بایگانی

Posts Tagged ‘مديريت’

مديريت موثر چيست؟

اين مطلب را که در اوایل سال 2010 نوشتم اختصاص دارد به موضوعی فوق العاده مهم و حیاتی که بسیاری از کاربران سایت و اعضای خبرنامه های رايگان آن در موردش از من پرسیده اند. البته بيشتر دوستان خیلی به جزئیات پرداخته اند و به عنوان مثال از من درباره موضوعات جدید در علم مدیریت و یا ارزیابی عملکرد سازمان، عملکرد واحدها و عملکرد کارکنان پرسیده اند. اما فکر می کنم که حتما قبول خواهید کرد که پرداختن به هریک از موضوعات بالا می‌تواند موضوع یک کتاب یا یک پایان نامه یا یک وب سایت و یا وبلاگ باشد. هر موضوعی البته امروز چنین است و می تواند باشد. اما جزئيات، کار متخصصين فن است و من فکر می کنم که با توجه به طیف وسیع و گوناگون اعضای خبرنامه ها، پرداختن به جزئیات آن هم تا این حد، کاری عقلایی و اصولی نیست و واقعیت هم آن است که در این خبرنامه های حقیقتا مجالی برای طرح آن نیست و در برخی موارد حتی خارج از حوزه دانش و تجربه من هم هست.

با توجه به طرح موضوعات مدیریتی، فکر کردم بهتر باشد موضوع مورد بحث را به «مدیریت موثر» اختصاص دهم که فکر کنم همه موضوعات و موارد مدیریتی را شامل می شود. آنچه تلاش دارم در اين يادداشت ها برای شما بنویسم و ارسال کنم، بیشتر کاربردی است تا اينکه بخواهد تئوريک و آکادميک و دانشگاهی باشد. عرصه، عرصه کار و بيزنس است و واقعيات جوامع کاری و حرفه ای. موضوع فضای رقابت شدید جهانی است و کسب و کارهایی که با سرمایه های کوچک و بزرگ بوجود آمده اند تا بمانند و رشد کنند و به موفقیت دست یابند. بنابر این، کمی از شاخه های آکادميک فاصله می گیرم و سعی می کنم با زبانی ساده، مهمترین اصول را در شيوه ها و روش های مدیریتی را بیان کنم. ‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍

در کار و زندگی، دست آخر، اگر کمی دقیق نگاه کنیم هر کسی یک نفری دارد که می خواهد یا باید او را مدیریت کند. چه بخواهید، چه نخواهید شما هم باید مدیر باشيد. چه تاجر باشید، چه معلم، چه بنای ساختمان، چه خانم (يا آقای خانه دار)، چه یک پزشک، چه یک بازاریاب، چه یک فروشنده و … اين قانون خداست که افراد یکدیگر را به نوعی مدیریت کنند تا کارها درست تر و به موقع تر و با کیفیت بهتر انجام شوند. اما چه جور مديریتی؟ فرقی نمی کند، در مدیریت آگهی، مدیریت بازاریابی، مدیریت اجرایی، مدیریت مالی، مدیریت بازرگانی، روابط عمومی یا منابع انسانی و … در همه اینها معتقدیم که مدیریت باید «مدیریت موثر» باشد. فکر می کنم که روند کنونی و پیش روی جوامع انسانی در هدایت کسب و کارها و سازمانها، امروز و حتی فردا، مدیریت موثر باشد.

