بایگانی

Posts Tagged ‘رسانه های اجتماعی’

فیسبوک سیستم عامل اینترنت

مارک زوکربرگ بنیانگذار شبکه اجتماعی فیسبوک و منتخب مرد سال 2010 مجله ی تایمهفته ی پیش مجله ی تایم در یک اقدام پر سر و صدا و بحث برانگیز مارک زوکر برگ موسس  شبکه ی اجتماعی فیسبوک را به عنوان مرد سال 2010 انتخاب کرد. موضوع آنقدر داغ و جنجالی بود که خبر آن به سرعت، در سایر رسانه های جمعی، مطبوعات و سایت ها و بلاگ ها و شبکه های اجتماعی مثل خود فیسبوک و توئیتر و .. پخش شد. واکنش مردم دنیا به این خبر، آنچنان شدید بود که خود این واکنش نیز در بسیاری از سایت های خبری، تبدیل به خبر شد. با توجه به نظرسنجی هایی غیررسمی که پیش از اعلام نهایی مجله ی تایم انجام شده بود، بسیاری از صاحب نظران و حتی مردم عادی انتظار داشتند که (باید) جولیان آسانگ بنیان گذار سایت ویکیلیکس به عنوان مرد سال انتخاب و معرفی شود که چنین نشد. خیلی ها مجله تایم را متهم کردند به همراهی با دولت هایی که به نوعی  از افشاگری های اخیر ویکیلیس آزرده خاطر شده بودند. خیلی ها اما مارک زوکربرگ و فیس بوک را هدف قرار داده بودند که بخصوص در یک سال گذشته جز خدشه دار کردن حریم خصوصی کاربرانش کار دیگری انجام نداده و چطور شده که این شخص به عنوان مرد سال مجله ی تایم معرفی می شود؟ عده ای را عقیده بر این بود که شاید مجله ی تایم دارد به نوعی به بیل گیتس آینده نان قرض می دهد تا در آینده اگر نیاز شد برای حل برخی از مشکلات مالی و اقتصادی اش به کمک آن مجله آید. برخی معتقد بودند که این انتخاب حتی قرار است به فروش فیلم «شبکه ی اجتماعی» که داستان زندگی زوکربرگ است چه در اکران عمومی و چه در عرضه ی آن به صورت دی وی دی کمک کند. تصویر روی جلد مجله ی تایم خود حدیث مفصل خود را داشت و بسیاری از منتقدان آن را هم مورد تجزیه و تحلیل و تفسیر قرار داده بودند.

آنچه در این یادداشت می خواهم به آن بپردازم اما، این نیست که چرا مجله ی تایم زوکربرگ جوان را به عنوان مرد سال 2010 انتخاب کرد، چرا که مجله تایم، در آن شماره خود، در یادداشت سردبیر به تفصیل به این موضوع پرداخته است و دیگر نیازی به توضیحات من  و شرح بیشتر آن نیست. آنچه مسلم است این است که شبکه ی اجتماعی فیسبوک در حال حاضر بیش از 500 میلیون کاربر دارد یعنی  به عبارتی: 1.6 برابر جمعیت کنونی ایالات متحده امریکا. بدون شک این رقم، رقم قابل توجهی است. درست است که جولیان آسانگ بنیان گذار ویکی لیکس بسیاری از اسناد (که حرف و حدیث درباره آن نیز بسیار است) محرمانه دولت ها و از جمله امریکا را در سایتش افشا و منتشر ساخته است که در مناسبات سیاسی کشورها چه در داخل و چه در خارج تاثیرات فراوانی گذاشته است، اما فیسبوک زوکر برگ جوان هم در طی این سالها، علیرغم تمام موضوعات و حاشیه هایی که در مورد نقض حریم خصوصی کاربران این شبکه ی اجتماعی مطرح بوده بی تاثیر نبوده است. حتی معتقدم براستی تاثیر آن خیلی خیلی بیشتر بوده است و بار دیگر معتقدم که این تاثیر، اثرات بیشتر خود را بخصوص در سالهای آینده نشان خواهد داد.

ما در حال حاضر فقط با یک شبکه ی اجتماعی با بیش از 500 میلیون کاربر سر و کار نداریم. فیسبوک در نوع خودش یک پدیده است و بسیاری از کارشناسان پلتفرم آن را سیستم عامل اینترنت می دانند. شما توجه کنید به این قابلیت هیجان انگیز تبدیل این شبکه ی اجتماعی از یک شبکه ی ساده ی دوست یابی و ارتباطات جوانان کم سن و سال، به شبکه ای برای توسعه نرم افزارها و نیز شبکه ای برای کاربردهای  تجاری و بازرگانی و بازاریابی کالا و خدمات. اتفاقی که در فاصله ی سه سال گذشته روی داده است و اینکه بسیاری از شرکت ها و موسسات و کسب و کارها برای تبلیغ و بازاریابی کالاها و خدمات خود به آن روی آورده اند – که به آن «بازاریابی رسانه های اجتماعی» می گویند. بسیاری از برنامه های کاربردی جدیدی که برای این پلتفرم نوشته شده است، هریک به نوعی می توانند در حال حاضر و حتی در آینده ی نزدیک  انقلابی در چگونگی کارکرد ما با اینترنت ایجاد کنند. شرکت و موسسات بدون شک دیگر نمی توانند حضور بر روی فیسبوک را نادیده بگیرند چرا که جمعیت فوق العاده زیادی که می توانند مشتریان بالقوه یا بالفعل آنان باشند در این فضا به سر می برند. برنامه های کاربردی متعددی برای این پلتفرم نوشته شده است که به مرور دارند تخصصی تر و کاملتر می شوند و برخی از آنها در همین زمان، به کار آمده اند تا حضور کسب و کارها بر روی فیسبوک را قدرت بیشتری دهند. اینها از جمله مواردی است که بسیاری از مردم عادی با آن آشنا نیستند و از آن مطلع نیستند و نمی دانند که در حال حاضر و نیز آینده، این پلتفرم و این ابزار و برنامه های کاربردی تا چه حد می تواند روی موفقیت کسب و کار آنها تاثیر فراوانی بگذارد. اما آنها که دستی در کار و مطالعه این پلتفرم دارند، به خوبی می دانند که موسس جوان این شبکه ی اجتماعی به راستی چه کرده است.

