بایگانی

Posts Tagged ‘دانش’

آينده در دست نوجوانان و جوانان سريع و حرفه ای

در همین دنیای امروز و نه در دنیای فردا یا فرداهای دیگر و دور، من بر این عقیده‌ام که گرداب گسترده گیتی خیلی سریعتر از آنچه فکرش را بکنیم، گسترش خواهد یافت و اینبار این جوانان و به خصوص نوجوانان خواهند بود که بیشترین نیروهای کاری و حرفه‌ای را در سازمانها شکل خواهند داد. ‌ چرا؟ به علت اینکه این نیروها دسترسی سریع و حرفه‌ای به اطلاعات، دانش و انگیزه‌ی کافی برای درک سریع و حرفه‌ای **مفاهیم** را خواهند داشت. «آينده در دست نوجوانان و جوانان سريع و حرفه‌ای» عنوان مطلبی است که چند سال پیش نوشتم. پيشتر دهم در این خصوص نوشته بودم که «در اين گرداب گسترده گيتي چگونه مي توان موفق شد؟»

Advertisements

مديريت موثر چيست؟

اين مطلب را که در اوایل سال 2010 نوشتم اختصاص دارد به موضوعی فوق العاده مهم و حیاتی که بسیاری از کاربران سایت و اعضای خبرنامه های رايگان آن در موردش از من پرسیده اند. البته بيشتر دوستان خیلی به جزئیات پرداخته اند و به عنوان مثال از من درباره موضوعات جدید در علم مدیریت و یا ارزیابی عملکرد سازمان، عملکرد واحدها و عملکرد کارکنان پرسیده اند. اما فکر می کنم که حتما قبول خواهید کرد که پرداختن به هریک از موضوعات بالا می‌تواند موضوع یک کتاب یا یک پایان نامه یا یک وب سایت و یا وبلاگ باشد. هر موضوعی البته امروز چنین است و می تواند باشد. اما جزئيات، کار متخصصين فن است و من فکر می کنم که با توجه به طیف وسیع و گوناگون اعضای خبرنامه ها، پرداختن به جزئیات آن هم تا این حد، کاری عقلایی و اصولی نیست و واقعیت هم آن است که در این خبرنامه های حقیقتا مجالی برای طرح آن نیست و در برخی موارد حتی خارج از حوزه دانش و تجربه من هم هست.

با توجه به طرح موضوعات مدیریتی، فکر کردم بهتر باشد موضوع مورد بحث را به «مدیریت موثر» اختصاص دهم که فکر کنم همه موضوعات و موارد مدیریتی را شامل می شود. آنچه تلاش دارم در اين يادداشت ها برای شما بنویسم و ارسال کنم، بیشتر کاربردی است تا اينکه بخواهد تئوريک و آکادميک و دانشگاهی باشد. عرصه، عرصه کار و بيزنس است و واقعيات جوامع کاری و حرفه ای. موضوع فضای رقابت شدید جهانی است و کسب و کارهایی که با سرمایه های کوچک و بزرگ بوجود آمده اند تا بمانند و رشد کنند و به موفقیت دست یابند. بنابر این، کمی از شاخه های آکادميک فاصله می گیرم و سعی می کنم با زبانی ساده، مهمترین اصول را در شيوه ها و روش های مدیریتی را بیان کنم. ‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍

در کار و زندگی، دست آخر، اگر کمی دقیق نگاه کنیم هر کسی یک نفری دارد که می خواهد یا باید او را مدیریت کند. چه بخواهید، چه نخواهید شما هم باید مدیر باشيد. چه تاجر باشید، چه معلم، چه بنای ساختمان، چه خانم (يا آقای خانه دار)، چه یک پزشک، چه یک بازاریاب، چه یک فروشنده و … اين قانون خداست که افراد یکدیگر را به نوعی مدیریت کنند تا کارها درست تر و به موقع تر و با کیفیت بهتر انجام شوند. اما چه جور مديریتی؟ فرقی نمی کند، در مدیریت آگهی، مدیریت بازاریابی، مدیریت اجرایی، مدیریت مالی، مدیریت بازرگانی، روابط عمومی یا منابع انسانی و … در همه اینها معتقدیم که مدیریت باید «مدیریت موثر» باشد. فکر می کنم که روند کنونی و پیش روی جوامع انسانی در هدایت کسب و کارها و سازمانها، امروز و حتی فردا، مدیریت موثر باشد.

