیه ام به این دوست عزیز این بود که آرام آرام مسئولیت های خود را کمتر کنید و با توافق مدیریت شرکت روی یک یا دو موضوعی بیشتر متمرکز شوید که به انجام آن در ساعات کاری علاقمندید. بارها این را در خبرنامه هایم نوشته ام که کاری را انجام دهید که به آن عشق می ورزید. برای اینکه یک بازاریاب خوب شوید باید مهارت ها و دانش و اطلاعات ویژه ای داشته باشید.»

اما اول از همه برای کار در زمینه بازاریابی باید به این کار علاقه داشته باشید. از کاری که دارید انجام می دهید باید لذت ببرید. پول برایتان مهم نباشد بلکه پاسخ گفتن به نیاز مردم و زندگی مردم را با محصولی (کالا / خدمات) بهتر و راحت تر ساختن هدف باشد. برای کار در زمینه بازاریابی، باید محصول خود را بخوبی بشناسید و توصیه ما این است که محصولی را بازاریابی کنید که خودتان مصرف کننده اش هستید و آن را در میان سایر برندها به عنوان یک محصول خوب پذیرفته اید، وقتی چنین باشد شما از پیدا کردن بازار برای آن محصول خوشحال خواهید شد و از کار و زندگی تان لذت خواهید برد. برای اینکه برای کالا یا خدماتی بازاری پیدا کنید باید «نیاز» واقعی آن بازار را و در واقع «بازار هدف» خود را بخوبی بشناسید و آن زمان پیام خود را – مبنی بر این که ما می دانیم نیاز واقعی شما چیست و آن را شناسایی کرده ایم و پاسخی برایش یافته ایم و این هم فهرستی از مزایا و منافع حاصل از استفاده از این کالا یا خدمات و … – برای آن بازار ارسال کنید. در اینجاست که شما پیامی را برای بازار هدف خود تبلیغ می کنید. اگر شما کالا یا خدمات درست را یافته باشید، (زمان) و مکان درست را یافته باشید، قیمت گذاری درستی انجام داده باشید و ابزارها و استراتژی های تبلیغی مناسبی را انتخاب و اتخاذ کرده باشید قطعا موفق خواهید شد. یادتان باشد که بازاریاب یخچال فریزر، هرگز نمی تواند یا به سختی می تواند اسکیموها را هدف قرار دهد.

اما در مورد بهره‌وری – درست است که ما می خواهیم با امکانات و تجهیزات موجود بیشترین بازده را داشته باشیم – اما آخه این دیگر خیلی از انصاف به دور است که همه ی کارها را بر دوش یک نفر سوار کنیم و فکر کنیم که داریم برای رسیدن به بهره وری بیشتر و بالاتر تلاش می کنیم. درست است بهره‌وری یعنی کار بیشتر ولی با استرس کمتر. یک کار را بهتر و درست تر و بیشتر انجام دادن بهره‌وری اش به مراتب بیشتر است از چند کار را با هم و ناقص انجام دادن. موافق نیستید؟ ببینید چه اتفاقی می افتد وقتی ما هم بخواهیم بازاریاب باشیم و هم فروشنده و هم حسابدار و هم منشی و هم پاسخ تلفن ها را بدهیم، هم نامه ها را بایگانی کنیم و هم عکس بگیریم و فتوشاپی اش کنیم و اسکن کنیم و ببریم چاپ خانه و … اینجوری امکان اینکه کار ها و وظایفمان با هم قاطی شود بسیار زیاد خواهد بود. من معتقدم که فروشندگی با بازاریابی و (البته خیلی کارهای دیگر با هم) متفاوت است به همین جهت که فروشنده لزومی ندارد کالایش را خوب بشناسد. فروشنده ای که کامپیوتر می فروشد را در نظر بگیرید. اما بازاریاب لازم است که از کالا و خدماتی که قرار است به مشتری داده شود بخوبی آگاه باشد. بنابر این لازم است نیاز مشتری را بخوبی بداند و در جستجوی پاسخی مناسب برای این «نیاز» باشد.

شيو ه هاي ارتباط با مشتري در بازار يابي خدمات چگونه است ؟

این مطلب را برای آن دسته از دوستانی می نویسم که از من در خصوص «اهمیت ایجاد ارتباط با مشتری» پرسیده بودند. مجید ا. از من پرسیده است «چگونه مي توانم براي خريد اجناس فروشگاه خودم ، با شركتهاي وارد كننده معتبر ارتباط برقرار كنم ؟» مهدی آ. پرسیده است «شيو ه هاي ارتباط با مشتري در بازار يابي خدمات چگونه است ؟» و یا بسیاری از دوستان عزیز دیگر که خواستار اطلاعات بیشتر در خصوص «ارتباط با مشتری» هستند مثل محمد خ. – رومینا ع. و سیامک ف. و علی و نرجس از شیراز که فکر می کنند در ارتباط اجتماعی ضعف دارند و …

