بایگانی

Posts Tagged ‘هويتمندی – برند – Branding’

نکاتی در مورد بازاریابی از طریق رسانه‌های اجتماعی

در این يادداشت کوتاه می خواهم به برخی از نکات مهم بازاریابی رسانه های اجتماعی اشاره کنم، مطالبی که به زودی در سمیناری با همین عنوان – بازاریابی رسانه های اجتماعی – روی سایت و اینجا نیز معرفی خواهد شد.
پیش از هرچیز اجازه دهید بگویم که رسانه های اجتماعی به شما قدرت و نفوذ عجیبی می دهد اما درست مثل قدرت و نفوذ در دنیا و فضای واقعی – این قدرت و نفوذ چیزی نیست که یک شبه به دست آید، اما هدفی است قابل دستیابی اگر روی آن کار کنید به آن زمان بدهید.
نکته دیگر این است که این مطالب را در سمینارهایم به طور مفصل تر و با بسط بیشتری توضیح و شرح می دهم و مطالب قطعا با ذکر مثالهایی از فضای کنونی رسانه های اجتماعی است. برخی از آنها که به نظرم مهم می آید را برایتان در ادامه خواهم آورد:
یکی از نکته های جالب و مهم این است که رسانه های اجتماعی و این فن آوری  نوین، هنوز  خیلی جوان و نوپاست و برای همین هنوز خیلی دیر نشده که با دید جدی تری به آن نگاه شود و به کار گرفته شود. نکته‌ی دیگر این است که در همین روزگار خیلی ها در دنیا دارند ساز این را می زنند که استفاده از رسانه های اجتماعی برای اموری چون بازاریابی و/یا روابط عمومی و/یا خدمات پس از فروش  و … بی فایده است و دارند(استفاده) از آن را رها می کنند – من و خیلی از محققین دیگر با این دیدگاه مخالفیم و برای همین هم هست که در موردش می‌نویسيم و سمینار برگزار می کنم و فکر می کنیم که این دانش وآگاهی و ومفاهیم باید به صورتی سریع و حرفه ای گسترش یابد.
یک حقیقتی هم هست در مورد ما ایرانی ها که آن را هم لازم است اینجا به عنوان یک نکته اساسی بیاورم- خیلی از افرادی که در سطح اینترنت از رسانه های اجتماعی برای کسب و کارشان استفاده می کنند (به صورت فردی و یا برای برند سازی و …) دنبال کمیت هستند (به عنوان مثال تعداد بیشتر مشترکین یا هواداران در فیس بوک) معتقدم که این یک اشتباه بزرگ است. رسانه های اجتماعی بیشتر کیفی هستند، این کیفیت افراد و مشترکین و مخاطبین (هدف) است که اهمیت دارد.
در فضای فارسی زبانان روی اینترنت وبلاگ هایی را می بینید که تعداد مشترکین فیدشان سر به آسمان گذاشته است اما (مخاطبین شان) کیفیت ندارند – ما در بازاریابی و فروش به دنبال سیاهی لشکر نیستیم و نباید باشیم، ما به دنبال بازار هدف هستیم، بازاری که نیاز دارد و قدرت خرید دارد و ما می توانیم به او کمک کنیم تا پاسخ نیازش را در محصول (کالا / خدمات) ما ببیند.
بنابر این مایوس نشوید اگر می بینید که وبلاگ شما یا صفحه ی فیس بوک شما هخوانندگان / مشترکین و هواداران بیشمار مثلا پنج هزار یا ده هزار یا یکصد هزار نفر ندارد، شما در عوض ممکن است بیست نفر، صد یا سیصد نفر داشته باشید که کیفیت دارند به این معنی که هر کدام از این هواداران چون در گروه هدف شما هستند از ارزش فوق العاده ای برخوردارند.
از ظهور رسانه های اجتماعی، و بخصوص شبکه های اجتماعی چیزی در حدود شش سال یا بیشتر نمی گذرد و شما باید به آن زمان بدهید مثل هر کار دیگر در روش های سنتی – شما لازم است که خودتان بازار خودتان را و جامعه ی مجازی خودتان را ایجاد کنید، با آن ارتباط برقرار کنید، آن را حفظ و نگهداری کنید، آن را مطالعه کنید و به مرور زمان آن را گسترش دهید و این یک شبه، امکان پذیر نیست.‌
ما در دنیای واقعی پیرامون مان از قدرت که صحبت می کنیم به مرور زمان در حقیقت متوجه شده ایم که یا از یک قدرت شخصی صحبت می کنیم و یا از قدرت مشهود و اعطا شده از طرف دیگران – در فضای رسانه های اجتماعی نیز همینطور است‌: ما در رسانه های اجتماعی با مشکلات و مسائل و چالش های فراوانی رو به رو می شویم و قدرت شخصی ما در تاب آوردن و تحمل کردن و حل تدریجی مسائل است. در سطح رسانه های اجتماعی این مردم هستند که به ما قدرت می دهند، اعتبار می دهند و ما را با حضور خود مورد حمایت قرار می دهند.