در طول سالها تحقیق و مطالعه، نگارش و ترجمه، کار اجرایی و مشاوره و همکاری با شرکت های کوچک، متوسط و حتی سازمانهای بزرگی چون صدا و سیما و ناشرین و مطبوعات و … به یک سری اصول رسیده ام که از آنها یادداشت هایی برای خودم برداشته ام و قصد دارم آنها را اينجا، در پاسخ به آن دسته از دوستانی که از من در خصوص انواع و اقسام مدیریت پرسیده اند، ارائه دهم. در سطح جامعه ایرانی، در سطح دانشجویان، تجار، بازرگانان، تولید کنندگان و فروشندگان و عرضه کنندگان خدمات، موضوع «مدیریت موثر» فوق العاده اهمیت دارد. چرا؟ چون بسیاری از شرکت ها بخاطر عدم برخورداری از آن شکست خورده اند، سطح کاری شان افت کرده و بهترین کارکنان شان را از دست داده اند. تاکید من در اینجا بر مدیریت موثر است چرا که همه شاخه ها را در بر می گیرد. ببينید، یادمان باشد که مدیران و رهبران شرکت ها و سازمان ها نباید آدم های معمولی باشند، آنها باید که یک سر و گردن در کار تخصصی شان بالاتر از افراد معمولی باشند تا بتوانند دیگران را هدایت و رهبری کنند. اصولی را که می خواهم با شما مطرح کنم، اصولی است که بزرگ ترین و موفق ترین شرکت ها (در سطح ملی، منطقه ای یا بین المللی) از آن به عنوان اصول مدیریت موثر یاد کرده اند و چون آن اصول را به کار گرفته اند، توانسته اند به موفقیت های چشمگیری دست یابند. اجازه دهید يکی از آن اصول را با ذکر مثالی در اینجا بیاورم و شما را به فکر بیاندازم. همه ما (مردان) می دانیم که خانم ها به جزئيات خیلی توجه دارند و به زبان خودمان مو را از ماست بیرون می کشند و با دقتی مثال زدنی. حالا این را در نظر بگیرید، در امريکا، در سه ماهه اول سال ۲۰۰۹ یک بررسی نشان داده بود که ۳۸ درصد از بالاترین پست های مدیریتی در سطح هيئت مدیره و تصمیم گیرندگان و مدیران اصلی و اجرایی در دست خانم ها بوده است. توجه کنید! یعنی، قابل توجه دوستان و دانشجویانی که از من ایده برای تحقیق و پژوهش می خواستند – چرا؟ چون اصول این در حال کار هست: مشاهده شده است که شرکت هایی موفق بوده اند که توانسته اند مدیرانی داشته باشند که خیلی دقیق به جزئيات توجه و اهميت داده اند. یعنی بخصوص در همین سالهای اخیر مدیرانی موفق بوده اند که توانایی انجام چند کار با هم را داشته اند – درست مثل خانم ها – آنها کسانی بوده اند که هفت روز هفته و بیست و چهار ساعت شبانه روز، همه چیز را، از وضعیت مالی خودشان و کسب و کارشان گرفته تا نیازهای مشتریان شان را زیر نظر داشته اند. حالا، از من می شنوید، این روند رو به رشد را در سطح جهان و در میان شرکت ها و سازمانهایی که می شناسید زیر نظر داشته باشید. اگر اخبار آنها را دنبال کنید خواهید دید که چه در فکرشان می گذرد. این یکی از اصول بود، مدیریت موثر، يعنی همه چیز را زیر نظر داشته باشید و با دقت و تا سر حد امکان به جزئيات توجه کنید.

مدیریت موثر، کلید موفقیت مدیران در سطح فردی، گروهی و سازمانی است. به تجربه دیده ام که مدیرانی موفق و موثر بوده اند که در فاز اول توانسته اند مدیریت خوبی بر «خود» داشته باشند. اما به عنوان یکی از اصول اگر بخواهم اشاره کنم، باید بگویم که نفوذ و اثر مثبت و خوب مدیران بر روی رفتار نیروی کار یکی دیگر از عوامل «مدیریت موثر» است. اکثر بحرانهایی که در شرکت ها و سازمانهای پرمساله دیده می شود به علت اثر غیر موثر و خارج از کنترل مدیران بر روی رفتار و عملکرد کارکنان‌شان بوده است. يک حرکت دست يا صورت اضافه، يک ژست عجیب و غریب يا اخم بی موقع، يک ترش کردن غیر ضروری نشان از آن دارد که مدیر شرایط و محیط و روانشناسی اجتماعی کارمندش را متوجه نشده است. انتظارات بیش از حد برخی از مدیران از کارکنان و عدم درک گفتار، رفتار و واکنش های آنان موجب بروز مسائل بسیاری در سطح گروه های کاری، کل شرکت یا سازمان می شود. مدیرانی موفق بوده اند که روی این موضوع، بسیار فکر کرده اند و روی خودشان با گذراندن دوره های آموزشی مرتبط سرمایه گذاری و کار کرده اند.