اجازه دهید مطلبی را که می خواهم بنویسم را اینگونه آغاز کنم که اساسا کسی که کسب و کاری را راه می اندازد باید دائما به فکر و به دنبال کسی باشد تا با او صحبت یا ملاقات کند. او باید به دنبال برقراری ارتباط و تماس باشد. بدون تماس و ارتباط درست مثل این است که کسب و کارمان را برایش فاتحه ای خوانده باشیم و مجلس ختمش را گرفته باشیم و برایش حلوا را هم پخش کرده باشیم. صاحبان کسب و کار ها، صاحبان مشاغل آزاد، کارآفرين ها و فروشگاه ها و فروشنده ها و امثال این به هر طریق ممکن به دنبال یافتن کسی هستند تا بتوانند کالا یا خدمات خود را به او بفروشند. بدون فروش کالا و خدمات، چرخ کسب و کار نمی چرخد، شما باید گردش پول نقد در سیستم خود داشته باشید تا بتواند از عهده قبض ها و بدهی هايتان بر بیایید. اگر در مغازه یا دفتر کار خود بنشینید و با کسی تماس و ارتباط نداشته باشید درست مثل این است که در مغازه را قفل کرده و بسته باشید و چراغ ها را هم خاموش کرده باشید و سیم تلفن را هم از وسط بریده باشید و … بدون ارتباط فروش کالا یا خدمات ممکن نیست. در عین حال بدون ارتباط شما نمی توانید کالا های مورد نظر و مورد نیاز مشتریان را تهیه کنید. پس شما نیازمند ایجاد و برقراری تماس هم با تولید کننده ها و عرضه کنندگان کالاو خدمات دارید و هم نیاز دارید با مشتریان احتمالی خود تماس برقرار کنید و هر چه بیشتر و بهتر نیازهای واقعی آنان را بشناسید. باید اطلاعات تان به روز باشد: چه کسی تولید کننده است؟ به چه قیمتی؟ بازار چه خبر است؟ بازارهای جدید کجا هستند؟ به غیر از این شما لازم است با کارمندان و کارگران و همکاران و مشتریان قدیم و … هم ارتباط و تماس خود را حفظ کنید.

در پروسه و عملکرد فروش و بازاریابی کالا و خدمات یک گرایش مهم و واقعی هم وجود دارد و آن این است که ما با دل و جان بپذیریم که نیازهایی داریم. نیاز داریم به کالا و خدمات جدیدی برای ارائه، نیاز داریم به ایجاد، خلق، حفظ و نگهداری ارتباطات کاری. برای فروش، نیاز داریم به مشتری، برای بقا نیاز داریم به گردش و جریانی از پول نقد و نیاز داریم به انعطاف پذیری بیشتر. ما باید قبول کنیم که نیازمند برنامه های باز آموزی هستیم، باید قبول کنیم که ناچاریم مهارت های جدید بیشتری بیاموزیم و این را نیز باید بپذیریم که خوب انجام دادن کارها، فردا همانند خوب کار کردن و انجام دادن کارها در امروز نیست و نخواهد بود.

برای همین ایجاد و تداوم همین ارتباطات است که صاحبان کالا و خدمات می روند و فروشگاه باز می کنند – برای همین می روند و در نمایشگاه ها شرکت می کنند برای همین تبلیغ و بازاریابی می کنند. برای همین رو به الگوهای مختلف از جدید گرفته تا قدیم دست می زنند. برای همین بهم ایمیل می زنند و از هم سوال می کنند و هدیه می دهند. کالا و خدمات و مزایای استفاده از آنها مهم هستند اما برقراری ارتباط و تماس از آن هم مهم تر است. انسانها تمایل دارند به ایجاد و برقراری ارتباط و حفظ و تداوم آن ارتباط. برای همین است که برنامه های CRM (مدیریت ارتباط با مشتری) خریداری می کنند و از جدید ترین فن آوری های نوین استفاده می کنند تا ارتباط برقرار شود و به درستی تداوم یابد. می پرسید چگونه ارتباط برقرار کنم؟ من به شما توصیه نمی کنم که از طریق ایمیل، ایمیل برای ارسال اطلاعات خوب است اما راه مناسبی برای ارتباط نیست. اما می توانید لیستی از تولیدکننده ها و یا مشتریان خود فراهم کنید و به آنها تلفن بزنید، با آنها در دفتر خود قرار ملاقات بگذارید. درست است. همین حالا گوشی تلفن را بردارید حال و احوالی بپرسید از مشتریان سابق تان و اگر کارکنانین دارید از آنها بخواهید که این ارتباط را حفظ کنند و برقرار نگاه دارند.

ببینید، در بازاریابی خدمات کار از بازاریابی کالا بسیار سخت تر است خصوصا وقتی قرار باشد خدماتی را از روی اینترنت بازاریابی کنید. شیوه های مختلفی هست ولی آنچه مهم تر است این است که کیفیت و تعداد آن به نظرم باید بیشتر باشد. همانطور که می دانید خدمات چندنوع است، چون فروشنده های کالا هم به نوعی درگیر هستند با فروش خدمات : خدمات قبل از فروش، خدمات در حین فروش، خدمات بعد از فروش و خدمات حتی بدون فروش. شما باید همه این ها را درنظر بگیرید. شما باید به نظرم ارتباطات را در نظر بگیرید. ارتباطات قبل از فروش، ارتباطات در حین فروش، ارتباطات، ارتباطات بعد از فروش و حتی ارتباطات بدون فروش. نظرتان چیست؟ آیا در این باره فکر کرده اید. شاید امروز وقت آن باشد که یک بازنگری انجام دهید در یک یا پنج یا ده سال گذشته خود. از لحاظ کاری یا غیر کاری. محض رضای خدا هم که شده ارتباطات خود را با خودتان، با خانواده تان، با همکارانتان، با دوستانتان، با مشتریان‌تان، حتی با رقبا و دشمنان‌تان خوب کنید، مطمئن باشید که وضعیت و فضای کار و زندگی تان تغییر می کند. یادتان باشد اگر از کاری که می کنید لذت ببرید، پول خودش راه را به سوی شما پیدا خواهد کرد.