بایگانی

Posts Tagged ‘بازاریابی’

کابوس کنونی بازاریابی اینترنتی در ایران

بازاریابی اینترنتیمعتقدم که حکایت بازاریابی اینترنتی در ایران، دارد آرام آرام به یک کابوس واقعی بدل می شود و متاسفانه آنچه که اکنون در فضای وب شاهدش هستیم فاصله ی بسیاری با آنچه واقعا باید باشد دارد. اجازه دهید تا یک مثال بیاورم که فکر می کنم با من هم عقیده باشید: شما می خواهید به سفری بروید، در اینترنت جستجو می کنید: مثلا مشهد – هتل یا تور ، نتایج به دست آمده از این جستجو و جستجوهای مشابه را به دقت مورد مطالعه قرار دهید – همه ی لینک ها در صفحات حاصل از جستجو (SERP) دارند موتورهای جستجو و شما را به عنوان جستجوگر به نوعی فریب می دهند. در ده، بیست یا سی صفحه ی اول نتایج حاصل از جستجو، شما به ندرت می توانید اطلاعات مورد نیاز خودتان را پیدا کنید – این شیوه بازاریابی نیست و این سایت ها در واقع دارند موتورهای جستجو را اسپم می کنند.

(این سایت های اسپم کننده موتورهای جستجو) انواع و اقسام کلید واژه های مرتبط با سفر + شهرهای ایران + نام هتل ها را آورده اند اما در واقع می خواهند در فروشگاه هایشان، سی دی، فیلم، دارو یا وسایل ورزشی بفروشند بدون اینکه به فکر کاربر یا جستجوگر باشند که نیازمند اطلاعاتی در رابطه با آیتم مورد جستجو بوده است.
بازاریابی اینترنتی واقعی از طریق موتورهای جستجو یا از طریق پست الکترونیک یا از طریق وب سایت و رسانه های دیجیتال و اجتماعی با آنچه که در فضای وب فارسی زبان شاهدش هستیم فاصله یی بسیار دارد و همین دارد به بسیاری از کسب و کارها که دارند در فضای وب جهانی اصولی کار می کنند به شدت ضربه می زند.

از نظر تبلیغات اینترنتی هم ما وضع مناسب تری نداریم، نگاهی دقیق بیاندازید به سایت های ایرانی و تبلیغات و آگهی هایشان را زیر نظر بگیرید، متاسفم که این را می گویم اما چنین وضعیتی را شما حتی در سایت های قرمز و زرد آن طرف آب هم نمی بینید. – متن ضعیف و کپی های غیر حرفه ای آگهی ها از یک سو و Gif ها و فلش های  متحرک تند و زننده ای که 360 بار در ثانیه چشمک می زنند و چشم بازدید کننده را کور می کنند. در بسیاری از سایت ها از طرف راست و چپ صفحه – بالا و پایین و گاه حتی وسط صفحه شما با تبلیغاتی از شیر مرغ تا جون آدمیزاد می توانید ببینید که بی وقفه تکان می خورند و چشمک می زنند و وقتی هم که کلیک می شوند شما را به صفحه ای هدایت می کنند که هیچ ربطی به موضوع تبلیغ نداشته اند و یا باز خودشان  فقط تبلیغ بوده اند.  آیا به این می شود گفت بازاریابی اینترنتی ؟؟
من در این صفحه سعی می کنم با معرفی سایت ها / مقالات مفید / گزارش ها و تحقیقات تازه، به موضوعات مرتبط با بازاریابی اینترنتی و موضوعاتی که معمولا در خلال سمینارهایم به آن اشاره می کنم، بپردازم و محتوای سمینارهایم را با ارائه مثال یا مطالب بیشتر از طریق این صفحه کامل تر کنم.
قطعا یکی از کارهای دیگری که در بازاریابی اینترنتی باید بدان پرداخت، بررسی و تجزیه و تحلیل داده های آماری سایت ها و وبلاگ ها است که در همان صفحه به آنها و بهترین مقالاتی که مطالعه می کنم اشاره خواهم کرد.

اگر فکر می کنید که این مطالب و یادداشت ها می تواند برای دوستانی که می دانید در این زمینه ها کار می کنند مفید باشد آنها را برایشان ارسال کنید و آنها را به این جمع دعوت کنید – شاید ما بتوانیم با به اشتراک گذاشتن این اطلاعات و آگاهی رسانی وضعیت (بازاریابی اینترنتی در ایران) را کمی بهتر کنیم.
یک نکته ی بسیار مهم دیگر این است که در پنج شش سال گذشته، فضای کنونی وب جهانی، بازاریابی از طریق رسانه های اجتماعی (وبلاگ ها / شبکه های اجتماعی و …) فوق العاده بیشتر شده و گسترش یافته به طوری که اکثر موضوعات مرتبط با بازاریابی اینترنتی از جمله جستجو / تبلیغات، تولید محتوا و … را به شدت تحت تاثیر قرار داده است.

