بایگانی

Posts Tagged ‘بهره وری’

بازاريابی و بهره وری

اين مطلب را می خواهم به موضوع مهم بهره‌وری اختصاص دهم. موضوعی که بسیاری از دوستانم در مورد آن سوال می کنند و از من خواسته اند که در رابطه با این موضوع و بازاریابی اشاراتی داشته باشم. به عنوان مثال خانم منصوره عزیز برایم نوشته است «می خواستم بدانم چطور می توان یک بازار یاب خوب بود من دوست دارم این کار را یاد بگیرم چون فکر می کنم با راهنمایی های بیشتر در این کار می توانم موفقیت بیشتری کسب کنم تا در کارهای دیگر. من در یک شرکت سیستم های امنیتی کار می کنم و در این شرکت من هم حسابدارم، هم منشی ، بازاریاب ، طراح عکس ، فروشنده و خلاصه همه کار می کنم و بدتر از همه (این است که) از حسابداری بدم می آید هیچوقت هم حسابهایم درست از آب در نمی آید این آخری یک درد دل کوچک بود ببخشید که این مطلب اینقدر زیاد شد با تشکر … »

اما پاسخ من: برایشان نوشتم که «شرایط شما را کاملا درک می کنم و تا حدودی با مشکلات و دردسرهایی که دارید آشنا هستم. این تقریبا در ایران موضوعی عادی شده است که شرکت ها و سازمانها برای کاستن از هزینه هایشان – جا و مکان، حقوق و دستمزد و پاداش و بیمه و … – به نوعی از پرسنل خود یک جور «آچار فرانسه» می سازند و البته شاید این شرکت ها نمی دانند که با این روش کارایی و علاقه و بازده افراد به مرور زمان کم می شود.

توصیه ام به این دوست عزیز این بود که آرام آرام مسئولیت های خود را کمتر کنید و با توافق مدیریت شرکت روی یک یا دو موضوعی بیشتر متمرکز شوید که به انجام آن در ساعات کاری علاقمندید. بارها این را در خبرنامه هایم نوشته ام که کاری را انجام دهید که به آن عشق می ورزید. برای اینکه یک بازاریاب خوب شوید باید مهارت ها و دانش و اطلاعات ویژه ای داشته باشید.»

اما اول از همه برای کار در زمینه بازاریابی باید به این کار علاقه داشته باشید. از کاری که دارید انجام می دهید باید لذت ببرید. پول برایتان مهم نباشد بلکه پاسخ گفتن به نیاز مردم و زندگی مردم را با محصولی (کالا / خدمات) بهتر و راحت تر ساختن هدف باشد. برای کار در زمینه بازاریابی، باید محصول خود را بخوبی بشناسید و توصیه ما این است که محصولی را بازاریابی کنید که خودتان مصرف کننده اش هستید و آن را در میان سایر برندها به عنوان یک محصول خوب پذیرفته اید، وقتی چنین باشد شما از پیدا کردن بازار برای آن محصول خوشحال خواهید شد و از کار و زندگی تان لذت خواهید برد. برای اینکه برای کالا یا خدماتی بازاری پیدا کنید باید «نیاز» واقعی آن بازار را و در واقع «بازار هدف» خود را بخوبی بشناسید و آن زمان پیام خود را – مبنی بر این که ما می دانیم نیاز واقعی شما چیست و آن را شناسایی کرده ایم و پاسخی برایش یافته ایم و این هم فهرستی از مزایا و منافع حاصل از استفاده از این کالا یا خدمات و … – برای آن بازار ارسال کنید. در اینجاست که شما پیامی را برای بازار هدف خود تبلیغ می کنید. اگر شما کالا یا خدمات درست را یافته باشید، (زمان) و مکان درست را یافته باشید، قیمت گذاری درستی انجام داده باشید و ابزارها و استراتژی های تبلیغی مناسبی را انتخاب و اتخاذ کرده باشید قطعا موفق خواهید شد. یادتان باشد که بازاریاب یخچال فریزر، هرگز نمی تواند یا به سختی می تواند اسکیموها را هدف قرار دهد.

اما در مورد بهره‌وری – درست است که ما می خواهیم با امکانات و تجهیزات موجود بیشترین بازده را داشته باشیم – اما آخه این دیگر خیلی از انصاف به دور است که همه ی کارها را بر دوش یک نفر سوار کنیم و فکر کنیم که داریم برای رسیدن به بهره وری بیشتر و بالاتر تلاش می کنیم. درست است بهره‌وری یعنی کار بیشتر ولی با استرس کمتر. یک کار را بهتر و درست تر و بیشتر انجام دادن بهره‌وری اش به مراتب بیشتر است از چند کار را با هم و ناقص انجام دادن. موافق نیستید؟ ببینید چه اتفاقی می افتد وقتی ما هم بخواهیم بازاریاب باشیم و هم فروشنده و هم حسابدار و هم منشی و هم پاسخ تلفن ها را بدهیم، هم نامه ها را بایگانی کنیم و هم عکس بگیریم و فتوشاپی اش کنیم و اسکن کنیم و ببریم چاپ خانه و … اینجوری امکان اینکه کار ها و وظایفمان با هم قاطی شود بسیار زیاد خواهد بود. من معتقدم که فروشندگی با بازاریابی و (البته خیلی کارهای دیگر با هم) متفاوت است به همین جهت که فروشنده لزومی ندارد کالایش را خوب بشناسد. فروشنده ای که کامپیوتر می فروشد را در نظر بگیرید. اما بازاریاب لازم است که از کالا و خدماتی که قرار است به مشتری داده شود بخوبی آگاه باشد. بنابر این لازم است نیاز مشتری را بخوبی بداند و در جستجوی پاسخی مناسب برای این «نیاز» باشد.

Advertisements