Advertisements

ما در پیاله «رخ نامه»ی یار دیده ایم

چندی پیش سایت فرارو در خبری نوشته بود که دکتر میرجلال‌الدین کزازی که ساعتی را میهمان «کافه خبر» بوده اند گفته اند که: «من واژه «ر‌خ‌نامه» را به جای «فیس بوک» به کار می‌برم.» از خواندن این مطلب کمی تا حدودی شگفت زده شدم و فکر کردم بد نیست که با اشاره به این بیان، یادداشت هایی بنویسم برای نوآمدگان عرصه ی فرهنگ و ادب به دنیای تجارت و کسب و کار مجازی و رسانه های اجتماعی. جایی در فضای مجازی، نوشتم: «ظاهرا کسی آنجا نبوده که به آقای دکتر یادآوری کند که فیس بوک یک نام یا علامت تجاری است» – اگر «رخ نامه» را برای «فیس بوک» انتخاب کرده اند پس لابد به مایکروسافت هم می گویند «نرم ریز» ! شما اگر قوانین کپی رایت فیس بوک را خوانده باشید حتما دیده اید که حتی گفته است و تاکید کرده است که شما حتی به عنوان کاربر حق ندارید بگویید صفحه ی فیس بوکی من، بلکه باید بگویید صفحه من روی فیس بوک. یک نکته ی جالب دیگر اینکه آقای دکتر فکر می کنند که مطالب به اشتراک گذاشته شده از طرف دوستانشان صرفا برای «ایشان» گردآوری شده است روی رخ نامه شان !! این یک نکته، اما نکته ی دیگری که در روزهای گذشته در فضای مجازی مرا به فکر فرو برد قضیه ی این سریال جدید آقای مهران مدیری است. شاید اطلاع داشته باشید که سریال «قهوه تلخ» روی فیس بوک صفحه ای دارد و به این ترتیب، به نوعی در حال بازاریابی / تبلیغ این محصول از طریق رسانه های اجتماعی است. چند نکته به نظرم رسید که در ادامه آنها را می آورم:

ما در حال حاضر، – در سطح فضای مجازی فارسی زبانان – شاهد تحول و تکامل رسانه های اجتماعی از سطح کنجکاوی و تجربه های ابتدایی و صرف، به سطحی کلیدی در ارتباطات، بازاریابی و کانال های خدماتی در کسب و کار ها هستیم. در بازاریابی اینترنتی، اگر تا پنج شش سال پیش داشتن یک یا چند وب سایت و بازاریابی از طریق پست الکترونیک کفایت می کرد امروز استفاده از بازاریابی رسانه های اجتماعی و حضور فعال در آنها نیز به آن دو، اضافه شده است و چالش اصلی در ایجاد یک سیاست یکپارچه و فراگیر (ترکیبی) از این سه عنصر است در بازاریابی کالا و خدمات، توسعه و حفظ کسب و کارها.  بسیاری از محققین بر این عقیده اند که بازاریابی رسانه های اجتماعی اگرچه ارزان و کم هزینه و استفاده از آن راحت است، اما فوق العاده سخت و انجام و اجرای آن بسیار سخت تر از آن چیزی است که فکرش را می کنید و در عین حال زمان بر است. ایران نبوده اند این محققین که ببینند سختی کار در این فضا یعنی چه – از سرعت کم دسترسی به اینترنت بگیرید تا نبود کتب و کلاس ها و سمینارهای تخصصی و فیلترینگ گسترده سایت ها و وبلاگ ها و ویکی ها و … ممنوعیت سایر رسانه های اجتماعی و شبکه های اجتماعی. عده ای معتقدند که برخی رویدادهای سال گذشته در ایران در اثر وجود و استفاده از رسانه های اجتماعی – مثل توئیتر یا فیس بوک بوده است – عده ای هم با این تفکر مخالفند – این مقاله – اگر کسی به شما گفت که از طریق رسانه های اجتماعی نمی شود بازاریابی کرد و فروش داشت، فقط کافی است که اینجا را به او نشان دهید. کمپانی دل، فقط از طریق توئیتر، با بیش از یک و نیم میلیون دنبالگر، یک میلیون دلار در سال فروش مستقیم دارد. استفاده از رسانه های اجتماعی مثل وبلاگ ها، شبکه های اجتماعی مثل توئیتر، فیس بوک و …، ویکی ها و انجمن های آنلاین برای بازاریابی و فروش سریعترین راه برای رسیدن به مردم و بازار هدف شماست. این، باور بسیاری از محققین حال حاضر رسانه های اجتماعی است. مارک زوکربرگ از فیس بوک می گوید چون موتور جستجوی بینگ در مقابل گوگل یک (سگ) تو سری خورده است با آن قصد گسترش همکاری دارد ! اینجا و من چند نکته جالب دیدم: یکی اینکه تاکید می شود که گوگل در زمینه جستجو کماکان قدرت را در دست دارد و در راس است. دوم اینکه بحث ارتباط جستجو با رسانه های اجتماعی تا چه حد اهمیت دارد، نکته ی دیگر این است که فیس بوک در حالی که می خواهد با بینگ مایکروسافت در مقابل گوگل و شبکه ی اجتماعی که وعده اش را داده یعنی گوگل می – همکاری هایش را گسترش دهد، در عین حال بینگ و مایکروسافت را به شدت تحقیر می کند. همین است دیگر … دنیا و فضای مجازی هم آداب خودش را  دارد. جایی خواندم که بر اساس یک تحقیق در بریتانیا، بیش از 50 درصد از شرکت ها و کسب و کارهای کوچک استفاده از شبکه های اجتماعی را بی فایده خوانده اند – این هم نگرش دیگری است. اما یادمان نرود که ماهیت اصلی و اساسی رسانه های اجتماعی که از آن می توان به عنوان ستون اصلی نیز یاد کرد «به اشتراک گذاشتن» است. شما وقتی موضوعی را یافتید که ارزش مطرح شدن داشت، آن را با دیگران به «اشتراک» می گذارید و درباره آن می نویسید و این می شود فعالیت در فضای رسانه های اجتماعی. بر اساس یک پژوهش در سال 2009 ، 64 درصد از بازاریابان (اینترنتی) 5 ساعت یا بیشتر در هفته از رسانه های اجتماعی برای بازاریابی کالا و خدمات خود استفاده می کنند. 39 درصد از بازاریابان 10 ساعت یا بیشتر در هفته را اختصاص می دهند به بازاریابی از طریق رسانه های اجتماعی و 9.6 درصد بیش از 20 ساعت در هفته را برای بازاریابی رسانه های اجتماعی اختصاص داده اند. در این پژوهش، ارتباط مستقیمی وجود دارد بین دانش و تجربه ی بازاریابان از مفاهیم و ابزارهای مورد استفاده در بازاریابی از طریق رسانه های اجتماعی و زمانی که در هفته به این کار اختصاص می دهند – هر چقدر تجربه و دانش در این مورد کمتر باشد طبیعتا زمان کمتری در هفته به این امر اختصاص داده شده است. حالا چرا اینها را گفتم ؟ بخاطر این که یادآوری کنم که باید توجه داشت که مهترین مزیت استفاده از رسانه های اجتماعی در بازاریابی کالا و خدمات این است که این نوع بازاریابی باعث می شود تا کسب و کار ما بیشتر در معرض دید عمومی قرار گیرد و یا به عبارت دیگر باعث می شود تا کسب و کار ما در فضای آنلاین جلوه و نمایش بیشتری داشته باشد. برگردم به قهوه ی تلخ یا نه؟ نه حالا زود است. اجازه دهید که ادامه دهم به بیان این که : از دیگر مزایای استفاده از بازاریابی رسانه های اجتماعی بالا رفتن ترافیک سایت، افزایش مشترکین و خبرنامه ها است – بنابر این می بینید که این شیوه نوین بازاریابی به سایر اقدامات ما در زمینه بازاریابی اینترنتی کمک شایان توجهی می کند. بازاریابی رسانه های اجتماعی باعث می شود تا رتبه بندی سایت (/کسب و کار) ما در موتورهای جستجو بالا رود. اینجا هم ارتباط تنگاتنگ آن با بازاریابی اینترنتی و بازاریابی از طریق موتورهای جستجو – (بخصوص جستجوی آنی – سرویس جدید گوگل) کاملا مشهود است. و همینطور جستجوی در لحظه و در زمان واقعی– سرویس دیگری از گوگل که مختص رسانه های اجتماعی است –  در بازاریابی، برای رساندن پیام خود به مشتریان و مصرف کنندگان، از تبلیغ استفاده می کنیم، جای دیگر می گوییم وقتی که ارتباط خودمان را با مخاطبین افزیش می دهیم، در واقع داریم کالا و خدماتمان را تبلیغ می کنیم و با بازاریابی رسانه های اجتماعی، ما روی ارتباطات اجتماعی تاکید خاص داریم پس با آن هم داریم به شیوه ای بسیار ارزان تبلیغ می کنیم و ااین هم یکی دیگر از مزایای استفاده از بازاریابی رسانه های اجتماعی است. همین جا اعلام کنم که کلسترول و چربی خون من هم رفته بالا و این هم یکی دیگر از مزایای بازاریابی رسانه های اجتماعی است 🙂

بر اساس نظرسنجی یک شرکت سرمایه گذاری در امریکا ، 70 درصد از میلیونرها روی فیس بوک و سایر رسانه های اجتماعی حضور دارند – اینجا. نمی دانم چرا هی سریال قهوه ی تلخ یادم می آید؟! اگرچه بسیاری از رسانه های اجتماعی و شبکه های اجتماعی با قصد تفریح و سرگرمی شکل گرفتند اما به مرور زمان بسیاری از مردم برای توسعه کسب و کارهایشان روی آورده اند به این شبکه ها – بنابر این بد نیست اگر بگوییم وب باعث شده است که مردم دنیا هوشمندتر شوند و. من این را قبلا در مطلبی که به انگلیسی نوشته بودم و در آرشیو سایتم موجود است آنجا گفته بودم که ماهیت مکتوب وب باعث شده مردم بیشتر فکر کنند. پس ما ایرانی ها چرا کمتر فکر می کنیم؟ از طرف دیگر رسانه های اجتماعی، بخصوص وبلاگ ها و فروم ها فضای ویژه ای برای یادگیری پدید آورده اند، دانش آموزان و دانشجویان از این فضای جدید می توانند برای تمرین آموخته هایشان استفاده کنند – آنها به دست و قلم حرفه ای ها نگاه می کنند و آنچه آنان انجام می دهند را به دقت زیر نظر می گیرند و به سرعت آن آموخته را در وبلاگ / سایت یا پروژه شان تمرین می کنند. پس حرفه ای ها باید خیلی مراقب عملکرد خودشان باشند. به عنوان مثال اجازه دهید از رسانه های رسمی در ایران بگویم:

رسانه های ایران در انعکاس اخبار مربوط به آنچه در سطح رسانه های اجتماعی دنیا در جریان است فوق العاده ضعیف عمل می کنند و به کل از جریان اصلی اخبار و خیلی چیزهای دیگر عقب مانده اند. مثال می آورم: شما در هیچیک از رسانه های ایران نخوانده اید که در حال حاضر 70 درصد از حرفه ای های تامین منابع انسانی از فیس بوک برای تامین نیروهای خود استفاده می کنند. چرا این خبر مهم است؟ مثال می آورم البته برای یک کمی تفریح و سرگرمی هم بد نیست: در هیچ رسانه ایرانی نخوانده اید که بیشترین هواداران در فیس بوک متعلق به کدام شخصیت است، خب… اولیش که مایکل جاکسون است – اما دومی اش چیست؟ دومی اش از همه جالب تر است: هومر سیمپسون (: – حالا البته از شوخی گذشته – فکر می کنم که دومین شخصیت پرطرفدار در فیس بوک لیدی گاگا باشد – مایکل جاکسون با بیش از 22 میلیون هوادار و لیدی گاگا با کمی بیش از 21 میلیون – خب شک نباید کرد که رسانه های ایران این موضوعات را پوشش نمی دهند! اما حرف من چیز دیگری است: شما در کدام رسانه ایرانی خوانده اید که در حال حاضر در فیس بوک فروش برنامه های کاربردی به یکی از کسب و کارهای پر رونق و موفق تبدیل شده است؟ این یکی را که می توانستند پوشش بدهند! بگذارید تا باز هم مثالی ذکر کنم : و این خبر دیروز – زمان نگارش مطلب –  است – در کدام رسانه ی آنلاین و غیر آنلاین درباره اش خوانده اید که – بر اساس یک تحقیق ثروتمندان فیس بوک را دوست ندارند … یعنی می شود؟ یعنی عوامل تهیه کننده ی سریال قهوه ی تلخ فیس بوک را دوست ندارند؟ پس چرا رفته اند روی فیس بوک، صفحه ای راه اندازی کرده اند؟مثال می آورم: شما در کدام رسانه ایرانی خوانده اید که در حال حاضر تعداد دنبالگر های روزنامه نیویورک تایمز در توئیتر از تیراژ چاپی اش هم بالاتر رفته است منبع
به این نکته دقت کنید که خبر، خبر  دو روز پیش  – 21 اکتبر 2010 – است. خبری که لینک آن در بالا آمد لینک به گزارشی خواندنی از موسسه پیو هست که فکر کنم قبلا هم به آن اشاره کرده بودم.

یکی از علل عقب ماندگی ما ایرانی ها بخصوص ایرانی های داخل کشور در زمینه رسانه های اجتماعی، فیلترینگ گسترده سایت ها و شبکه های اجتماعی است – دنیا در این زمینه بیش از 99 درصد جلوتر از ماست. علت دیگر عدم استفاده صحیح از این ابزارهای فوق العاده سریع و حرفه ای است در جهت فرهنگ سازی، در جهت بسط و گسترش و انتقال اطلاعات، دانش و مفاهیم مربوط به رسانه های اجتماعی. علت دیگر عقب ماندگی ما متکی بودن بسیاری از دانشجویان و حتی متخصصین ما به متون، اخبار و مقالات ترجمه شده است و دلیل دیگر این است که اصلا در فضای مجازی آنطور که باید و شاید فعال نیستیم.

اما وضعیت کسب و کار در امریکا و استفاده از رسانه های اجتماعی

یک موسسه امریکایی به نام امریکن اکسپرس اپن از 726 شرکت و کسب و کار کوچک در امریکا نظرسنجی و تحقیق به عمل آورده است که نتایج جالبی نسبت به تحقیق مشابه در سال گذشته نشان داده است. بر اساس این تحقیق این موسسه متوجه شده است که کسب و کارهای کوچک در امریکا با استفاده از بازاریابی از طریق رسانه های اجتماعی، اجتماعی تر شده اند. از هر ده نفر صاحبان کسب و کار در امریکا 4 نفر گفته اند که در حال حاضر از رسانه های اجتماعی مثل فیس بوک و توئیتر به عنوان بخشی از برنامه بازاریابی کالا و خدمات خود استفاده می کنند.

نکته ی جالب در این تحقیق این بوده است که بررسی سال گذشته ی این موسسه حاکی از آن بوده که تنها یک به ده نفر از صاحبان مشاغل از رسانه های اجتماعی استفاده می کردند. این موسسه متوجه شده است که دلیل اصلی این رویکرد سریع و گرایش بیشتر به فن آوری این بوده است که رسانه های اجتماعی ابزاری رایگان برای بازاریابی کالا و خدمات و برای کسب و کار ها بوده است.

از دیگر دلایل استفاده از رسانه های اجتماعی برای بازاریابی مساله ارائه خدمات دو سویه به مشتریان و بیشتر درگیر کردن مشتریان با کالا و خدمات و مزایای استفاده از آنها و همینطور بازاریابی ویروسی بوده است.

بخصوص در شرایط کنونی اقتصاد جهانی که شرایط فوق العاده سختی برای کسب و کارها بوده است: هزینه های تبلیغات سنتی (چاپی و رادیو-تلویزیونی) بسیار بالاست و بودجه های بازاریابی و تبلیغاتی شرکت ها به شدت کاهش یافته است.

نکته ی قابل توجه دیگر در این تحقیق آن بوده است که شرکت ها به نمایش آدرس کسب و کارهایشان بر روی فیس بوک روی کارت های ویزیت شان تمایل نشان داده اند و این خیلی جالب است.