به موضوعات مرتبط با بازاریابی رسانه های اجتماعی، در صفحه جداگانه ای بر روی فیس بوک خواهم پرداخت: تحت عنوان بازاریابی رسانه های اجتماعی – از طرف دیگر، با توجه به ماهیت دیجیتال و پیام رسانی آنی و کوتاه که از طریق موبایل ارسال می شود گاه گاهی هم مطالبی در این خصوص به اشتراک خواهم گذاشت چرا که بین اینها نیز ارتباطات تنگاتنگی وجود دارد. به عنوان مثال رجوع کنید به اینجا

Advertisements

سمينار جديد: مبانی بازاريابی رسانه های اجتماعی

پيش از اقدام به استفاده از رسانه های اجتماعی در بازاريابی کالا و خدمات، نکاتی کليدی وجود دارد که در اين سمينار شما را با آن ضرورت ها آشنا می‌سازيم.

اطلاعاتت بيشتر

نکاتی در مورد بازاریابی از طریق رسانه‌های اجتماعی

در این يادداشت کوتاه می خواهم به برخی از نکات مهم بازاریابی رسانه های اجتماعی اشاره کنم، مطالبی که به زودی در سمیناری با همین عنوان – بازاریابی رسانه های اجتماعی – روی سایت و اینجا نیز معرفی خواهد شد.
پیش از هرچیز اجازه دهید بگویم که رسانه های اجتماعی به شما قدرت و نفوذ عجیبی می دهد اما درست مثل قدرت و نفوذ در دنیا و فضای واقعی – این قدرت و نفوذ چیزی نیست که یک شبه به دست آید، اما هدفی است قابل دستیابی اگر روی آن کار کنید به آن زمان بدهید.
نکته دیگر این است که این مطالب را در سمینارهایم به طور مفصل تر و با بسط بیشتری توضیح و شرح می دهم و مطالب قطعا با ذکر مثالهایی از فضای کنونی رسانه های اجتماعی است. برخی از آنها که به نظرم مهم می آید را برایتان در ادامه خواهم آورد:
یکی از نکته های جالب و مهم این است که رسانه های اجتماعی و این فن آوری  نوین، هنوز  خیلی جوان و نوپاست و برای همین هنوز خیلی دیر نشده که با دید جدی تری به آن نگاه شود و به کار گرفته شود. نکته‌ی دیگر این است که در همین روزگار خیلی ها در دنیا دارند ساز این را می زنند که استفاده از رسانه های اجتماعی برای اموری چون بازاریابی و/یا روابط عمومی و/یا خدمات پس از فروش  و … بی فایده است و دارند(استفاده) از آن را رها می کنند – من و خیلی از محققین دیگر با این دیدگاه مخالفیم و برای همین هم هست که در موردش می‌نویسيم و سمینار برگزار می کنم و فکر می کنیم که این دانش وآگاهی و ومفاهیم باید به صورتی سریع و حرفه ای گسترش یابد.
یک حقیقتی هم هست در مورد ما ایرانی ها که آن را هم لازم است اینجا به عنوان یک نکته اساسی بیاورم- خیلی از افرادی که در سطح اینترنت از رسانه های اجتماعی برای کسب و کارشان استفاده می کنند (به صورت فردی و یا برای برند سازی و …) دنبال کمیت هستند (به عنوان مثال تعداد بیشتر مشترکین یا هواداران در فیس بوک) معتقدم که این یک اشتباه بزرگ است. رسانه های اجتماعی بیشتر کیفی هستند، این کیفیت افراد و مشترکین و مخاطبین (هدف) است که اهمیت دارد.
در فضای فارسی زبانان روی اینترنت وبلاگ هایی را می بینید که تعداد مشترکین فیدشان سر به آسمان گذاشته است اما (مخاطبین شان) کیفیت ندارند – ما در بازاریابی و فروش به دنبال سیاهی لشکر نیستیم و نباید باشیم، ما به دنبال بازار هدف هستیم، بازاری که نیاز دارد و قدرت خرید دارد و ما می توانیم به او کمک کنیم تا پاسخ نیازش را در محصول (کالا / خدمات) ما ببیند.
بنابر این مایوس نشوید اگر می بینید که وبلاگ شما یا صفحه ی فیس بوک شما هخوانندگان / مشترکین و هواداران بیشمار مثلا پنج هزار یا ده هزار یا یکصد هزار نفر ندارد، شما در عوض ممکن است بیست نفر، صد یا سیصد نفر داشته باشید که کیفیت دارند به این معنی که هر کدام از این هواداران چون در گروه هدف شما هستند از ارزش فوق العاده ای برخوردارند.
از ظهور رسانه های اجتماعی، و بخصوص شبکه های اجتماعی چیزی در حدود شش سال یا بیشتر نمی گذرد و شما باید به آن زمان بدهید مثل هر کار دیگر در روش های سنتی – شما لازم است که خودتان بازار خودتان را و جامعه ی مجازی خودتان را ایجاد کنید، با آن ارتباط برقرار کنید، آن را حفظ و نگهداری کنید، آن را مطالعه کنید و به مرور زمان آن را گسترش دهید و این یک شبه، امکان پذیر نیست.‌
ما در دنیای واقعی پیرامون مان از قدرت که صحبت می کنیم به مرور زمان در حقیقت متوجه شده ایم که یا از یک قدرت شخصی صحبت می کنیم و یا از قدرت مشهود و اعطا شده از طرف دیگران – در فضای رسانه های اجتماعی نیز همینطور است‌: ما در رسانه های اجتماعی با مشکلات و مسائل و چالش های فراوانی رو به رو می شویم و قدرت شخصی ما در تاب آوردن و تحمل کردن و حل تدریجی مسائل است. در سطح رسانه های اجتماعی این مردم هستند که به ما قدرت می دهند، اعتبار می دهند و ما را با حضور خود مورد حمایت قرار می دهند.