در طول سالها تحقیق و مطالعه، نگارش و ترجمه، کار اجرایی و مشاوره و همکاری با شرکت های کوچک، متوسط و حتی سازمانهای بزرگی چون صدا و سیما و ناشرین و مطبوعات و … به یک سری اصول رسیده ام که از آنها یادداشت هایی برای خودم برداشته ام و قصد دارم آنها را اينجا، در پاسخ به آن دسته از دوستانی که از من در خصوص انواع و اقسام مدیریت پرسیده اند، ارائه دهم. در سطح جامعه ایرانی، در سطح دانشجویان، تجار، بازرگانان، تولید کنندگان و فروشندگان و عرضه کنندگان خدمات، موضوع «مدیریت موثر» فوق العاده اهمیت دارد. چرا؟ چون بسیاری از شرکت ها بخاطر عدم برخورداری از آن شکست خورده اند، سطح کاری شان افت کرده و بهترین کارکنان شان را از دست داده اند. تاکید من در اینجا بر مدیریت موثر است چرا که همه شاخه ها را در بر می گیرد. ببينید، یادمان باشد که مدیران و رهبران شرکت ها و سازمان ها نباید آدم های معمولی باشند، آنها باید که یک سر و گردن در کار تخصصی شان بالاتر از افراد معمولی باشند تا بتوانند دیگران را هدایت و رهبری کنند. اصولی را که می خواهم با شما مطرح کنم، اصولی است که بزرگ ترین و موفق ترین شرکت ها (در سطح ملی، منطقه ای یا بین المللی) از آن به عنوان اصول مدیریت موثر یاد کرده اند و چون آن اصول را به کار گرفته اند، توانسته اند به موفقیت های چشمگیری دست یابند. اجازه دهید يکی از آن اصول را با ذکر مثالی در اینجا بیاورم و شما را به فکر بیاندازم. همه ما (مردان) می دانیم که خانم ها به جزئيات خیلی توجه دارند و به زبان خودمان مو را از ماست بیرون می کشند و با دقتی مثال زدنی. حالا این را در نظر بگیرید، در امريکا، در سه ماهه اول سال ۲۰۰۹ یک بررسی نشان داده بود که ۳۸ درصد از بالاترین پست های مدیریتی در سطح هيئت مدیره و تصمیم گیرندگان و مدیران اصلی و اجرایی در دست خانم ها بوده است. توجه کنید! یعنی، قابل توجه دوستان و دانشجویانی که از من ایده برای تحقیق و پژوهش می خواستند – چرا؟ چون اصول این در حال کار هست: مشاهده شده است که شرکت هایی موفق بوده اند که توانسته اند مدیرانی داشته باشند که خیلی دقیق به جزئيات توجه و اهميت داده اند. یعنی بخصوص در همین سالهای اخیر مدیرانی موفق بوده اند که توانایی انجام چند کار با هم را داشته اند – درست مثل خانم ها – آنها کسانی بوده اند که هفت روز هفته و بیست و چهار ساعت شبانه روز، همه چیز را، از وضعیت مالی خودشان و کسب و کارشان گرفته تا نیازهای مشتریان شان را زیر نظر داشته اند. حالا، از من می شنوید، این روند رو به رشد را در سطح جهان و در میان شرکت ها و سازمانهایی که می شناسید زیر نظر داشته باشید. اگر اخبار آنها را دنبال کنید خواهید دید که چه در فکرشان می گذرد. این یکی از اصول بود، مدیریت موثر، يعنی همه چیز را زیر نظر داشته باشید و با دقت و تا سر حد امکان به جزئيات توجه کنید.

مدیریت موثر، کلید موفقیت مدیران در سطح فردی، گروهی و سازمانی است. به تجربه دیده ام که مدیرانی موفق و موثر بوده اند که در فاز اول توانسته اند مدیریت خوبی بر «خود» داشته باشند. اما به عنوان یکی از اصول اگر بخواهم اشاره کنم، باید بگویم که نفوذ و اثر مثبت و خوب مدیران بر روی رفتار نیروی کار یکی دیگر از عوامل «مدیریت موثر» است. اکثر بحرانهایی که در شرکت ها و سازمانهای پرمساله دیده می شود به علت اثر غیر موثر و خارج از کنترل مدیران بر روی رفتار و عملکرد کارکنان‌شان بوده است. يک حرکت دست يا صورت اضافه، يک ژست عجیب و غریب يا اخم بی موقع، يک ترش کردن غیر ضروری نشان از آن دارد که مدیر شرایط و محیط و روانشناسی اجتماعی کارمندش را متوجه نشده است. انتظارات بیش از حد برخی از مدیران از کارکنان و عدم درک گفتار، رفتار و واکنش های آنان موجب بروز مسائل بسیاری در سطح گروه های کاری، کل شرکت یا سازمان می شود. مدیرانی موفق بوده اند که روی این موضوع، بسیار فکر کرده اند و روی خودشان با گذراندن دوره های آموزشی مرتبط سرمایه گذاری و کار کرده اند.

اگر به این نکته توجه داشته باشیم که مدیریت یعنی انجام کارها از طریق مردم، آن وقت است که به بخش دیگر مدیریت یعنی «مردم» و «انسان ها» بیشتر توجه خواهیم کرد. افرادی که زیر نظر شما برای انجام درست کارها به عنوان کارمند يا کارگر قرار گرفته اند، پیش از اینکه «کارمند» یا «کارگر» شما و موسسه و سازمان شما باشند، انسان هایی هستند درست مثل خود شما. بين شما (به عنوان مدیر) و آنها (به عنوان کارمند) یک ارتباط بین فردی، يک نوع دینامیک (پویایی) بین فردی Interpersonal Dynamics وجود دارد. مدیران موثر، افرادی هستند که ابتدا از خودشان به یک درک مناسب رسیده اند. نقاط قوت و ضعف خود را بخوبی شناسایی کرده اند و آنها را می شناسند. مدیران موثر، به درک خوبی از محیط و رفتارهای مردم رسیده اند و باید همواره بر میزان این درک بیافزایند. یعنی چون آدم ها و شرایط و محیط دائما در حال تغییر است، آنها باید حواسشان به این تغییرات باشد و دائما خود را با آن تغییرات به روز کنند. به همین سبب، اطلاع مدیران از اصول روانشناسی جامعه بسیار ضروری و حیاتی است. مدیران موثر باید رفتارهای خود و کارکنانشان را بخوبی درک کنند. مدیران موثر باید بدانند که چرا مردم آن گونه رفتار کردند و چرا این گونه عمل می کنند. مدیران موثر، از اثری که رفتارشان بر سایرین می گذارد آگاه و مطلع هستند. آنها مدیرانی هستند که از قبل خودشان را برای رویارویی با چالش های پیش رو آماده ساخته اند.