نتیجه: رسانه های اجتماعی برای تان جایگاه و سکویی فراهم می آورد تا با بازارایابی از طریق آن با مشتریان بالقوه و بالفعل تان ارتباطی دوسویه برقرار کنید – این سکو یا جایگاه الزاما برای فروش کالا یا خدماتتان نیست بلکه بیشتر ابزاری است برای ایجاد، حفظ و گسترش ارتباط با مشتری.

کارکرد رسانه های اجتماعی با رسانه های مورد استفاده در بازاریابی سنتی – روزنامه ها، مجلات، رادیو، تلویزیون و … – متفاوت است. در رسانه های قدیمی شما به سمت و سوی مخاطبین و مشتریان سخن پراکنی می کنید و در رسانه های اجتماعی با ارائه کمک، اطلاعات رایگان و سعی در حل مشکلات و ارائه خدمات حتی پیش از فروش با آنها سخن می گویید.

بازاریابی از طریق رسانه های اجتماعی کار ساده ای نیست: سختی کار در شنیدن – مانیتور کردن – بیشتر و ایجاد فضایی برای دیالوگ و مکالمات بیشتر (با مشتری) است.

در فاصله ی شش سال گذشته رسانه های اجتماعی بسیاری از قوانین بازی در سطح وب و دنیای مجازی و حتی در سطح دنیای واقعی پیرامون را تغییر داده اند – به عنوان مثال رسانه های اجتماعی حتی دارند شیوه روایت داستان را تغییر می دهند – ما در سطح وب شاهد آن هستیم که بین مردم، بین شرکت ها و کسب و کارها با خودشان و با مردم دیالوگ های واقعی ایجاد می شود. به عنوان مثال:»وال استریت ژورنال از طریق توئیتر خود به مخاطبینش پاسخ می دهد و آنها را راهنمایی می کند و پاسخ سوالاتشان را می دهد، پرسش و پاسخ ها آنقدر جالب و جذاب است که از آنها در روایت داستان های آنلاین استفاده می شود و حتی کتاب هایی دیجیتالی بین مخاطبین تهیه و توزیع شده است – سایت های دیگر هم همین تجربیات را داشته اند …

اما سریال قهوه ی تلخ و حضورش بر روی فیس بوک

صفحه قهوه تلخ مورد بحث روی فیس بوک: اینجا است – به آدرس زیر هم  توجه کنید:
http://www.facebook.com/pages/Ghahve-Talkh-qhwh-tlkh/147069211980389?v=inf

سوالات متعددی در رابطه با این صفحه در ذهنم مطرح شد که می خواهم در اینجا با شما درمیان بگذارم: یک موضوع مهم این است که : آیا این صفحه، صفحه ی رسمی قهوه تلخ است؟ کاربران از کجا متوجه می شوند؟ تمام محتوای پست های این صفحه در مورد این است که از کاربران خواسته شده است که از سریال کپی نکنند و استفاده کنندگان کپی رایت را محترم بشمارند. پس کپی رایت یکی از دغدغه های مهم این صفحه است و همانطور که می دانیم به خصوص شخص آقای مهران مدیری و تهیه کنندگان روی موضوع کپی رایت و رعایت آن تاکید دارند. این خیلی خوب است اما کافی نیست. در فاصله ی سه هفته ای که این سریال به بازار عرضه شده است در اخبار برخی خبرگزاری ها و سایت های خبری و همچنین وبلاگ ها و انجمن های آنلاین این بحث مطرح شده است که خود طرح این سریال، کپی برداری از داستان ماشاالله خان در بارگاه هارون الرشید – نوشته ی ایرج پزشکزاد است که هیچ اشاره ای و پاسخی به آن داده نشده است، همینطور تصنیف استفاده شده در تیتراژ سریال هم کاری قدیمی از خواننده : سیما مافیها. آهنگساز و شاعر : علی اکبر شیدا است که هیچ اشاره ای هم به آنان نشده است. در کار بازاریابی رسانه های اجتماعی / کار ما – به عنوان بازاریاب های اجتماعی – این است که ابتدا به حرف و سخن و گلایه های مردم گوش کنیم و پاسخی قانع کننده داشته باشیم که صفحه ی «قهوه تلخ» بر روی فیس بوک تاکنون چنین کاری انجام نداده است و بکلی در این موارد سکوت اختیار کرده است. چرا؟

یکی از کارکردهای حضور در سطح رسانه های اجتماعی، روابط عمومی است و این وظیفه / جنبه روابط عمومی صفحه محصول بر روی شبکه ی اجتماعی است که در مقابل افکار عمومی در زمان مقتضی و مناسب پاسخگو باشد / عدم پاسخگویی قطعا به اعتبار مجموعه لطمه خواهد زد. در رابطه با قرعه کشی های مربوط به جوایز این سریال اطلاع رسانی فوق العاده ضعیفی در سطح رسانه ها انجام شد در همین حد که همان هفته ی اول یک قرعه کشی انجام شده است / اما در این صفحه هیچ اطلاع رسانی در این زمینه صورت نگرفته است – چرا؟ اخبار متعددی در خصوص این سریال در رسانه های خبری منعکس شده است اما به ندرت می توان به آن اخبار و آرشیو در این صفحه دسترسی داشت یعنی من که ندیدم – و این هم از نظر من یک کاستی و نقصان است. یک نکته تا یادم نرفته همان آدرس صفحه است که نشان می دهد ایجاد کننده ی صفحه فرد آشنا و واردی در زمینه بازاریابی رسانه های اجتماعی نیست به علت های متعددد از جمله عملکرد و … در قسمت اینفوی (اطلاعات) صفحه اشاره شده است به سایت رسمی قهوه تلخ  http://www.ghahvetalkh.net   … بنابر این انتظار می رود که این صفحه، صفحه ی رسمی سریال باشد که نگران کپی رایت هم هست. (در تاریخ نگارش)  این صفحه بیش از 2400 هوادار دارد که برخی از هواداران نظراتشان را درباره سریال گفته اند و حتی انتقاداتی هم به آن داشته اند – تقریبا می توانم بگویم که به هیچیک از یادداشت های کاربران و هواداران پاسخی داده نشده است و فقط یک بار یک عذرخواهی از طرف کارگردان داشته است برای تاخیر در توزیع یکی از بسته ها – به همین دلیل و به دلایل دیگر که ذکر شد می گویم که این صفحه بازاریابی رسانه های اجتماعی انجام نمی دهد و فقط یک حضور ساده است در صورتی که می توانست خیلی فعال تر و حرفه ای تر عمل کند و از این پلتفرم (جایگاه / سکو) استفاده بهتری ببرد. اما با توجه به برخی از مطالب و اظهار نظر هایی که مدیریت صفحه انجام داده است به نظر می رسد که این صفحه یک صفحه ی رسمی نیست که در این صورت باز هم روابط عمومی سریال باید هر چه سریعتر نسبت به روشن شدن این موضوع اقدام کند.
تا زمان نگارش – به این مورد هم پاسخی داده نشده است: انتقاد گرافیستها از پوستر قهوه تلخ