مقاله ی جدید: چگونه می‌توانيم بهترين راهبردها را در بازاريابی و فروش بيابيم؟

يکی از سوالات متداولی که در هفته های اخير از طرف مخاطين، بازديد کنندگان و اعضای خبرنامه هايم به دستم رسيده است اين بوده که از کجا و چگونه می‌توانيم بفهميم که چه استراتژيي در بازاريابی و فروش کالا و خدمات بهترين و کاراترين استراتژی ما می‌تواند باشد. فرزانه ف. از کيش، از من پرسيده است: برای يافتن بهترين راهبرد در فروش کالا چه بايد انجام بدهيم؟ – کوروش ن. از مشهد پرسيده است: برای فروش بيشتر يا بالا بردن فروش کالاهايمان چه کار می‌توانيم بکنيم؟ – اينها برخی از سوالات دوستان است که سعي می‌کنم هرچند به اختصار تا آنجايي که در حد اين خبرنامه ها اجازه می‌دهد به آنها پاسخ بگويم. مطلب را می توانید اینجا بخوانید: چگونه می‌توانيم بهترين راهبردها را در بازاريابی و فروش بيابيم؟

ارتباط و تماس با مشتری برای فروش بيشتر

به این سوالات توجه کنید چون قرار است در ادامه مطلب به آنها پاسخ دهم تا آنجا که امکانش باشد و فرصت کنم: مجید ا. از من پرسیده است «چگونه مي توانم براي خريد اجناس فروشگاه خودم ، با شركتهاي وارد كننده معتبر ارتباط برقرار كنم ؟» مهدی آ. پرسیده است «شيو ه هاي ارتباط با مشتري در بازار يابي خدمات چگونه است ؟» و یا بسیاری از دوستان عزیز دیگر که خواستار اطلاعات بیشتر در خصوص «ارتباط با مشتری» هستند مثل محمد خ. – رومینا ع. و سیامک ف. و علی و نرجس از شیراز که فکر می کنند در ارتباط اجتماعی ضعف دارند و … عده ای از دوستان هم از من خواسته بودند که در خصوص فروش کالا و خدمات در زمانی که اوضاع و احوالات اقتصاد رو به کسادی می گذارد بیشتر بنویسم، همینطور برخی از دوستانی چون فرشته عزیز که برایم نوشته است که فروشگاه پوشاک زنانه دارد و از من راهنمایی خواسته است . يا مسعود آ. عزیز که از من در مورد روش های فروش قطعات كامپيوتر (سخت افزار ) به عمده فروشان كشور پرسیده بود و با تشکر از دوستان دیگر س. موسوی و فریا م..