ببینید هرکدام از این موارد که در بالا ذکر کردم، می تواند سرفصل يک تحقیق يا يک مقاله پژوهشی در سطح شرکت يا سازمان شما باشد. آيا شما يا مدیران شما با این مسائل آشنا هستند. گفتنش ساده است – در ایران – اغلب مدیران، همه چیز می دانند و اجازه و مجالی هم به اين نمی دهند که کسی بیاید و آنها را به نقد بکشد و زیر ذره بین بگذارد. اين یک ایراد اساسی و ریشه دار است.

شما نگاه کنید به اطراف خودتان، در شرکت یا سازمانی که هستید و ببینید چند درصد از مدیران تان، از جمله مدیران موثری هستند که در تعامل و ارتباط با سایرین، درک خوبی از رفتارها و دینامیک های خودشان و سایرین دارند. بگذارید مثالی بزنم، شما جلو می روید و درخواستی دارید، مثلا مرخصی می خواهید، يا می خواهید که میز و صندلی تان عوض شود، شما نیازمند نیروهایی تازه برای انجام درست تر و به موقع تر کارها هستید، و شما هر بار که درخواست خود را پیش مدیر می برید، با شما به نوعی رفتار می شود که گویی شما را نشنيده اند، ندیده‌اند، اهمیتی ندارید، سرشان شلوغ است، وقتی برای این حرف ها ندارند، بودجه ندارند، گرفتاری های دیگری دارند، موضوعاتی مهمتر از این دارند، جلسه دارند، برایتان وقتی ندارند، حوصله تان را ندارند، کار دارند و … و دست آخر شما را به سر کار خودتان هدایت می کنند و با کارهای بیشتری رو به رو می سازند تا دست از این خواسته های اساسی خود بردارید یا به کل آنها را فراموش کنید. نکات و مثبت و منفی از مشاهدات خودتان را بنویسید و آنها را فهرست کنید. آيا خودتان مدیر موثری بر خودتان و بر کارکنان تان هستید؟ آيا مدیریتی که در رده بالاتر خود دارید، مدیریت موثری دارد؟

در سمینارها و يادداشت هایم بارها و بارها به این موضوع اشاره کرده ام و مورد تاکید قرار داده ام که مدیران موثر و موفق، مدیرانی هستند که در زمینه موضوعاتی چون ایجاد انگیزه و خلاقیت، بالا بردن میزان درک اجتماعی، حرکت ها، ارتباطات و کنش های فعال بین فردی، نفوذ، اثر و اثرگذاری، ترغیب و تشویق کارکنان، تصمیم گیری‌های گروهی، تعهد و فرهنگ سازمانی، اخلاقیات و هدایت رهبری صحح از دقت نظر بالایی برخوردارند.

مدیران موثر این را بخوبی درک کرده اند که چطور به صورت موثر بر دیگران اثر بگذارند و آنها را در جهت درست انجام دادن کارها تحت تاثیر قرار دهند و بر آنها نفوذ داشته باشند. این نفوذ که از آن صحبت می کنم، ایجاد ترس نیست، برخی از مدیران به اشتباه فکر می کنند کارکنان باید از آنها بترسند تا کاری را انجام دهند، در صورتی که مدیر موثر بخوبی می داند که کارمندش چه نیازهایی دارد و آن نیازها را که شناسایی کرده، با رفتار و گفتارش می تواند او (يا آنها) را به سمتی که درست است هدایت، تشویق و ترغیب کند. او کاری می کند که کارمند با میل و اشتیاق باطنی، کاری که مورد نظر است به نحو احسن انجام می دهد. او را مورد حمایت قرار می دهد و چنانچه لازم باشد (که قطعا در طول مسیرهای کاری لازم و ضروری است) به او آموزش های لازم را می دهد یا شرایط آموزش و بازآموزی را فراهم می کند. این یک سرمایه گذاری موثر است که او روی نیروی کار شرکت یا سازمان خود انجام می دهد.