سخن آخر:
مشابه این صفحه – هواداران سریال قهوه ی تلخ – بر روی فیس بوک بسیار است. شرکت های متعددی از ناشر، تولید کننده و افراد مشاهری چون نویسندگان، هنرمناند و بازیگران و موزیسین ها و … روی فیس بوک صفحه ی خود را ایجاد کرده اند و با توجه به شهرتی که در رسانه هایی چون رادیو، سینما و تلویزیون و مطبوعات و … دارند هواداران بسیاری را به دور خود گردآورده اند. حرف من و پیام من به این شرکت ها و دوستان عزیز و محترم این است که رسانه های اجتماعی – مثل فیس بوک، توئیتر، یوتوب و … ابزار و مدیوم پیچیده و در عین حال ساده، ارزان و تازه ای هستند که (به لطف موسسین و برنامه نویسان وب) برای موفقیت های بیشتر شما در اختیارتان قرار گرفته اند. اگر حرفه اش را ندانید و درباره اش مطالعه نداشته باشید … دست تان را خواهند برید و به آنی می توانند بر علیه شما در ایجاد تبلیغ افواهی منفی عمل کنند.  هوشمندانه و حرفه ای از آنها استفاده کنید.

رسانه های اجتماعی و تاثیر آنها بر کسب و کارها

تجارت و کسب و کارها در ده سال آیندهدر دنیا، حضور و گسترش استفاده از رسانه های اجتماعی بر چگونگی تعاملات تجاری، تجارت و کسب و کار مردم به شدت تاثیر گذاشته است و ما (مردم) به دلایلی که خودتان بهتر از من می دانید، از این حضور و فعالیت و تعاملات محروم شده ایم.
در سطح جهانی، تجارت و کسب و کار از اموری است که دائما در حال نو شدن و تکامل است و به همین خاطر است که تجارت و کسب و کارها از روندها و روش های نو در فن آوری ها و بخصوص در تفکر و اندیشه تاثیر می گیرد.
رسانه های اجتماعی تازه ترین روندی است که بر تحرک بازار، تجارت و کسب و کارها افزوده است و من معتقدم که یکی از عوامل رکود اقتصادی ما در سطح داخلی و خارجی عدم حضور جدی، حرفه ای و فعال تجار و کسب و کار های ما در استفاده از پلتفرمهایی چون توئیتر و فیس بوک – و سایر رسانه های اجتماعی – است
در حالی که دنیا این تحول و تکامل را بخوبی پذیرفته است و از آن بخوبی استفاده می کند ما از آن خواسته یا ناخواسته فاصله گرفته ایم و این فاصله دارد به ما و کسب و کارهایمان ضربه می زند و شاید سالها بعد متوجه این کمبود و نقصان شویم.
چرا حضور و فعالیت در رسانه های اجتماعی تا این حد برای توسعه ی کسب و کارها مهم بوده است؟
پاسخ من به این پرسش این است: این ابزارهای جدید و استفاده از آنها به شدت ارزان، سرِیع و آنی است. فراگیری روش کار با آنها و کسب مهارت در بکارگیری آنها خیلی راحت و آسان و کم هزینه است. دلیل دیگر استفاده گسترده بسیاری از مردم، در سطح جهان – میلیونها نفر – از این رسانه ها است بیش از 500 میلیون نفر از فیس بوک استفاده می کنند و درست است که خیلی ها از آن برای تفریح و سرگرمی استفاده می کنند اما هنوز هستند افرادی که مایلند در مورد کسب و کار شما بدانند.

تبلیغ یعنی بالا بردن میزان ارتباط با مخاطب / بازار هدف چه ابزاری بهتر از رسانه های اجتماعی برای تبلیغ ارزان، فراگیر و تعاملی با مشریان بالقوه؟ بیزنس زمانی انجام می شود که اعتماد بین طرفین بوجود آید، چه ابزاری بهتر از رسانه های اجتماعی برای ایجاد و حفظ ارتباطات جدید و مستحکم و ایجاد اعتماد متقابل؟
هم اکنون بسیاری از شرکت ها و سازمانهای کوچک، متوسط و بزرگ در سطح بین المللی از پلتفرم هایی چون فیس بوک و توئیتر برای ارتقاء تجارت و کسب و کار خود بهره می برند، ده سال دیگر را ببینید که چگونه از حضور و گسترش رسانه های اجتماعی به عنوان انقلابی در کسب و کارها یاد می شود

تغييرات سريع در رسانه‌های اجتماعی

در رسانه‌های اجتماعی همه چيز خيلی سريع تغيير می‌کند: ايده‌ها و افکار تازه در لحظه توليد می‌شوند، حرکت و نگاه مردم به سرعت از موضوعی به موضوعی ديگر شکل می‌گيرد و یادمان نرود که : ما داریم با حضور خود در وب و استفاده از اینترنت و رسانه های اجتماعی آن آرام آرام پیر می شویم. رسانه های اجتماعی دیگر فقط منحصر به نسل جوان و نوجوان نیست، اکنون میانسالان بسیاری در سطح جهان دارند از وبلاگ ها، ویکی ها و شبکه های اجتماعی مثل فیس بوک و توئیتر و … استفاده می کنند – این موضوع مهمی است.