اجازه دهید مطلبی را که می خواهم بنویسم را اینگونه آغاز کنم که اساسا کسی که کسب و کاری را راه می اندازد باید دائما به فکر و به دنبال کسی باشد تا با او صحبت یا ملاقات کند. او باید به دنبال برقراری ارتباط و تماس باشد. بدون تماس و ارتباط درست مثل این است که کسب و کارمان را برایش فاتحه ای خوانده باشیم و مجلس ختمش را گرفته باشیم و برایش حلوا را هم پخش کرده باشیم. صاحبان کسب و کار ها، صاحبان مشاغل آزاد، کارآفرين ها و فروشگاه ها و فروشنده ها و امثال این به هر طریق ممکن به دنبال یافتن کسی هستند تا بتوانند کالا یا خدمات خود را به او بفروشند. بدون فروش کالا و خدمات، چرخ کسب و کار نمی چرخد، شما باید گردش پول نقد در سیستم خود داشته باشید تا بتواند از عهده قبض ها و بدهی هايتان بر بیایید. اگر در مغازه یا دفتر کار خود بنشینید و با کسی تماس و ارتباط نداشته باشید درست مثل این است که در مغازه را قفل کرده و بسته باشید و چراغ ها را هم خاموش کرده باشید و سیم تلفن را هم از وسط بریده باشید و … بدون ارتباط فروش کالا یا خدمات ممکن نیست. در عین حال بدون ارتباط شما نمی توانید کالا های مورد نظر و مورد نیاز مشتریان را تهیه کنید. پس شما نیازمند ایجاد و برقراری تماس هم با تولید کننده ها و عرضه کنندگان کالاو خدمات دارید و هم نیاز دارید با مشتریان احتمالی خود تماس برقرار کنید و هر چه بیشتر و بهتر نیازهای واقعی آنان را بشناسید. باید اطلاعات تان به روز باشد: چه کسی تولید کننده است؟ به چه قیمتی؟ بازار چه خبر است؟ بازارهای جدید کجا هستند؟ به غیر از این شما لازم است با کارمندان و کارگران و همکاران و مشتریان قدیم و … هم ارتباط و تماس خود را حفظ کنید.

در پروسه و عملکرد فروش و بازاریابی کالا و خدمات یک گرایش مهم و واقعی هم وجود دارد و آن این است که ما با دل و جان بپذیریم که نیازهایی داریم. نیاز داریم به کالا و خدمات جدیدی برای ارائه، نیاز داریم به ایجاد، خلق، حفظ و نگهداری ارتباطات کاری. برای فروش، نیاز داریم به مشتری، برای بقا نیاز داریم به گردش و جریانی از پول نقد و نیاز داریم به انعطاف پذیری بیشتر. ما باید قبول کنیم که نیازمند برنامه های باز آموزی هستیم، باید قبول کنیم که ناچاریم مهارت های جدید بیشتری بیاموزیم و این را نیز باید بپذیریم که خوب انجام دادن کارها، فردا همانند خوب کار کردن و انجام دادن کارها در امروز نیست و نخواهد بود.

برای همین ایجاد و تداوم همین ارتباطات است که صاحبان کالا و خدمات می روند و فروشگاه باز می کنند – برای همین می روند و در نمایشگاه ها شرکت می کنند برای همین تبلیغ و بازاریابی می کنند. برای همین رو به الگوهای مختلف از جدید گرفته تا قدیم دست می زنند. برای همین بهم ایمیل می زنند و از هم سوال می کنند و هدیه می دهند. کالا و خدمات و مزایای استفاده از آنها مهم هستند اما برقراری ارتباط و تماس از آن هم مهم تر است. انسانها تمایل دارند به ایجاد و برقراری ارتباط و حفظ و تداوم آن ارتباط. برای همین است که برنامه های CRM (مدیریت ارتباط با مشتری) خریداری می کنند و از جدید ترین فن آوری های نوین استفاده می کنند تا ارتباط برقرار شود و به درستی تداوم یابد. می پرسید چگونه ارتباط برقرار کنم؟ من به شما توصیه نمی کنم که از طریق ایمیل، ایمیل برای ارسال اطلاعات خوب است اما راه مناسبی برای ارتباط نیست. اما می توانید لیستی از تولیدکننده ها و یا مشتریان خود فراهم کنید و به آنها تلفن بزنید، با آنها در دفتر خود قرار ملاقات بگذارید. درست است. همین حالا گوشی تلفن را بردارید حال و احوالی بپرسید از مشتریان سابق تان و اگر کارکنانین دارید از آنها بخواهید که این ارتباط را حفظ کنند و برقرار نگاه دارند.

ببینید، در بازاریابی خدمات کار از بازاریابی کالا بسیار سخت تر است خصوصا وقتی قرار باشد خدماتی را از روی اینترنت بازاریابی کنید. شیوه های مختلفی هست ولی آنچه مهم تر است این است که کیفیت و تعداد آن به نظرم باید بیشتر باشد. همانطور که می دانید خدمات چندنوع است، چون فروشنده های کالا هم به نوعی درگیر هستند با فروش خدمات : خدمات قبل از فروش، خدمات در حین فروش، خدمات بعد از فروش و خدمات حتی بدون فروش. شما باید همه این ها را درنظر بگیرید. شما باید به نظرم ارتباطات را در نظر بگیرید. ارتباطات قبل از فروش، ارتباطات در حین فروش، ارتباطات، ارتباطات بعد از فروش و حتی ارتباطات بدون فروش. نظرتان چیست؟ آیا در این باره فکر کرده اید. شاید امروز وقت آن باشد که یک بازنگری انجام دهید در یک یا پنج یا ده سال گذشته خود. از لحاظ کاری یا غیر کاری. محض رضای خدا هم که شده ارتباطات خود را با خودتان، با خانواده تان، با همکارانتان، با دوستانتان، با مشتریان‌تان، حتی با رقبا و دشمنان‌تان خوب کنید، مطمئن باشید که وضعیت و فضای کار و زندگی تان تغییر می کند. یادتان باشد اگر از کاری که می کنید لذت ببرید، پول خودش راه را به سوی شما پیدا خواهد کرد.