Advertisements

دیده بانی رسانه های اجتماعی چیست؟

پیش از پرداختن به موضوع بازاریابی رسانه های اجتماعی یا به عبارت دیگر بازاریابی از طریق رسانه های اجتماعی باید با موضوع دیگری تحت عنوان دیده بانی رسانه های اجتماعی یا همان Social Media Monitoring بپردازیم و با آن بیشتر آشنا شویم. دیده بانی رسانه های اجتماعی از شنیدن و دیدن، از مطالعه و بررسی آغاز می شود. به این مفهوم که ما باید ابتدا ببینیم و بشنویم که دیگران در مورد ما و برند ما چه می گویند. ابتدا زیر نظر می گیریم و دیده بانی می کنیم و بعد وراد گفتگو ها می شویم. باید ببینیم که چه سایت ها و وبلاگ هایی در مورد ما صحبت می کنند، در کدام شبکه های اجتماعی چون فیس بوک، توئیتر و یوتوب یا فیلکر و … از ما، کالا و خدماتمان صحبت می شود. چه می گویند و چه نظری درباره ما و فعالیت های ما دارند. فال گوش نشستن در فضای رسانه های اجتماعی یکی از فعالیت های شرکت های ارائه کننده کالا و خدمات است. این موضوع نه فقط در مورد تولید کنندگان و یا عرضه کنندگان کالا و خدمات صحت دارد که حتی در مورد وبلاگنویسان و فعالان عرصه ی شبکه های اجتماعی نیز صدق می کند. دیده بانی رسانه های اجتماعی به این مفهوم است که شما باید از آنچه در سایر رسانه ها، وبلاگ ها، ویکی ها، انجمن ها و شبکه های اجتماعی می گذرد به صورتی هوشمندانه مطلع باشید. آیا صحبتی از شما به عنوان وبلاگنویس هست؟ آیا جایی از شما به عنوان یک نویسنده صحبتی به میان آمده است ؟ آیا به عنوان تولید کننده کالا یا عرضه کننده خدمات ( مثل بیمه، خدمات مسافرتی و …) ذکری به میان آمده است؟ آیا مردم از کالا و خدمات شما راضی بوده اند؟ شما ابتدا از طریق ابزارهای آنلاینی که در اختیار دارید (بسیاری از این ابزارها به صورت رایگان از طریق سرویس دهنده هایی چون یاهو و گوگل یا تکنوراتی و … در دسترس است) می توانید استفاده کنید و در شرایطی نیز ممکن است از شرکت های تخصصی دیگری که در این زمینه فعالیت دارند با پرداخت حق الزحمه ها و یا حق اشتراک هایی ماهانه یا سالانه یا موردی استفاده کنید. آنچه مسلم است این است که دیده بانی یا نظارت هوشمندانه می تواند کسب و کار شما را بسازد و محافظت کند. با دیده بانی رسانه های اجتماعی شما می توانید همچنین فعالیت رقبایتان را نیز تحت نظر داشته باشید. دقت کنید ببینید مردم در مورد رقبای شما چه می گویند.