رسانه‌های اجتماعی تبدیل شده اند به زبان مردم، باید اين زبان تازه را مثل زبان دوم (يا) به عنوان زبان سوم بیاموزند و بخصوص در دنیای کسب و کار و تجارت، آن را به کار گيرند. درست همانطور که شما باید به عنوان مثال به یک زبان دوم مثل انگلیسی تسلط داشته باشید، باید خود را با تسلط بر زبان مردم – رسانه‌های اجتماعی – نیز مجهز کنید.

بر اساس تازه ترین پژوهش‌ها، مردم آنلاين، بيش از ۲۷ درصد از وقت خود را در شبکه های اجتماعی می گذرانند، آنان اخبار و رویدادها را نه از سایت های خبری و روزنامه های چاپی یا آنلاین که از رسانه ها و شبکه های اجتماعی مثل بلاگ ها، فیس بوک، توئيتر و … می گیرند. البته اين را هم بايد در نظر داشت که اخبار، در سطح رسانه‌های اجتماعی، ابتدا در سطح شايعه، داستان‌ها و افسانه‌های شهری میان مردم آنلاين پخش می‌شوند، اين شايعات، بعدا از سوی رسانه‌های جمعی رسمی تاييد يا تکذيب می‌شوند. همه‌ی این اتفاقات و رويدادها، در سطح اينترنت، با سرعتی بسیار بالا مسير خود را طی می‌کنند، گاه حتی رسانه‌های جمعی رسمی (چاپی / آنلاين / راديو- تلويزيون‌ها- ماهواره ای یا زمينی) از کل ماجرا بشدت عقب می‌‌مانند. (ر.ش. اینجا)

راهزنان فضای مجازی مشغول کارند!

اینجا در وبلاگ دکتر احمد فیاض بخش «http://casemethod.mihanblog.com/post/1128» – که از قصد لینک آن را فعال نگذاشته ام –  آقای دکتر! استاد دانشگاه! کات و پیستی از یکی از نوشته هایم داشته اند که متن اصلی آن  از خیلی وقت پیش در اینجا – سایت رسمی خودم –  قرار داشته است – یعنی خانه ی اصلی اش در سایت WEBFAQT.COM است. این اواخر خیلی در این زمینه تند شده ام و شاید چند سالی هست که در رابطه با رعایت حقوق مولف یا همان کپی رایت، دیگر خونم به جوش آمده است و حال و حوصله ی مودبانه نوشتن دیگر ندارم. سالهاست که دارم این تذکرات را می دهم و این یادداشت ها را می نویسم  و این ایمیل ها و فکس ها و تلفن ها را – به داخل و یا در برخی موارد به خارج از کشور – می زنم که به کاربران اینترنت، مفهوم و الزام رعایت کپی رایت را یادآوری کنم. جالب است که بعضی ها خیلی سریع جبهه می گیرند، دست پیش می گیرند تا پس نیافتند – با کمال بی شرمی و وقاحت، می گویند: اصلا آنچه نوشته ای ارزش این حرف ها را ندارد که بخواهیم کپی رایتش را رعایت کنیم! سوال می کنم:  اگر ارزش اش را نداشته است، پس چرا آن را در سایت یا وبلاگ خود آورده اید؟غیر از ان است که می خواهید از زحمت دیگران مفت به نفع یا به اسم خودتان استفاده کنید و برای خودتان کسب اعتباری کنید؟ عده ای هم تقصیر را به گردن دیگری انداخته اند که این مطلب را از جای دیگری برداشته ایم – مدیر سایت پیک صنعت در یک گفتگوی تلفنی-  و این اصلا اولین بار است که اسمت را می شنویم و درباره ی سایت ات خبردار می شویم برایم می نویسند که«درباره سایت شما اصلا اطلاعی نداشتیم خوب شد که آن را به ما معرفی کردید!!!» – مدیر سایت آفتاب در ایمیل پاسخی که برایم ارسال کرده بودند. – در خصوص این مطلب تحت عنوان : «نقش برنامه و بودجه در يك برنامه بازاريابی موفق » – «http://www.aftab.ir/articles/economy_marketing_business/marketing/c2c1209983673_marketing_p1.php» که اصل آن اینجاست و نه اینجا «http://www.modiryar.com/index-management/business/marketing/1294-1387-12-12-05-10-02.html» یا اینجا  «http://www.funpatogh.com/forum/showthread.php?t=20411»  یا اینجا «http://tablighcity.com/markrting/marketing-17/» و یا خیلی از جاهای دیگر که منبع آن را اینجا یعنی سایت سیمرغ «http://www.seemorgh.com/entertainment/default.aspx?tabid=2053&conid=5712» ذکرکرده اند . متاسفانه بسیاری از مقالاتم بدون هماهنگی با من به عنوان نویسنده با نام هایث دیگران یا نام های سایت های چون سیمرغ و پیک صنعت و غیره در مجلات و نشریات به چاپ رسیده است بدون آن که اعتباری برای نویسنده متن اصلی بیاورد!  شما عنوان مقالاتم را که در سایت خودم در فهرست مقالاتم آمده است را در گوگل جستجو کنید. خواهید دید که چه سایت ها و وبلاگ هایی و چه نشریات و روزنامه هایی برخی از آنها را در سایت یا وبلاگ یا نشریه خود کپی پیست یا چاپ کرده اندکرده اند – نام مرا به عنوان نویسنده پاک کرده اند،یا اصلا ذکری از سایتم نداده اند و یا اگر نام برده اند، لینک فعالی به آن نداده اند. عده ای تذکراتم را اصلا ندیده گرفته اند گویی که اصلا ندیده و نشنیده اند و نخوانده اند که من به این اعمال ایشان اعتراض کرده ام و خلاصه این است رسم روزگار ما.