مجید ا. از من پرسیده است «چگونه مي توانم براي خريد اجناس فروشگاه خودم ، با شركتهاي وارد كننده معتبر ارتباط برقرار كنم ؟» مهدی آ. پرسیده است «شيو ه هاي ارتباط با مشتري در بازار يابي خدمات چگونه است ؟» و یا بسیاری از دوستان عزیز دیگر که خواستار اطلاعات بیشتر در خصوص «ارتباط با مشتری» هستند مثل محمد خ. – رومینا ع. و سیامک ف. و علی و نرجس از شیراز که فکر می کنند در ارتباط اجتماعی ضعف دارند و … فکر کردم این شماره را برای شما هم ارسال کنم که از من پرسیده بودید در خصوص فروش کالا و خدمات در زمانی که اوضاع و احوالات اقتصاد رو به کسادی می گذارد و یا برای آن دسته از دوستانی چون فرشته عزیز که برایم نوشته است که فروشگاه پوشاک زنانه دارد و از من راهنمایی خواسته است. يا مسعود آ. عزیز که از من در مورد روش های فروش قطعات كامپيوتر (سخت افزار ) به عمده فروشان كشور پرسیده بود و با تشکر از دوستان دیگر س. موسوی و فریا م..

اجازه دهید مطلبی را که می خواهم بنویسم را اینگونه آغاز کنم که اساسا کسی که کسب و کاری را راه می اندازد باید دائما به فکر و به دنبال کسی باشد تا با او صحبت یا ملاقات کند. او باید به دنبال برقراری ارتباط و تماس باشد. بدون تماس و ارتباط درست مثل این است که کسب و کارمان را برایش فاتحه ای خوانده باشیم و مجلس ختمش را گرفته باشیم و برایش حلوا را هم پخش کرده باشیم. صاحبان کسب و کار ها، صاحبان مشاغل آزاد، کارآفرين ها و فروشگاه ها و فروشنده ها و امثال این به هر طریق ممکن به دنبال یافتن کسی هستند تا بتوانند کالا یا خدمات خود را به او بفروشند. بدون فروش کالا و خدمات، چرخ کسب و کار نمی چرخد، شما باید گردش پول نقد در سیستم خود داشته باشید تا بتواند از عهده قبض ها و بدهی هايتان بر بیایید. اگر در مغازه یا دفتر کار خود بنشینید و با کسی تماس و ارتباط نداشته باشید درست مثل این است که در مغازه را قفل کرده و بسته باشید و چراغ ها را هم خاموش کرده باشید و سیم تلفن را هم از وسط بریده باشید و … بدون ارتباط فروش کالا یا خدمات ممکن نیست. در عین حال بدون ارتباط شما نمی توانید کالا های مورد نظر و مورد نیاز مشتریان را تهیه کنید. پس شما نیازمند ایجاد و برقراری تماس هم با تولید کننده ها و عرضه کنندگان کالاو خدمات دارید و هم نیاز دارید با مشتریان احتمالی خود تماس برقرار کنید و هر چه بیشتر و بهتر نیازهای واقعی آنان را بشناسید. باید اطلاعات تان به روز باشد: چه کسی تولید کننده است؟ به چه قیمتی؟ بازار چه خبر است؟ بازارهای جدید کجا هستند؟ به غیر از این شما لازم است با کارمندان و کارگران و همکاران و مشتریان قدیم و … هم ارتباط و تماس خود را حفظ کنید.

در پروسه و عملکرد فروش و بازاریابی کالا و خدمات یک گرایش مهم و واقعی هم وجود دارد و آن این است که ما با دل و جان بپذیریم که نیازهایی داریم. نیاز داریم به کالا و خدمات جدیدی برای ارائه، نیاز داریم به ایجاد، خلق، حفظ و نگهداری ارتباطات کاری. برای فروش، نیاز داریم به مشتری، برای بقا نیاز داریم به گردش و جریانی از پول نقد و نیاز داریم به انعطاف پذیری بیشتر. ما باید قبول کنیم که نیازمند برنامه های باز آموزی هستیم، باید قبول کنیم که ناچاریم مهارت های جدید بیشتری بیاموزیم و این را نیز باید بپذیریم که خوب انجام دادن کارها، فردا همانند خوب کار کردن و انجام دادن کارها در امروز نیست و نخواهد بود.