ابزارهای رسانه های اجتماعی حقیقتا شیوه ها و روش های ارتباطی ما را تغییر داده اند و به همین ترتیب است که این ابزارها شیوه ها و روش های بازاریابی مان را تغییر دهند که آن را نیز متحول ساخته اند.

برای موفقیت در شبکه های اجتماعی باید اعتماد مخاطبین را به خود و به کالا و خدماتی که ارائه می دهیم جلب کنیم. برای همین است که باید به جای تبلیغ صرف& به ایجا د محتوا روی بیاوریم. شبکه ها و رسانه های اجتماعی باعث می شوند تا شما معتبر باشید. باعث می شوند تا مخاطبین بیشتری داشته باشید& بیشتر در موردتان صحبت شود& باعث می شود تا حضورتان در فضای وب حس  شود و آشنایی ها خیلی راحت تر صورت گیرد.

آیا ما برای برند سازی هم باید استراتژی داشته باشیم؟

این یادداشت را اختصاص داده ام به موضوع مهم و ضروری branding یا هویتمندی و هویتمند سازی یک کسب و کار. موضوعی که دوستان بسیاری که عضو خبرنامه ها و یا تنها جزو بازدید کنندگان سایت و یا خوانندگان سایتم هستند از من در موردش پرسیده اند و خواستار آن بودند که در این خصوص بیشتر بنویسم. ما تصمیم داریم که در سال آینده، خبرنامه ای (که البته به صورت عضویت و اشتراک سالانه ارائه می شود) در مورد branding داشته باشیم و در حال حاضر داریم روی طرح و جزئيات بیشتری از آن، کار می کنیم. جزئیات بیشتر را در خبرنامه ها به اطلاع خواهیم رساند.

شهلا. ص. از من خواسته است که در مورد برند و برند سازی بیشتر بنویسم. سپیده از کرج، رامین از کانادا، داریوش س. از اصفهان ابراهیم م. از مشهد از من همین خواسته را داشته اند و پیمان ع. پرسیده است که «آیا ما برای برند سازی هم باید استراتژی داشته باشیم؟» شایان. روا ب. از من خواسته است که «اگر ممکن است در مورد branding توضیحات بیشتری »ارائه دهم. محمد از دبی که فروشگاهی دارند نیز از من خواسته اند که در این خصوص بیشتر بنویسم. از همه شما دوستان به خاطر این سوالات مهم و متداول سپاسگزارم.

ممکن است کسب و کاری داشته باشید و یا تصمیم دارید کسب و کار تازه ای را به راه بیاندازید. آنلاین یا آفلاین، در دنیای مجازی یا واقعی. اگر پیش از این کسب و کاری را شروع نکرده باشید و ادامه نداده باشید، قطعا شناخت کمی از موضوع مهم و ضروری هویتمندی و یا Branding دارید و این طبیعی است که از اثرات مهم آن بر کسب و کار خود نیز اطلاع نداشته باشید. اما اگر مدتی است که از آغاز به بیزنس تا می گذرد، قطعا این موضوع و این اصطلاح، در میان صحبت ها و اشارات دوستان و آشنایان و شرکاء به گوش تان خورده است، ممکن است چیزهایی در موردش اینجا و آنجا – بخصوص در فضای اینترنت نیز خوانده باشید. آنچه در اینجا می خواهم به آن اشاره کنم ایجاد تصویری روشن تر از مفهوم برند سازی یا هویتمندی یا هویتمندسازی است. بگذارید با یک مثال شروع کنم. وقتی در مورد یک علامت تجاری یا برند فکر می کنید، اولین چیزی که به ذهنتان می رسد چیست؟ مثلا، بیایید برای لحظه ای در مورد «کوکاکولا» فکر کنیم، يا «پپسی»، یا «کامپیوترهای دل» – با من هم عقیده خواهید بود که برای مردم عادی، اولین چیزی که در مورد این برندها به ذهن خطور می کند، لوگوی کالا یا شرکت هایشان هست. درست است؟ بلی، لوگوی شرکت ها یا محصولات بخشی از هویت و هویتمندی آن شرکت هاست. اما هویت‌مندی یک شرکت یا محصول آن شرکت خیلی فراتر از لوگوی شرکت یا کالای آن شرکت است. برای همین هم هست که اگر در آغاز راه هستید و در شرف تاسیس یک کسب و کار جدید هستید، آنلاین یا آفلاین، باید از همین حالا، آرام آرام، با گرفتن مشورت و مشاوره از حرفه ای های این موضوع، خود را با مفاهیم و استراتژی های هویتمندسازی آشنا و تجهیز کنید. اگر این کار را انجام دهید قطعا در مسیر موفقیت برای کسب و کار خود قرار دارید و اگر نه، به مرور با مشکلاتی مواجه خواهید شد.