اگر به این نکته توجه داشته باشیم که مدیریت یعنی انجام کارها از طریق مردم، آن وقت است که به بخش دیگر مدیریت یعنی «مردم» و «انسان ها» بیشتر توجه خواهیم کرد. افرادی که زیر نظر شما برای انجام درست کارها به عنوان کارمند يا کارگر قرار گرفته اند، پیش از اینکه «کارمند» یا «کارگر» شما و موسسه و سازمان شما باشند، انسان هایی هستند درست مثل خود شما. بين شما (به عنوان مدیر) و آنها (به عنوان کارمند) یک ارتباط بین فردی، يک نوع دینامیک (پویایی) بین فردی Interpersonal Dynamics وجود دارد. مدیران موثر، افرادی هستند که ابتدا از خودشان به یک درک مناسب رسیده اند. نقاط قوت و ضعف خود را بخوبی شناسایی کرده اند و آنها را می شناسند. مدیران موثر، به درک خوبی از محیط و رفتارهای مردم رسیده اند و باید همواره بر میزان این درک بیافزایند. یعنی چون آدم ها و شرایط و محیط دائما در حال تغییر است، آنها باید حواسشان به این تغییرات باشد و دائما خود را با آن تغییرات به روز کنند. به همین سبب، اطلاع مدیران از اصول روانشناسی جامعه بسیار ضروری و حیاتی است. مدیران موثر باید رفتارهای خود و کارکنانشان را بخوبی درک کنند. مدیران موثر باید بدانند که چرا مردم آن گونه رفتار کردند و چرا این گونه عمل می کنند. مدیران موثر، از اثری که رفتارشان بر سایرین می گذارد آگاه و مطلع هستند. آنها مدیرانی هستند که از قبل خودشان را برای رویارویی با چالش های پیش رو آماده ساخته اند.

ببینید هرکدام از این موارد که در بالا ذکر کردم، می تواند سرفصل يک تحقیق يا يک مقاله پژوهشی در سطح شرکت يا سازمان شما باشد. آيا شما يا مدیران شما با این مسائل آشنا هستند. گفتنش ساده است – در ایران – اغلب مدیران، همه چیز می دانند و اجازه و مجالی هم به اين نمی دهند که کسی بیاید و آنها را به نقد بکشد و زیر ذره بین بگذارد. اين یک ایراد اساسی و ریشه دار است.

شما نگاه کنید به اطراف خودتان، در شرکت یا سازمانی که هستید و ببینید چند درصد از مدیران تان، از جمله مدیران موثری هستند که در تعامل و ارتباط با سایرین، درک خوبی از رفتارها و دینامیک های خودشان و سایرین دارند. بگذارید مثالی بزنم، شما جلو می روید و درخواستی دارید، مثلا مرخصی می خواهید، يا می خواهید که میز و صندلی تان عوض شود، شما نیازمند نیروهایی تازه برای انجام درست تر و به موقع تر کارها هستید، و شما هر بار که درخواست خود را پیش مدیر می برید، با شما به نوعی رفتار می شود که گویی شما را نشنيده اند، ندیده‌اند، اهمیتی ندارید، سرشان شلوغ است، وقتی برای این حرف ها ندارند، بودجه ندارند، گرفتاری های دیگری دارند، موضوعاتی مهمتر از این دارند، جلسه دارند، برایتان وقتی ندارند، حوصله تان را ندارند، کار دارند و … و دست آخر شما را به سر کار خودتان هدایت می کنند و با کارهای بیشتری رو به رو می سازند تا دست از این خواسته های اساسی خود بردارید یا به کل آنها را فراموش کنید. نکات و مثبت و منفی از مشاهدات خودتان را بنویسید و آنها را فهرست کنید. آيا خودتان مدیر موثری بر خودتان و بر کارکنان تان هستید؟ آيا مدیریتی که در رده بالاتر خود دارید، مدیریت موثری دارد؟