برای همین ایجاد و تداوم همین ارتباطات است که صاحبان کالا و خدمات می روند و فروشگاه باز می کنند – برای همین می روند و در نمایشگاه ها شرکت می کنند برای همین تبلیغ و بازاریابی می کنند. برای همین رو به الگوهای مختلف از جدید گرفته تا قدیم دست می زنند. برای همین بهم ایمیل می زنند و از هم سوال می کنند و هدیه می دهند. کالا و خدمات و مزایای استفاده از آنها مهم هستند اما برقراری ارتباط و تماس از آن هم مهم تر است. انسانها تمایل دارند به ایجاد و برقراری ارتباط و حفظ و تداوم آن ارتباط. برای همین است که برنامه های CRM (مدیریت ارتباط با مشتری) خریداری می کنند و از جدید ترین فن آوری های نوین استفاده می کنند تا ارتباط برقرار شود و به درستی تداوم یابد. می پرسید چگونه ارتباط برقرار کنم؟ من به شما توصیه نمی کنم که از طریق ایمیل، ایمیل برای ارسال اطلاعات خوب است اما راه مناسبی برای ارتباط نیست. اما می توانید لیستی از تولیدکننده ها و یا مشتریان خود فراهم کنید و به آنها تلفن بزنید، با آنها در دفتر خود قرار ملاقات بگذارید. درست است. همین حالا گوشی تلفن را بردارید حال و احوالی بپرسید از مشتریان سابق تان و اگر کارکنانین دارید از آنها بخواهید که این ارتباط را حفظ کنند و برقرار نگاه دارند.

ببینید، در بازاریابی خدمات کار از بازاریابی کالا بسیار سخت تر است خصوصا وقتی قرار باشد خدماتی را از روی اینترنت بازاریابی کنید. شیوه های مختلفی هست ولی آنچه مهم تر است این است که کیفیت و تعداد آن به نظرم باید بیشتر باشد. همانطور که می دانید خدمات چندنوع است، چون فروشنده های کالا هم به نوعی درگیر هستند با فروش خدمات : خدمات قبل از فروش، خدمات در حین فروش، خدمات بعد از فروش و خدمات حتی بدون فروش. شما باید همه این ها را درنظر بگیرید. شما باید به نظرم ارتباطات را در نظر بگیرید. ارتباطات قبل از فروش، ارتباطات در حین فروش، ارتباطات، ارتباطات بعد از فروش و حتی ارتباطات بدون فروش. نظرتان چیست؟ آیا در این باره فکر کرده اید. شاید امروز وقت آن باشد که یک بازنگری انجام دهید در یک یا پنج یا ده سال گذشته خود. از لحاظ کاری یا غیر کاری. محض رضای خدا هم که شده ارتباطات خود را با خودتان، با خانواده تان، با همکارانتان، با دوستانتان، با مشتریان‌تان، حتی با رقبا و دشمنان‌تان خوب کنید، مطمئن باشید که وضعیت و فضای کار و زندگی تان تغییر می کند. یادتان باشد اگر از کاری که می کنید لذت ببرید، پول خودش راه را به سوی شما پیدا خواهد کرد.

بازاريابی و بهره وری

اين مطلب را می خواهم به موضوع مهم بهره‌وری اختصاص دهم. موضوعی که بسیاری از دوستانم در مورد آن سوال می کنند و از من خواسته اند که در رابطه با این موضوع و بازاریابی اشاراتی داشته باشم. به عنوان مثال خانم منصوره عزیز برایم نوشته است «می خواستم بدانم چطور می توان یک بازار یاب خوب بود من دوست دارم این کار را یاد بگیرم چون فکر می کنم با راهنمایی های بیشتر در این کار می توانم موفقیت بیشتری کسب کنم تا در کارهای دیگر. من در یک شرکت سیستم های امنیتی کار می کنم و در این شرکت من هم حسابدارم، هم منشی ، بازاریاب ، طراح عکس ، فروشنده و خلاصه همه کار می کنم و بدتر از همه (این است که) از حسابداری بدم می آید هیچوقت هم حسابهایم درست از آب در نمی آید این آخری یک درد دل کوچک بود ببخشید که این مطلب اینقدر زیاد شد با تشکر … »

اما پاسخ من: برایشان نوشتم که «شرایط شما را کاملا درک می کنم و تا حدودی با مشکلات و دردسرهایی که دارید آشنا هستم. این تقریبا در ایران موضوعی عادی شده است که شرکت ها و سازمانها برای کاستن از هزینه هایشان – جا و مکان، حقوق و دستمزد و پاداش و بیمه و … – به نوعی از پرسنل خود یک جور «آچار فرانسه» می سازند و البته شاید این شرکت ها نمی دانند که با این روش کارایی و علاقه و بازده افراد به مرور زمان کم می شود.