همانطور که قبلا در مقالات و یادداشت های مختلفم، به این موضوع اشاره که ام، لوگو بخش مهمی از یک برند است چرا که اولین چیزی است که در ذهن نقش می بندد وقتی که افراد به موضوع هویتمندی یک شرکت یا کالا فکر می کنند. صاحبان مشاغل، تجار و بیزنسمن های بسیاری را دیده ام که به اشتباه فکر می‌کنند که لوگو فقط برای پشت ویترین و یا سردر مغازه ها و فروشگاه ها به درد می خورد و فایده ی دیگری هم ندارد. آنها فکر می کنند که روی سربرگ شرکت باید لوگو باشد چون کاغذ سفید را قشنگ می کند. به کاربرد واقعی و درونی لوگو متاسفانه توجه ندارند و خیلی ها را دیده ام که از این موضوع در زمان طراحی خیلی سرسری گذشته اند و بعدا دچار مشکل شده اند، به طوری بعدا مجبور شده اند که لوگوی شان را مجددا با صرف هزینه های بیشتری بدهند دوباره طراحی کنند و در برخی موارد دیده ام که این کار، هر از چند گاه انجام شده است، در برخی موارد سالی یکی دو بار حتی. این موضوع باعث افت برند شده است و به کسب و کار ایشان ضربه هایی از لحاظ مادی و معنوی وارد ساخته است. اگر به تازگی کسب و کاری را راه انداخته اید و یا در مدتی کوتاه آن را می گردانید، چه آن کسب و کار آنلاین باشد، چه آفلاین و چه با آن کسب و کار کالا یا خدماتی می فروشد یا نه، به شما توصیه می کنم که برای خودتان یک لوگو داشته باشید. وقتی دارید لوگوی خودتان را طراحی یا انتخاب می کنید، مهم است که لوگویی را انتخاب کنید که منحصربفرد باشد، لوگویی باشد که لوگو، اسم یا علامت تجاری شرکت دیگری را تداعی نکند، بخصوص اگر آن شرکت در جایگاه رقیب تجاری شما باشد. چرا که لوگو همان چیزی است که گفتم مشتری ابتدا آن را به خاطر می آورد وقتی که دارد در مورد شما، کسب و کار، کالا یا خدمات شما فکر می کند.
این بسیار مهم است که لوگوی شما جذاب و زیبا باشد و چشم ها را به خود جذب کند. برای همین روش بهتر این است که از طراح بخواهید چند لوگو برای شما طراحی کند و از میان آنها، با مشاوره با صاحب نظران و حرفه ای های این موضوع، بهترین را برای خود انتخاب کنید.