در سمینارها و يادداشت هایم بارها و بارها به این موضوع اشاره کرده ام و مورد تاکید قرار داده ام که مدیران موثر و موفق، مدیرانی هستند که در زمینه موضوعاتی چون ایجاد انگیزه و خلاقیت، بالا بردن میزان درک اجتماعی، حرکت ها، ارتباطات و کنش های فعال بین فردی، نفوذ، اثر و اثرگذاری، ترغیب و تشویق کارکنان، تصمیم گیری‌های گروهی، تعهد و فرهنگ سازمانی، اخلاقیات و هدایت رهبری صحح از دقت نظر بالایی برخوردارند.

مدیران موثر این را بخوبی درک کرده اند که چطور به صورت موثر بر دیگران اثر بگذارند و آنها را در جهت درست انجام دادن کارها تحت تاثیر قرار دهند و بر آنها نفوذ داشته باشند. این نفوذ که از آن صحبت می کنم، ایجاد ترس نیست، برخی از مدیران به اشتباه فکر می کنند کارکنان باید از آنها بترسند تا کاری را انجام دهند، در صورتی که مدیر موثر بخوبی می داند که کارمندش چه نیازهایی دارد و آن نیازها را که شناسایی کرده، با رفتار و گفتارش می تواند او (يا آنها) را به سمتی که درست است هدایت، تشویق و ترغیب کند. او کاری می کند که کارمند با میل و اشتیاق باطنی، کاری که مورد نظر است به نحو احسن انجام می دهد. او را مورد حمایت قرار می دهد و چنانچه لازم باشد (که قطعا در طول مسیرهای کاری لازم و ضروری است) به او آموزش های لازم را می دهد یا شرایط آموزش و بازآموزی را فراهم می کند. این یک سرمایه گذاری موثر است که او روی نیروی کار شرکت یا سازمان خود انجام می دهد.

مدیران موثر این را بخوبی آموخته اند که چگونه دیگران را و بخصوص تیم های کاری را به گونه ای بانگیزه در جهت درست هدایت و راهبری کنند و همانطور که پیشتر نیز گفتم، مدیران موثر از اثری که رفتارشان بر دیگران گذاشته است یا می گذارد مطلع اند. آنها بخوبی می دانند که انجام کار با عشق آغاز می شود و با عشق ادامه می يابد. آنها می دانند که عشق، یک بازی بده و بستان است، آنها خوب می دانند که در این بازی چه چیزی می دهند و چه چیزی در مقابل می گیرند. آنها می دانند که آن چیزی که می دهند باید فراتر از پول، حق الزحمه یا حقوق ساعتی و ماهانه و سالانه و پاداش و مزایا و … باشد. «توجه»، «درک»، «محبت»، «حمایت» و .. اينها هستند که در این بازی نقش ایفا می کنند. پیشتر، به این نیز اشاره کرده بودم که مدیران موثر و موفق، کسانی هستند که در کارشان صداقت، دوستی و صمیمیت داشته اند، کسانی هستند که در کارشان، از خود، امانت، شجاعت و تعهد نشان داده اند، با شور و شوق عجیبی پیش از کارکنان در محیط کارشان حاضر بوده اند و گاه ساعت ها بعد از اینکه کارکنان محل کار را ترک کرده اند، با عشق به کارشان ادامه داده اند. عشق به کار و محیط کار، حمایت، مهربانی، روی خوش داشتن، عزم و اراده برای رسیدن به اهداف و اجرای برنامه ها در نوع نگاه مدیران موثر بخوبی قابل تشخیص و قابل مشاهده است و مدیران موثر دارای مهارت های خلاقانه ای در حل مشکلات هستند. آنها بیشتر گوش می دهند و خیلی خوب و دقیق گوش می دهند، آنها بسیار فکر می کنند چون که می دانند که فکر کردن سخت ترین کار است و آنها خوب ارتباط برقرار می کنند، خوب پاسخ می دهند و همه چیز را بخوبی گزارش می کنند. مدیران موثر، مسئولیت پذیرند، آنها توانایی هدایت دارند، توانایی نظارت و سرپرستی دارند و بخوبی می دانند که چطور به کارکنان‌شان در انجام کارها دلگرمی بدهند، آنها امر و نهی نمی کنند، تشویق و ترغیب می کنند. مدیران موثر، الهام بخش کارکنان هستند در میان آنها ایجاد تفاهم و هماهنگی می کنند. مدیران موثر دارای مهارت هایی در مذاکره هستند. آنها از مهارت هایی در زمینه مدیریت بحران و حل و فصل درگیری ها برخوردارند. آنان موانع، کاستی ها و دشواری های سیستماتیک مشترک را بخوبی می شناسند و از اثرات این موضوعات بر تصمیم گیری‌های خود و سایر مدیران واقفند. مدیران موثر بخوبی از پس مذاکرات بر می آیند و کم و کاستی های مذاکرات را می شناسند و تشخیص می دهند و در نهایت بر این مشکلات و کاستی ها غلبه می کنند. آنها به مرور زمان، با کسب دانش و تجربه و مطالعه بیشتر، مکانیزم هایی را یاد می گیرند که می توانند بر اساس آنها در شرایط دشوار و زمان هایی که با شک و تردید مواجه می شوند تصمیم گیری کنند.