توصیه ام به این دوست عزیز این بود که آرام آرام مسئولیت های خود را کمتر کنید و با توافق مدیریت شرکت روی یک یا دو موضوعی بیشتر متمرکز شوید که به انجام آن در ساعات کاری علاقمندید. بارها این را در خبرنامه هایم نوشته ام که کاری را انجام دهید که به آن عشق می ورزید. برای اینکه یک بازاریاب خوب شوید باید مهارت ها و دانش و اطلاعات ویژه ای داشته باشید.»

اما اول از همه برای کار در زمینه بازاریابی باید به این کار علاقه داشته باشید. از کاری که دارید انجام می دهید باید لذت ببرید. پول برایتان مهم نباشد بلکه پاسخ گفتن به نیاز مردم و زندگی مردم را با محصولی (کالا / خدمات) بهتر و راحت تر ساختن هدف باشد. برای کار در زمینه بازاریابی، باید محصول خود را بخوبی بشناسید و توصیه ما این است که محصولی را بازاریابی کنید که خودتان مصرف کننده اش هستید و آن را در میان سایر برندها به عنوان یک محصول خوب پذیرفته اید، وقتی چنین باشد شما از پیدا کردن بازار برای آن محصول خوشحال خواهید شد و از کار و زندگی تان لذت خواهید برد. برای اینکه برای کالا یا خدماتی بازاری پیدا کنید باید «نیاز» واقعی آن بازار را و در واقع «بازار هدف» خود را بخوبی بشناسید و آن زمان پیام خود را – مبنی بر این که ما می دانیم نیاز واقعی شما چیست و آن را شناسایی کرده ایم و پاسخی برایش یافته ایم و این هم فهرستی از مزایا و منافع حاصل از استفاده از این کالا یا خدمات و … – برای آن بازار ارسال کنید. در اینجاست که شما پیامی را برای بازار هدف خود تبلیغ می کنید. اگر شما کالا یا خدمات درست را یافته باشید، (زمان) و مکان درست را یافته باشید، قیمت گذاری درستی انجام داده باشید و ابزارها و استراتژی های تبلیغی مناسبی را انتخاب و اتخاذ کرده باشید قطعا موفق خواهید شد. یادتان باشد که بازاریاب یخچال فریزر، هرگز نمی تواند یا به سختی می تواند اسکیموها را هدف قرار دهد.

اما در مورد بهره‌وری – درست است که ما می خواهیم با امکانات و تجهیزات موجود بیشترین بازده را داشته باشیم – اما آخه این دیگر خیلی از انصاف به دور است که همه ی کارها را بر دوش یک نفر سوار کنیم و فکر کنیم که داریم برای رسیدن به بهره وری بیشتر و بالاتر تلاش می کنیم. درست است بهره‌وری یعنی کار بیشتر ولی با استرس کمتر. یک کار را بهتر و درست تر و بیشتر انجام دادن بهره‌وری اش به مراتب بیشتر است از چند کار را با هم و ناقص انجام دادن. موافق نیستید؟ ببینید چه اتفاقی می افتد وقتی ما هم بخواهیم بازاریاب باشیم و هم فروشنده و هم حسابدار و هم منشی و هم پاسخ تلفن ها را بدهیم، هم نامه ها را بایگانی کنیم و هم عکس بگیریم و فتوشاپی اش کنیم و اسکن کنیم و ببریم چاپ خانه و … اینجوری امکان اینکه کار ها و وظایفمان با هم قاطی شود بسیار زیاد خواهد بود. من معتقدم که فروشندگی با بازاریابی و (البته خیلی کارهای دیگر با هم) متفاوت است به همین جهت که فروشنده لزومی ندارد کالایش را خوب بشناسد. فروشنده ای که کامپیوتر می فروشد را در نظر بگیرید. اما بازاریاب لازم است که از کالا و خدماتی که قرار است به مشتری داده شود بخوبی آگاه باشد. بنابر این لازم است نیاز مشتری را بخوبی بداند و در جستجوی پاسخی مناسب برای این «نیاز» باشد.