اما، علاوه بر لوگو، باید توجه داشته باشید که هویتمندی یا Branding یک کسب و کار شیوه ای است برای توصیف اینکه مشتریان شما درباره شما و کسب و کارتان چه احساسی دارند. به عنوان مثال، توجه کنید که وقتی با مردم در مورد کسب و کارتان صحبت می کنید، آنها کمتر به اسم یا لوگوی شرکت یا محصول شما فکر می کنند و می پردازند و بیشتر در مورد احساسی که از نوع خدمات یا کیفیت کالا (هایی) که ارائه داده اید صحبت می کنند. این که خوب بوده اند یا نه، استفاده از آنها ساده بوده است یا نه، به درد بخور بوده است یا نه، کارکردش مثبت بوده یا نه، جنس اش خوب بوده یا نه، آیا ظاهرش خوب بوده یا نه و … ببینید، اینها اهمیت دارد و نه صرف لوگو روی بروشورها، سربرگها و پاکت های نامه های شما. مهم این است که اگر فروشگاهی در فضا و دنیای واقعی دارید، پیدا کردن یک جنس یا کالای مناسب و مورد نیاز مشتری به سادگی و به سهولت و با قیمت مناسب پیدا شود، مورد امتحان قرار گیرد و همراه با آن توضیحات و خدمات خوبی به مشتری داده شود، قبل و بعد از فروش. اینها به شما هویت می دهد و شما باید در استراتژی های هویتمندی خود اینها را در نظر بگیرید. اگر این سرویس ها و خدمات در دسترس باشد و رضایت مشتری تامین شود، مشتری با رضایت بیشتری همیشه شما و کالا و خدمات شما را به یاد خواهد داشت و اوست که برای خریدهای بعدی به شما مراجعه می کند و با تبلیغ شفاهی ‍‍WOM خود برای شما خریداران بیشتری خواهد آورد. در حین چرخاندن کسب و کار، تبلیغ کنید و همه جا لوگوی خود را به نمایش بگذارید، اما در کنار آن کیفیت کالا یا خدماتی که ارائه می کنید را افزایش دهید، به ارائه خدمات برتر خود سرعت دهید و خاطره خوشی از یک خرید را در ذهن مشتری تان حک کنید، آن زمان است که دارید استراتژی های هویتمند سازی را انجام می دهید. بلی، برای هویتمندسازی هم باید استراتژی داشته باشیم. باید با خودمان فکر کنیم، چگونه امور خرید را تسهیل کنیم؟ چگونه کالاها را بچینیم که مشتریان بهتر و سریعتر و راحت تر آنها را بیابند و چگونه مراحل خرید و سفارش را کمتر و ساده تر کنیم. فکر کردن به این موضوعات است که استراتژی های هویتمندی کالا و خدمات شما را شکل می دهد. «کوکاکولا» و یا «مک دونالد» فقط با لوگو و تبلیغ نبود که به این جایگاه کنونی خویش در میان برندهای برتر دست یافتند، آنها سالهاست که روی این برند کار می کنند، در حین کار، با ارائه کیفیت و تنوع بیشتر، بسته بندی های شکیل تر، حضور همیشگی و دائمی در نقاط مختلف دنیا و رعایت یک استاندارد یا فرمول ويژه و مخصوص و منحصربفرد خود. اما، شما این را هم باید در نظر داشته باشید، کسب و کار کوچک، متوسط یا بزرگ شما در چه سطح و مقامی است. اگر در یک بازار محلی دارید کار می کنید، به همان اندازه انتظار داشته باشید و به همان اندازه وقت و انرژی و سرمایه بر روی هویتمندی کالا یا خدمات خود قرار دهید. ما ممکن است که یک وب سایت برای اطلاع رسانی و اخبار داشته باشیم، اما نمی توانیم انتظار داشته باشیم که یک شبه، «سی ان ان» یا «یورو نیوز» می شویم، مردم باید به ما و اخباری که می دهیم اعتماد کنند، ما باید اخبار صحیح و به موقع ارسال و پخش کنیم، ما باید در همه جا حضور داشته باشیم و هر لحظه بهتر از لحظه ی قبل. اگر چنین بودیم، مردم درباره ما و درباره سازمان ما، درباره شرکت ما، درباره محصول و خدمات ما، و درباره وب سایت ما صحبت خواهند کرد و در غیر اینصورت، ما همان وب سایت کوچک با خدمات اطلاع رسانی محدود خودمان باقی خواهیم ماند.

امید است که این توضیحات مورد استفاده شما قرار گیرد. با من می توانید با نوشتن پاسخ به این مطلب نظرات خودتان را مطرح کنید. اگر این مطالب برایتان مفید و آموزنده بود، برای دیگر دوستان تان ارسال کنید و از سایت ما با دوستان تان صحبت کنید، اگر کار و فعالیت های سایت ما مورد توجه قرار گیرد و شما به دیگران در مورد ما بگویید، استراتژی های هویتمندی ما، با کمک شما جواب داده است.