برای آن آقای دکتر! یادداشتی گذاشتم که در ادامه می خوانید- تند است می دانم ا اما چه کنم؟ – برایش نوشتم : «آقای دکتر! آیا بهتر نبود که به سایت اصلی و نویسنده اصلی این مطلب – نویسنده : تابان خواجه نصیری – لینک می دادید و نام نویسنده و سایتی که مطلب را از آن برداشتید را ذکر می کردید؟ آیا در دانشگاهی که به شما دکترا داده است و یا در آن تدریس می کنید چیزی در مورد کپی رایت – که شاید لازم باشد برایتان ترجمه کنم : حق نشر و حقوق مولف – هم آموزش داده اند؟ آیا این درست است که از وسط و انتهای یک مطلب کات و در وبلاگ خود بیاورید بدون ذکر نام نویسنده و لینک به منبع اصلی www.webfaqt.com ؟ در فضای اینترنت، شما خودتان را بی اعتبار کردید. فقط همین!» – در وبلاگ ایشان مطالب بسیاری هست و من حقیقتا فرصتی برای جستجو و مقایسه و شرلوک هلمز بازی ندارم. اما هنوز واقعا فکر می کنم که چرا بعضی از ما – مرتکب چنین اعمالی می شویم. من بارها این را نوشته ام که اعتبار یک وبلاگنویس در دادن اعتبار و کردیت به دیگران است.

بحث و موضوع کپی رایت در فضای وب سایت ها و وبلاگ های ایرانی یک بحث تازه نیست و از همان آغاز وبلاگنویسی فارسی زبانان وجود داشته است. یک سری از نویسندگان وب – تولید کننده محتوا بوده اند و یک سری دیگر کپی کننده . این گروه آخر ظاهرا کپی رایت را اشتباه فهمیده اند – به نقل از یکی از نویسندگان وب – چون آنرا این جوری می نویسند: Copy-Write به این مفهوم ساده که «ما کپی رایت را رعایت می کنیم، اول از سایت یا وبلاگی کپی می کنیم بعد در سایت یا وبلاگ یا انجمن خودمان «رایت – write» می کنیم.

خبر در فولکلور اینترنتی

بر روي اينترنت، مردم با استفاده از نامه‌هاي الكترونيكي، پيام‌رساني فوري يا IM و يا وبلاگ‌نويسي با يكديگر در ارتباط هستند و خبر بخشي از گفتگوهاي الكترونيكي است. وبلاگ‌نويس، ابزار وبلاگ را به عنوان رسانه‌اي در اختيار دارد، رسانه‌اي كه مخاطبين خاص خود را دارد و اين مخاطبين را به سوي خود جلب مي‌كند. حال وبلاگنويسي را در نظر بگيريد كه شاهد رويداد مهم و تازه‌اي بوده است و مي‌خواهد اين رويداد را در وبلاگ خودش ثبت كند. او بايد از قبل، خبر و خبر نويسي را بشناسد و درباره آن بداند. در عين حال او بايد، حق و حقوق و نيز حد و حدود خود رابداند. حال سوال ان است: آيا شما به عنوان یک وبلاگنويس حق و حقوقي داريد؟ چند سال پیش مطلبی نوشتم تحت عنوان «خبر در فولکلور اینترنتی» که آن زمان بسیار مورد توجه قرار گرفت و در سایتهای خبری و نشریات  متعددی منعکس شد. بعدها همراه با گزارش ها و مقالات دیگری از من، در نشریه وزین فرهنگ مردم هم به چاپ رسید.

چهارشنبه سی ژوئن روز رسانه های اجتماعی بود

سی ژوئن - روز رسانه های اجتماعیچهارشنبه ی گذشته (سی ژوئن) روز رسانه های اجتماعی بود، روزی که از آن به عنوان انقلابی که باعث شد تا رسانه ها، اجتماعی شوند یاد می شود. بسیاری از فعالان رسانه های اجتماعی در دنیا و بخصوص در کشورهایی چون امریکا و کانادا و کشورهای اروپایی و حتی هند در آسیا کاربران رسانه ها و  شبکه های اجتماعی چون فیس بوک، توئیتر، مای اسپیس، یوتوب و …  این روز را گرامی داشتند و آن را درنشست ها و  گردهمایی هایی کوچک و بزرگ جشن گرفتند. در سان فرانسیسکو، ونکوور جشن هایی به همین مناسبت برگزار شد.  این رویداد، نه در فضای مجازی که در دنیا و زندگی واقعی مردم دنیا اتفاق افتاد و بر زندگی بسیاری از مردم دنیا تاثیر گذاشت اما متاسفانه و ظاهرا از چشم و نظر بسیاری از کاربران رسانه های اجتماعی، وبلاگ نویسان و ایرانیان آنلاین در شبکه هایی چون فیس بوک و توئیتر و ویکی پدیا و … دور ماند و متاسفانه تا آنجا که من اطلاع دارم غیر ازمطلبی که در وبلاگ آقای جواد افتاده – رسانه های اجتماعی آمده است – در هیچ کجای ایران به هیچ عنوان از آن یادی نشد و کسی در موردش چیزی ننوشت  و کسی هم برایش جشن نگرفت.  در این مورد بیشتر بخوانید: اینجا