برای تبليغات آنلاين چه عواملي را باید در نظر داشته باشيم؟

اين مطلب را که پیشتر از این در خبرنامه های «بازاريابی و تبليغات» نوشته ام را اختصاص داده ام به اين نوع سوالات متداول دوستان عزیز که در مورد تبليغ در اينترنت پرسيده بودند. امير ت. از اصفهان پرسيده است: «در اينترنت در چه سايت هایی تبليغ کنيم؟» مينو از رامسر پرسيده است «چه سايت هايي برای تبليغ کالا و خدمات مان مفيد است؟» ارشيا پرسيده است «چه سايت هايي براي تبليغات خوب است؟ من مي خواهم كار خود را در حيطه بازاريابي گسترش بدهم مي خواهم بدانم چه سايت هايي خوب است براي تبليغات و ابزار هاي تبليغاتي چه چيزهايي هستند؟» کيومرث از تهران پرسيده است: «برای تبليغات آنلاين چه عواملي را باید در نظر داشته باشيم؟» و چند سوال ديگر که با همين مضمون پرسيده شده اند.

اينکه چه سايت هايي برای تبليغ مناسب هستند به عوامل متعددی بستگی دارد: شما چه نوع سايت چه نوع خدمات يا کالايي برای عرضه داريد؟ آيا بازار شما در سطح محلی است يا در سطح ملی و یا بین‌المللی؟ به اين فکر نکنيد که چه چيزی برای فروش دارید بيشتر به اين فکر کنيد که به چه کسی می خواهید کالا يا خدماتتان را بفروشيد. مخاطبين شما از اهمیت فوق العاده ای برخوردارند. به آنها و به بازار هدف تان فکر کنيد. تبليغ بايد هدفمند باشد. اگر قرار است برای وسايل ماهيگيری بازاريابی کنید باید مثل يک ماهيگير به درياچه یی پر از ماهی نظر داشته باشيد. درباره ظآ» مطالعه کنید و اين هدف جلو برويد اما برای فروش باید دیدتان را تغییر دهید و از يا از چشم ماهی ها به کالا و خدمات تان نگاه کنید. برای فروش کالایی مربوط به ماهيگيری رفتن و تبليغ دادن در سايت های «اتومبيل» يا «کار از راه دور» و متفرقه غير اصولی و غیر منطقی است. بايد در جاهايي تبليغ کنيد که مشکلی از مشکلات ماهيگيران را حل می کنند. منظورم اين است که اگر کالايي در مورد موسيقی داريد بايد در سايت ها و يا وبلاگ ها و شبکه های اجتماعی مربوط به موسيقی تبليغ کنيد. در هر صفحه ای تبليغ نکنيد در صفحات بخصوصی تبليغ کنيد که در متن و محتوای آن صفحه مشکلی از مخاطبين هدف شما با کمک محصول يا خدمات شما برطرف می‌شود و در آنجا به نيازی از مخاطبين شما پاسخ داده می‌شود. من معتقدم که باید به سايت هایی تبليغ داد که خلاقيت دارند در کارشان. برای خدمات هم بهتر است در سايت هايي که Yellowpage هستند و ما چندتايي از آنها را در ايران داريم استفاده کنيد. آمار و ارقام نشان داده است که استفاده مردم از اين نوع سايت ها تا حدود ۵۰ درصد منجر به تماس تلفنی با فروشنده خدمات می شود.

ده سال پيش که من اين کار و سايت را روی اينترنت آوردم سرعت و کيفيت اينترنت فوق العاده برای ما ایرانی ها بد بود و حالاش هم کماکان بدهست اما از حق نگذريم الان با آن زمان بسيار فرق کرده است. مردم فی الواقع سوالات موثری می پرسند و ضريب نفوذ بيشتر از آن زمان هاست. اگرچه هنوز خيلی پايين است در کل. با افزايش تعداد استفاده کنندگان خطوط پرسرعت مثل ADSL در ايران (: اصولا مراجعه به سايت ها از طرف مردم افزايش می ‌یابد و به همين منظور مردم بيشتری برای پيدا کردن خدمات محلی به اينترنت مراجعه می کنند. ما باید امیدوار باشيم که در ایران محدوديت ها کمتر شود و ضريب نفوذ بالاتر رود و سرعت ها افزايش يابد تا بتوانيم از تبليغ به صورت موثرتری بهره ببريم.

يک نوعی از تبليغات آنلاین PPC یا پرداخت برای هر کليک است. روش خوب و جالبی است اما باید مواظب شيادان کليکي Click Frauds باشيد. در سال ۲۰۰۶ بعضی از سايت ها برای هر کليک ۵ سنت شارژ می کردند. استفاده از Adwords هم در گوگل خوب است و همانطور که می‌بينيد برخی از دوستان به آن روی آورده اند و تبليغات آنها را در جستجوی گوگل یا جی میل می بينيد. برای Adwords يک اشکال وجود دارد که آن هم رقابت برای انتخاب کليدواژه ها است.