اما بگذارید در انتها، مطلبی بگویم که یک واقعیت است، در طی این سالها که خبرنامه های مختلفی را عضوم – از منابع داخلی و یا خارجی به این درک و کشف هم رسیده ام که: «مدیران موثر، معمولا عضو خبرنامه های موثری هستند.» – از اینکه شما را در فهرست خبرنامه هایم خواهم داشت بسیار خوشحالم و از همین حالا به شما تبریک می کویم (: اگر عضو نیستید، برای عضویت در خبرنامه هایم به سایت رسمی ام مراجعه کنید و از طریق فرم های تماس با ما ، با ما تماس بگیرید، یک نامه الکترونیکی بلافاصله به صندوق پست الکترونیک شما ارسال می شود، به آن نامه پاسخی ارسال کنید. شما به این ترتیب عضو خبرنامه هایمان خواهید شد. خبرنامه هایم به صورت کاملا شخصی شده برایتان ارسال می شود.
از چالش های خود برایم بنویسید. از آنچه مشاهده می کنید، از مثالها و يادداشت هایتان – خوب در مورد آنها فکر کنید و این یادداشت را با دوستان خود به اشتراک بگذارید. با همکاران دیگر، با مدیران دیگر، هم سطح یا بالاتر. موفق و پیروز باشید.

چگونه می توانیم دانش و اطلاعات خودمان را گسترش دهیم؟

تعدادی از دوستان عزیزمان سوالاتی را مطرح ساختند و منت در خبرنامه ی سایت پاسخی برای سوالاتشان نوشتم. حمید م. و الهام م. در مشهد، امیر ف. از اهواز، سینا از اصفهان و خانمها کاشانی و نیلوفر پ. و امیری همگی از این دغدغه خویش صحبت کرده اند و پرسیده اند که «چطور می توانیم هدفمند مطالعه کنیم؟» یا اینکه «چطور در عصر کنونی که همه چیز با سرعت قدیمی می شود و اطلاعات و دانش آدمی افزایش یافته است، می توانیم به دانش و اطلاعات مورد نیاز دست یابیم و موفق شویم؟»، برایم نوشته اند و پرسیده اند که «چگونه می توانیم دانش و اطلاعات خودمان را گسترش دهیم؟» و سوالاتی مشابه اینها. هسته ی اصلی این شماره از خبرنامه را سال گذشته برای دوستان عضو خبرنامه ارسال کرده ام و امروز پس از اعمال تغییرات و اصلاحاتی برایتان ارسال می کنم. امید که مورد توجه قرار گیرد.