مدیران موثر این را بخوبی آموخته اند که چگونه دیگران را و بخصوص تیم های کاری را به گونه ای بانگیزه در جهت درست هدایت و راهبری کنند و همانطور که پیشتر نیز گفتم، مدیران موثر از اثری که رفتارشان بر دیگران گذاشته است یا می گذارد مطلع اند. آنها بخوبی می دانند که انجام کار با عشق آغاز می شود و با عشق ادامه می يابد. آنها می دانند که عشق، یک بازی بده و بستان است، آنها خوب می دانند که در این بازی چه چیزی می دهند و چه چیزی در مقابل می گیرند. آنها می دانند که آن چیزی که می دهند باید فراتر از پول، حق الزحمه یا حقوق ساعتی و ماهانه و سالانه و پاداش و مزایا و … باشد. «توجه»، «درک»، «محبت»، «حمایت» و .. اينها هستند که در این بازی نقش ایفا می کنند. پیشتر، به این نیز اشاره کرده بودم که مدیران موثر و موفق، کسانی هستند که در کارشان صداقت، دوستی و صمیمیت داشته اند، کسانی هستند که در کارشان، از خود، امانت، شجاعت و تعهد نشان داده اند، با شور و شوق عجیبی پیش از کارکنان در محیط کارشان حاضر بوده اند و گاه ساعت ها بعد از اینکه کارکنان محل کار را ترک کرده اند، با عشق به کارشان ادامه داده اند. عشق به کار و محیط کار، حمایت، مهربانی، روی خوش داشتن، عزم و اراده برای رسیدن به اهداف و اجرای برنامه ها در نوع نگاه مدیران موثر بخوبی قابل تشخیص و قابل مشاهده است و مدیران موثر دارای مهارت های خلاقانه ای در حل مشکلات هستند. آنها بیشتر گوش می دهند و خیلی خوب و دقیق گوش می دهند، آنها بسیار فکر می کنند چون که می دانند که فکر کردن سخت ترین کار است و آنها خوب ارتباط برقرار می کنند، خوب پاسخ می دهند و همه چیز را بخوبی گزارش می کنند. مدیران موثر، مسئولیت پذیرند، آنها توانایی هدایت دارند، توانایی نظارت و سرپرستی دارند و بخوبی می دانند که چطور به کارکنان‌شان در انجام کارها دلگرمی بدهند، آنها امر و نهی نمی کنند، تشویق و ترغیب می کنند. مدیران موثر، الهام بخش کارکنان هستند در میان آنها ایجاد تفاهم و هماهنگی می کنند. مدیران موثر دارای مهارت هایی در مذاکره هستند. آنها از مهارت هایی در زمینه مدیریت بحران و حل و فصل درگیری ها برخوردارند. آنان موانع، کاستی ها و دشواری های سیستماتیک مشترک را بخوبی می شناسند و از اثرات این موضوعات بر تصمیم گیری‌های خود و سایر مدیران واقفند. مدیران موثر بخوبی از پس مذاکرات بر می آیند و کم و کاستی های مذاکرات را می شناسند و تشخیص می دهند و در نهایت بر این مشکلات و کاستی ها غلبه می کنند. آنها به مرور زمان، با کسب دانش و تجربه و مطالعه بیشتر، مکانیزم هایی را یاد می گیرند که می توانند بر اساس آنها در شرایط دشوار و زمان هایی که با شک و تردید مواجه می شوند تصمیم گیری کنند.

اما بگذارید در انتها، مطلبی بگویم که یک واقعیت است، در طی این سالها که خبرنامه های مختلفی را عضوم – از منابع داخلی و یا خارجی به این درک و کشف هم رسیده ام که: «مدیران موثر، معمولا عضو خبرنامه های موثری هستند.» – از اینکه شما را در فهرست خبرنامه هایم خواهم داشت بسیار خوشحالم و از همین حالا به شما تبریک می کویم (: اگر عضو نیستید، برای عضویت در خبرنامه هایم به سایت رسمی ام مراجعه کنید و از طریق فرم های تماس با ما ، با ما تماس بگیرید، یک نامه الکترونیکی بلافاصله به صندوق پست الکترونیک شما ارسال می شود، به آن نامه پاسخی ارسال کنید. شما به این ترتیب عضو خبرنامه هایمان خواهید شد. خبرنامه هایم به صورت کاملا شخصی شده برایتان ارسال می شود.
از چالش های خود برایم بنویسید. از آنچه مشاهده می کنید، از مثالها و يادداشت هایتان – خوب در مورد آنها فکر کنید و این یادداشت را با دوستان خود به اشتراک بگذارید. با همکاران دیگر، با مدیران دیگر، هم سطح یا بالاتر. موفق و پیروز باشید.

Advertisements