اجازه دهید، چند آیتم را هم من به آنها اضافه کنم: چگونه می توانیم «هوشمند» باشیم و هوشمندانه عمل یا رفتار کنیم؟ چگونه می توانیم هوشمندانه درس بخوانیم و یاد بگیریم؟ هوشمندانه کار و زندگی کنیم و …» باور کنید که اینها را که می نویسم؟ خودم هم به وجد می آیم … دوستی عزیز و با محبت برایم نوشته بود «آقای خواجه نصیری! به گونه ای می نویسی که آدم شور و شوق و اشتیاق را در میان نوشته هایت به خوبی احساس می کند» – فکر می کنم، این خیلی خوب است، چون می تواند باعث شود که همان شور و شوق و نشاط به خواننده ام منتقل شود. خب، اگر این شور و شوق، در من هست، باید در شما هم باشد و یا ایجاد شود. بنابر این از شما می خواهم، به عنوان یک توصیه ی برادرانه، تصمیم بگیرید، که در سال جدید، نه، از همین لحظه که خواندن این یادداشت را به پایان رساندید، آگاهانه و هوشمندانه، از دره ای که در آن زندگی می کنید به راه بیافتید، حرکت کنید و پیش خودتان بگویید: «پیش به سوی قله ها ..» و حرکت کنید به سمت جایی که «تازه» است و «نو» و تصمیم بگیرید که در سال نو ناشناخته های بیشتری را «کشف» کنید. مطمئن باشید که این دنیای شماست و مطمئن باشید که قرار هم نیست که ۴۰۰ یا ۵۰۰ سال زندگی کنید. ما روی این کره خاکی، زندگی کوتاه و محدودی داریم و برای همین، هر ثانیه اش به حساب می آید و – از نظر من – الماس است. زندگی می‌گذرد و با گام هایی سريع پیش می رود و مردم اغلب وقتی متوجه می شوند که دیگر فرصت چندانی ندارند که دیگر خیلی دیر شده است. هر روز صبح، این را با خود مرور کنید و با دیدن صبح این را به یاد بیاورید که خداوند یک روز دیگر، فرصتی دیگر برای توجه و یادگیری و تجربه به ما هدیه داده است. چه هدیه ای ارزشمندتر از این هدیه! يک لحظه، یک لحظه، یک لحظه‌ی دیگر، همين لحظه ای که گذشت، همه اینها را با نفس هایی عمیق بپذیرید و پیش خود متعهد شوید که تصمیم گرفته اید باقی مانده فرصتی که برای ماندن در این هتل زیبای جهانی – زندگی – به شما داده شده است، هوشمندانه از این لحظه لحظه ها استفاده کنید.

اما چطور هوشمندانه دانش خود را افزایش دهیم؟ چطور با این روش هوشمند باشیم؟ خیلی ساده است. یک دفترچه بخرید، از خانه بیرون بروید و یک دفترچه بخرید، مردم را ببینید و کسب و کارهایشان را با دقت نگاه کنید، آنها را ببینید که در دره ی خود بساط را پهن کرده اند و نشسته اند، شما هم می توانید انتخاب کنید، آیا با آنها می خواهید در دره خود باقی بمانید؟ یا نه، می خواهید به قله ها نگاه کنید و پیش به سوی قله ها، آنجا که دیوانه ها زندگی می کنند قدم در راه پر خطر بگذارید؟ آنها که در دره ها سکنی گزیده و مانده اند می گویند: «آنها که به سمت قله ها رفته اند دیوانه بوده اند، هیچکدامشان برنگشته اند، آنهایی هم که باز گشته اند، برای ترغیب دیگرانی بوده است که به سوی قله ها حرکت نکرده اند! – عجب! عجب دیوانه ای بوده اند؟! جماعتی که رفته اند آن بالا بالا ها و دیگر باز نگشته اند! آنوقت است که مردم را خواهید دید… آنوقت که حرف های مرا فهمیدید و درک کردید، یک دفترچه بخرید و در آن دفترچه، هر روز یادداشت کنید. به دور و بر خود توجه کنید و ببینید که در رابطه با چه موضوعاتی نمی دانید. یا کمتر می دانید. چه اطلاعاتی را ندارید؟ از چه دانشی برخوردار نیستید. همه این ها را در همان دفترچه یادداشت کنید. اگر موضوعی هست که در زمینه های تاریخی، علمی، فرهنگی و … نمی دانید، همه را یادداشت کنید. بعدا سر فرصت، برای خودتان برنامه ریزی کنید که تا آخر آن هفته، آن ماه، درباره یکی از آن مطالب یا موضوعات جستجو خواهید کرد و درباره آن خواهید خواند. سرفرصت، در کتاب ها، در سی دی ها، اینترنت و … دنبال آن موضوع بگردید و در مورد آن موضوع یا مطلبی که درباره اش نمی دانستید جستجو کنید و بخوانید. از خوانده ها و آموخته هایتان در همان دفترچه یا جایی دیگر – مثل کامپیوتر – نرم افزار آفیس، مایکروسافت Notes – یادداشت برداری کنید و از آنها نگهداری کنید و کاری کنید که هر از چند گاه به آن آموخته ها سر بزنید. یادتان باشد که حتما از آموخته ها و یافته هایتان یادداشت بردارید. در یک یا دو پاراگراف حداقل یادداشت کنید. گوگل، جای خوبی برای جستجوست، در مورد موضوعاتی که نمی دانید جستجو کنید. کتابخانه ها هم که فوق العاده هستند. بتازگی سایتی باز شده است در ایران که آخرین اخبار مربوط به کتابخانه های جدید و قدیم و موضوعات مرتبط با کتابداری و … را هم در اختیار قرار می دهد. از این سایت و سایت های مشابه استفاده کنید. با کتابدارن آشنا شوید و از آنها در مورد موضوعاتی که نمی دانید سوال کنید. با کسانی که می دانید مطالعاتی در زمینه ی موضوعاتی که شما نمی دانید دارند ارتباط برقرار کنید و از آنها بپرسید، افراد چون استادان دانشگاه ها، حرفه ای های آن کارها، هنرمندان برجسته، نویسندگان، محققین و پژوهشگران ارزشمند این سرزمین، زمین! در بازار کتاب باشید، سر بزنید به کتابفروشی ها، کتابهایی که تازه چاپ شده اند را زیر و رو کنید، از کتابفروش سوال کنید از آنها بپرسید و بخواهید که در مورد موضوعاتی که نمی دانید، کتابی به دستشان رسید یا مطلع شدند، به شما اطلاع دهند. کتابفروشان، بخصوص کتابفروشان ایرانی فوق العاده انسانهای شریف و ارزنده ای هستند و در این زمینه خیلی مردم را خوب و حرفه ای کمک می کنند. در بازار کتاب، قطعا کتابهایی خواهید یافت که اطلاعات خوبی به شما خواهند داد. در رادیو و تلویزیون به دنبال برنامه هایی باشید که آموزنده اند، ساعات آنها را جایی یادداشت کنید، اگر نمی توانید سر فرصت ببینید یا بشنوید، از دوستانی بخواهید برنامه های مورد نظرتان را برای شما ضبط کنند، متن پیاده شده روی کاغذ (یا فایل رایانه ای) یا گزارشی از آنها تهیه کنند تا سر فرصت آنها را بخوانید. سیستم های صوتی و تصویری امروز فوق العاده شده اند می توانید برخی از آنها را طوری تنظیم کنید که برنامه را به صورت خودکار برای شما ضبط کنند. از دوستان خود بخواهید که نوار ضبط شده را روی کاغذ برایتان پیاده کنند. متن پیاده شده از روی نوار را برای دیگر دوستانتان که نتوانسته اند برنامه را ببینند یا بشنوند از طریق اینترنت ارسال کنید. برنامه های تولیدی کانال های رادیو و تلویزیونی فارسی زبان تعدادشان بسیار و همینطور رو به افزایش است، متن بسیاری از آنها هیچگاه در دسترس نیست و این کار شما (یا تیم شما و دوستان تان) به افزایش محتوای (متن) فارسی در سطح اینترنت کمک می کند.

هر روز، خود را به چالش فرابخوانید، یک هدف برای خود در نظر بگیرید و خودتان را در مسیر یادگیری بیشتر قرار دهید. از نکات و موضوعات کوچک شروع کنید، آن موضوعات را به شکلی یا به نوعی تفریحی و لذت بخش در برنامه روزانه خود دنبال کنید. این علاقمندی خود را به یک عادت تبدیل کنید. بگذارید یک مثال بزنم: ‍

مثلا، شما در دفترچه خود یادداشت کرده اید که «درباره اینکه چگونه مقاله بنویسم زیاد نمی دانم…» برای آموختن این موضوع همان کارهایی که گفتم را انجام می دهید، در اینترنت صدها مطلب و مقاله خواهید یافت، در کتابفروشی و کتابخانه ها هم کتاب های متعددی خواهید یافت، از دوستان و آشنایان و استادان هم مطالبی را دریافت خواهید کرد، بهترینها را نشانه بگیرید و دست به اقدام بزنید، حالا باید وقت بگذارید و هدفمند و در مسیر یافتن آن چیزهایی که در موردشان نمی دانید مطالعه کنید. در یک مکان آرام، مطالعه کنید و از مطالعات خود یادداشت بردارید، آنها را بعدا در جایی آرشیو کنید. کمی تفریح و لدت چاشنی کار مطالعه ای خود کنید و این کار را با انجام روزانه، به یک عادت خود تبدیل کنید، هیچ عادتی بهتر از عادت مطالعه نیست. در بهترین مقالات و کتاب ها خواهید یافت که بهترین روش برای آموختن مقاله نوشتن، نوشتن و نوشتن مقاله است، پس باید تمرین کنید، دست به اقدام بزنید و اولین مقاله خود را بنویسید. نفس عمیق بکشید و مقاله خود را برای روزنامه، نشریه یا مجله ای بفرستید و اجازه دهید شور و شوق چاپ اولین مقاله تان را در فلان مجله یا روزنامه با تمام وجود درک کنید. این شور و شوق را هر زمان که مطالعه می کنید به یاد بیاورید و از آن لذت ببرید. – شما آموخته و دانشی را با دیگران به اشتراک گذاشته اید، چه لذت بخش! چه عالی! فوق العاده است، مگر نه؟

به دیگران توجه کنید. خوب توجه کردن را یاد بگیرید و از دانش و تجربیات دیگران استفاده کنید. از آنها در مورد چیزهایی که نمی دانید، سوال کنید. وقتی برایتان توضیح می دهند، با دقت توجه کنید، سعی نکنید که بخواهید مچ شان را بگیرید، بگذارید راحت برایتان توضیح دهند، مطالبی را که می دانید را اگر می گویند، حرف هایشان را تایید کنید و برای نکاتی که نمی دانید دقت و توجه و تمرکز خود را بیشتر کنید، در هنگام توجه به دیگران، ۱۰۰ درصدی باشید، صد درصد توجه خود را به آنها بدهید. یافته هایتان را یادداشت کنید و در آخر هفته ها وآخر ماه ها، یادداشتهای قبلی را مرور کنید. آموخته هایتان را با دیگران به اشتراک بگذارید. آن چیزهایی را که واقعا یاد گرفته اید را به دیگران بیاموزید، وقتی دانش و آموخته هایتان را به دیگران می آموزید، دانش و آموخته هایتان را جلا می دهید. وقتی می خواهید موضوعاتی را به دیگران آموزش دهید، موضوعات را بخش بندی کنید و از بخش های ساده تر شروع کنید. آرام آرام پیش بروید. در مورد موضوعاتی هم که می دانید، یادداشت برداری کنید و با خودتان عهد کنید که خود را در مورد آن موضوعات نیز به روز نگاه خواهید داشت. بعضی از مطالب، دائما در حال تغییر و تحول هستند و هر روز یا هر لحظه یافته های بیشتری در آن زمینه ها مطرح می شود. فرضیات، قوانین، اصول و تفکرات و ایده های جدید خود را به روز نگاه دارید.

یادتان باشد که هوشمندی، ارثی و ژنتيکی نیست. آدم باهوش کسی است که بسیار می خواند، او برای مطالعه و خواندن و یادگرفتن مطالب جدید همیشه حاضر و آماده است. آدم باهوش، به روز است در مورد موضوعاتی که به آنها علاقمند است. آدم با هوش با آدم های با هوش رفت و آمد دارد. وقت خود را تلف نکنید خصوصا با آدم هایی که می دانید و متوجه شده اید که دارند فقط ادای آدمهای باهوش را درمی آورند اما چیزی نمی دانند. به استادان دانشگاه، به محققین، به پژوهشگران، به معلمین، به نویسندگان، به روزنامه نگاران، به مترجمین، به اندیشمندان بیشتر توجه کنید و با آنها ارتباط برقرار کنید و از آنها بپرسید در مورد موضوعاتی که نمی دانید برایتان بیشتر بگویند و یا با بیشتر نوشتن شما را بیشتر راهنمایی کنند. متاسفانه رسانه های دنیا – بیشتر از اینکه بخواهند افراد باهوش را در دایره دقت و نظر خود قرار دهند، افراد زیبا و مشهور را که اغلب دارای مشکلات روحی و روانی و اجتماعی هستند را زیر ذره بین قرار می دهند و دائما در مورد آنها برنامه تهیه می کنند. همین باعث، سرخوردگی و سردرگمی مردم می شود چرا که می دانند زندگی این آدمها – نه همه – بلکه اکثرا تهی است، ولی همه جا صحبت از آنهاست. ما می دانیم که می توانیم روی هوش و هوشمندی خودمان کار کنیم و آن را پرورش دهیم. بنابر این پیش به سوی قله ها … حرکت می کنیم!